سایت خاطره نگاری بداعه سینما

نظر به فیلم های سینمایی بدون قصد نقد

نظری بر فیلم های دیو و دلبر- دوگما- نقشه فرار - قلمرو خدا و فراتر از تپه ها


566- نام فیلم: دیو و دلبر
نام لاتین: Beauty and the Beast
 
Imdb: 6.4
محصول 2014 فرانسه و آلمان
نام کارگردان: کریستوفه گانز
نام نویسندگان فیلمنامه: سارا وو-هنا و کریستوفه گانز
بازیگران: وینست گازل(پرنسس) ، له آ سیداکس(بله)، آندر دو سولیوا(پدر) و .....
موضوع: بازسازی فانتزی داستان معروف دیو و دلبر که در آن بازرگانی به جستجوی پسرش اسیر دیوی می شود و دخترش برای نجات پدر به جای پدر، راهی خانه دیو می شود .....
نظر: خوب
فیلم دیو و دلبر براساس یک داستان اسطوره ای معروف و قدیمی ساخته شده و این روزها معمولا بخاطر انیمیشن آن معروف است. این فیلم خارج از فضای هالیوودی و با لهجه فرانسوی و اروپایی ساخته شده است، لذا به نظر فیلم از ساده انگاری خارج و بدان پردازش عمیق تری داده شده است و صحنه آرایی خیلی خوب فیلم به آن کمک کرده است. من وقتی دیدم منتقدان مرجع سایت "ای ام دی بی" نمره کمی به این فیلم داده اند، تعجب کردم، بالواقع از نظر ساختاری و هنر تصویر برداری و فلسفه نهفته در صحنه ها، این فیلم از فیلم هایی مشابه در هالیوود یک سر و گردن بالاتر است! با وجود اینکه داستان برای ما یادآور داستانهای کودکانه است ولی شکل بافت فیلم، چنین احساسی را نمی دهد. ولی به هرحال صحنه های سینمایی فیلم آنقدر است که بدان اهمیت داد و به سینمای فرانسه از این نما احترام گذاشت....
----------------------
567- نام فیلم: دگما
نام لاتین: Dogma
 
Imdb:7.4
محصول 1999 آمریکا
نمره منتقدان ای ام دی بی: 62 از 100
ژنر: کمدی
نام کارگردان: کوین اسمیت
نام نویسنده فیلمنامه: کوین اسمیت
نام بازیگران: لیندا فیرنتینو(بتانی)، آلن ریکمن(ماترون)، بن افلاک(براتلی)، کوین اسمیت(اسیلنت باب)، مت دیمون(لوکی)، سلما هایک(سرندیتیپی)، جیسون لی(عزرائیل)، چریس راک(روفوس) و .....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0120655/fullcredits?ref_=tt_cl_sm#cast
موضوع: به دنبال تغییر رویه کلیسای نیوجرسی، و تعریف دروازه ورود به بهشت، دو فرشته طرد شده از درگاه خدا به نام های براتلی و لوکی، قصد عبور از این دروازه را دارند، ماترون(آلن ریکمن) مامور می شود از طریق بتانی آخرین نسل مسیح، از عبور این دو فرشته جلوگیری کند .....
نظر: خوب
شاید این فیلم یکی از جمله عجیب ترین فیلم هایی است که یک نفر در عمرش می تواند ببیند! از آن رو که در فیلم به نحو شگفت انگیزی حواروین، عزارئیل، اسرافیل، و چند فرشته دیگر تجسم یافته و به نحو طنز امیزی با هم تعارض و توافق می کنند! قالب و لباسی که برای این شخصیت های دینی ارائه می شود، به امروزی ها تعلق دارد و کمترین تفاوت را با انسانهای این روزها دارند! حتی نحوه حرف زدن و تکه پرانی هایشان چیزی از گذشته ای که بدان تعلق دارند، نشان نمی دهد! لذا در اولین برداشت، فیلم تکلیفش را روشن می کند که قصد توهین به مقدسات را ندارد و قصدش شوخی است! در کنار اینها  شوخی که در فیلم در ارتباط با شخصیت خدا می شود خودش عالمی دارد! فیلم با این مضمون شروع می شود خدایی که پلاتیپوس خلق می کند، خدای شوخی است! و اعوذبالله شخصیت خدا هم تجسم می یابد! ولی شیوه این نمایش آنقدر مضحک بود که شاید جسورترین شوخی در دایره سینما باشد! فیلم سایه هایی از کد داوینچی      ( 2006- ران هاروارد) را نشان می دهد شاید زمینه ساز تولید آن بوده است.حضور بازیگران معروف هالیوود مانند مت دیمون و بن افلاک از نکات جالب این فیلم است ..
----------------------------------
568- نام فیلم: نقشه فرار
نام لاتین: Escape Plan
 
Imdb: 6.8
منتقدان ای ام دی بی : 49 از 100
محصول 2013 آمریکا
ژنر: جنایی- اکشن
نویسندگان فیلمنامه: مایز چاپمن و جیسون کلر
نام کارگردان: مایکل هافستروم
نام بازیگران: سیلور استالونه(ری برسلین)، آرنولد شوایتزینگر(روتهایمر)، جیم کاوی زل(هبز)، فران طاهر(جواد)، امی ریان(آبی جیال)، سام نیل(دکتر کایری)، وینه جئنز(دریک) و .....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1211956/awards?ref_=tt_awd
موضوع: ری بروسلین نویسنده و متخصص بررسی مشکلات زندانها از نظر امنیتی و فرار مجرمان، طی قراردادی وارد یک زندان فوق محرمانه می شود ولی در آنجا متوجه تفاوت زندان با بقیه زندانهای دیگر می گردد ....
نظر: خوب تا متوسط
ما در فیلم نقشه فرار با یک فیلم مهیج با سوژه ای جدید و جالب روبرو هستیم! انچه در فیلم جالب به نظر می رسد حضور دو بازیگر بسیار معروف و قدیمی و محبوب اکشن یعنی آرنولد و استالونه است! ولی اتفاقا در کنار موضوع و کشش داستان حضور همین دو بازیگر پیر، و بازی نسبتا بد آنها  نقطه ضعف فیلم تلقی می شود!
 در فیلم برسلین طراح نقشه فرار، به نحو غیر معقولی باد شده است و طراحی های وی به جز چند مورد، زیاد شکافته نمی شود و عمق مهندسی ندارد و اعتقاد دارم مهارت وی درفرار بیش از حد باد شده است. در فیلم به جریان مسلمانی احترام گذاشته شده است  و دیگر خبری از مسلمان تروریست و وحشی نیست و نقش جواد، نقش مثبت و محترمانه ای است. در اواخر فیلم هم آرنولد تعمدا به نحو طنزآمیزی سایه های از فیلم های ضرب المثلی خود که با یک تفنگ دهها ادم را قلع و قمع می کند، نشان داد!
-------------------------
569- نام فیلم: قلمرو خدا
نام لاتین: Kingdom of  Heaven
 
 
Imdb: 7.2
منتقدان ای ام دی بی: 63 از 100
ژنر: تاریخی، درام و اکشن
محصول 2005 آمریکا، انگلستان، اسپانیا، آلمان و مراکش
نام کارگردان: ریدلی اسکات
فیلمنامه: ویلیام مون هان
نام بازیگران: اورلاندو بولوم(بایلین د ابلین)، اوا گرین(سیبی لیا) ، لیام نسون(گائفری دابلین) ، قسان مسعود(صلاح الدین) و .....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0320661/awards?ref_=tt_awd
موضوع: بایلین که برادر کشیش خود را به قتل رسانده بود به همراه پدرش که یکی از معروفترین شوالیه های اورشلیم بود، به اورشلیم می گریزد و یکی از سرداران شوالیه آنجا می شود. از سویی شوالیه های سفید بدون اجازه پادشاه جذامی، بهانه بدست صلاح الدین ایوبی می دهند تا وی به اورشلیم حمله کند ، ابالین مسئولیت دفاع از اوشلیم را به عهده می گیرد....
نظر: خوب تا خیلی خوب
 ما بارها شده، اسم جنگهای صلیبی و فاتح این جنگها، صلاح الدین ایوبی را شنیده ایم، ولی فیلمی که در این ارتباط ساخته شده باشد را ندیده ایم. با این مقدمه، باید باور کنیم فیلم قلمروی خدا ساخته ریدلی اسکات، یک فیلم کم نظیر و در صورت صحت داستان و شخصیت های آن در فیلم، یک فیلم اموزنده و جذاب است. خوشبختانه ریدلی اسکات، فارغ از دامن زدن به اختلافات مذهبی، در ساختن این فیلم تا حدود مناسبی، واقع بین بوده است و به اعتقاد من حتی مقام و شخصیت صلاح الدین ایوبی فرمانده کرد مسلمان، شخصیتی مثبت و قابل احترام، در کنار شخصیت شوالیه های سفید اورشلیم نشان داده شده است. آنچه در فیلم، قابل ستایش است، نماهای وسیع در کنار کلوزاپ های خوب صورت و فیلمبرداری و نمایش منطقی صحنه های درگیری ها و وسعت جنگ و خونریزی است. اما چند نکته در فیلم در ذهنم مانده است:
اول اینکه فیلم طرح بندی داستانی مناسبی در شروع فیلم ندارد که شاید نماد کم دقتی اولیه من باشد! نمی دانم!...
دوم اینکه تدوین صحنه های اوایل فیلم دچار مشکل است، گویا آقای ریدلی اسکات اصرار دارد فیلم را سریعتر به قسمت هیجان انگیز آن نزدیک کند و آنها را به سرعت رد می کند، به هرحال جمع بندی یک فیلم با داستانی طویل در طول سه ساعت، این مشکلات را بیشتر به همراه خواهد داشت...
سوم کلوزاپ های صورت ملکه اورشلیم(اوا گرین) و حتی صلاح الدین ایوبی در هنگام وقایع جنگ و رویدادهای داخل قلعه،  مصنوعی و اصرار ریدلی اسکات برآن سئوال برانگیز است!  زوم کردن دوربین بر چهره، خانم اوا گرین با آن چشمان سبز و درشت، این ظن را بوجود می آورد، که شاید تهیه کنندگان درصد تبلیغ برای وی یا تحت تاثیر قرار دادن مخاطب هستند!....
چهارم آقای ریدلی اسکات روی صحنه های جنگ در اورشلیم زحمت و هنر زیادی به خرج داده است و فیلم را از این حیث به یاد ماندنی کرده است....
ولی در کل بازیگری های فیلم درخشان نیستند و به هرحال ثابت می کند  هرکسی نمی تواند مثل راسل کرو در فیلم گلادیاتور ارزش های هنری خود را به روی پرده سینما بیاورد!.....
---------------------------------------
570- نام فیلم: فراتر از تپه ها
نام لاتین: Beyond the Hills
 
Imdb:7.6
منتقدان imdb: 79 از 100
محصول سال 2012 رومانی، فرانسه و بلژیک
نام کارگردان: کریستین مونگیو
نام نویسنده: کریستین مونگیو و براساس  نویسنده رمان non-fiction تاتیانا نیسولسو
نام بازیگران: کاسمینا استراتان(ووی چیتا)، کریسینا فلوتور(آلینا)، والریو آندریوتا(کشیش)، دانا تاپالاگا(مادر روحانی) و....
افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt2258281/awards?ref_=tt_awd
جشنواره کن: کاندیدای  بهترین های بازیگران زن( استراتان و فلوتورو) و فیلمنامه و کاندید نخل طلایی
موضوع: آلینا به دلیل عشق به دوست دوران یتیم خانه کودکی و بردن وی به آلمان، به محل زندگی وی در صومعه ای در رومانی می رود ولی دنیای دوست وی، تغییر کرده و وی را دچار مشکل روانی می کند ....
نظر: خوب تا خیلی خوب
فیلم فراتر از تپه ها یک مرثیه زیبا در نمایش تعارض عشق زمینی و عشق آسمانی است! در واقع این دو در این مرثیه نتوانستند کنار بیایند و کسی که به صلیب کشیده می شود، عشق زمینی است... خوبی فیلم در این است که قضاوت خاصی در ارتباط با موضوع فیلم نمی کند و آدم ها کلیشه ای خوب و بد معرفی نمی شوند! دوم اینکه شخصیت عشق ترسیم جانسوز و زیبایی دارد، اگرچه فیلم تاریخچه و دلیل زیادی برای عشق آلینا نشان نداده است و همان اول شعاری سراغ اصل موضوع رفته است! ولی به هرحال دوستان یتیم خانه ای تنها بهانه عشق است.... آنچه در فیلم به آن اصرار می رود، تداوم دیالوگ های ساده و با طمانینه است که باعث می شود جریان آرام داستان مخاطب را با خود همراه کند! .... عقاید شخصی آدم های فیلم خوب جا افتاده  است! از زاویه دیگر، به اعتقاد من در کنار طراحی منطقی فضای داستان، بازیگری ها معمولی، ولی خانم کریستینا فلوتور در نقش آلینا یک سر و گردن بالاتر از بقیه بازی کرده است! بعضی صحنه های انگشت شمار اکشن فیلم مانند صحنه تلاش برای خودکشی در چاه آب  و یا آتش زدن اتاق حبس، خوب کار نشده است ولی در کل فیلم تاثیر گذار و ارزشمند است.....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم دی 1393ساعت 9:34  توسط نادر نظامی  | 

نگاهی به فیلم های پسربچگی، رنگ باران، بخت پریشان، حوض نقاشی و سانتای بد

561- نام فیلم: پسربچگی

نام لاتین: Boyhood

 

IMDB: 8.6

محصول 2014 آمریکا

ژنر: درام

نام کارگردان و نویسنده فیلمنامه: ریچارد لینکلتر

نام بازیگران: اتار کلترن(میسون)، پاتریشیا آرکت(مام)،لرلی لینکلتر(سامانتا)، اتان هاوک(پدر) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1065073/awards?ref_=tt_awd

برنده خرس نقره ای جشنواره برلین

ژنر: ملودرام

موضوع: درباره زندگی میسون و خواهرش سم با مادرشان و تربیت آنها تا سن نوجوانی ......

نظر: خوب

می خواندم فیلمبرداری این اثر سینمایی قریب 12 سال طول کشیده است، انقدر که بچه های کوچولو به سن بلوغ رسیدند، از اینرو باید به صبر و پشتکار آقای لینکلتر تبریک گفت. اما فیلم، فیلم یک فیلم تربیتی است و با یک خط طویل داستانی از کودکی تا زمان دانشجویی میسون، یک اثر طولانی سینمایی را خلق کرده است. هنر خوب لینکلتر این است که خیلی خوب واقعیات زندگی میسون را از کودکی تا جوانی در یک اثر 2 ساعت و 45 دقیقه ای جمع کرده است وگرنه خیلی راحت میشد این فیلم را از اینی که هست طولانی ترکرد. فیلمبرداری های در حین رشد، نشان دهنده وقفه زیاد بین بعضی سکانس هاست، شاید هم از اینروست که تدوین فیلم قوی به نظر نمی رسد. اما داستان فیلم بیش از حد خطی است و لینکلتر یک داستان سرراست بدون پیچ و خم را تر و تمییز بیان کرده است ! آنچه در گود می ماند، مجموعه ای از زندگی میسون و خواهرش در شرایط مختلف است که چون این شرایط چندین بار تغییر کرده است، مثل داستانهای مجزا می مانند که اهداف تربیتی دارند! ... اما اهداف تربیتی و فرهنگی فیلم شاید بیشتر به درد همان جامعه آمریکایی می خورد و دیالوگ ها و روابط با فرهنگ فعلی ما در ایران جفت و جور نمی شود.....گاه بعضی از موضوعات که در داستان های زندگی می شد به هم وصل کرد، روند خود را مبهم ول کردند، مثلا پرونده پتانسیل  میسون که در کودکی تخیل خوبی داشت و بعدا  نقاشی خوبی می کشید و به عکاسی نظر داشت بی هیچ نتیجه ای بسته شد! .....  می خواندم تمام منتقدهایی که فعلا این فیلم را در IMDB نمره داده اند، بدان نمره کامل داده اند! .... در فیلم بازی پاتریشیا آرکت در نقش مادر از بقیه یک سر و گردن بالاتر نشان می دهد ....

------------------------------

562- نام فیلم: رنگ باران

نام لاتین: The Color of Rain

 

Imdb:7

محصول 2014 آمریکا

ژنر: درام

مدت فیلم: 1 ساعت و 23 دقیقه (نمایش تلویزیونی)

نام کارگردان: خانم آنه ویلر

نام نویسندگان: خانم جینا کیل و مایکل اسپین (نویسندگان کتاب)، نانسی سیلور

نام بازیگران: لیسی چاپرت(جینا کیل)، وارن کریستی(مایکل اسپین) و .....

موضوع: داستان آشنایی دو خانواده، خانم جینا کیل شوهر خود و آقای مایکل اسپین همسر خود را در اثر بیماری سرطان از دست داده بودند و پنج فرزند از دو خانواده باقی مانده بود .....

نظر: خوب

فیلم بیشتر به یک فیلم تلویزیونی شباهت داشت ولی با این وجود خیلی خوب و جذاب ارائه شده است. موزیک  زیبا و بازیگری ها منطقی و داستان فیلم خیلی واقعی و خوب تعریف شده است. فیلم از نظر ارزشی با توجه به واقعی بودن داستان آن، دارای اهمیت است و می تواند از نقطه نظر تربیتی و روانشناسی مورد تحلیل قرار گیرد و فصل بندی نقش مرد و زن در وظایف مستقل خود در خانواده، مورد توجه واقع شود و از طرفی به علت جذابیت آن مورد استفاده عام واقع شود ولی بهرحال فیلم یک داستان ساده و یک طرح ساده دارد و شاید هم بخاطر همین صداقت و سادگی به دل مخاطب می نشیند  ولی خب داستان فیلم جوری بود که من در همان پنج دقیقه اول که فیلم را دیدم اصل داستان فیلم را تا انتها به راحتی حدس زدم و درست هم حدس زدم!!!! ......

-----------------------

 

563- نام فیلم: بخت پریشان

نام لاتین: The Fault in Our Stars

 

Imdb: 8.1

منتقدان ای ام دی بی: 69 از 100

محصول 2014 آمریکا

ژنر: درام و رمانتیک

نام کارگردان: جوش بون

نام نویسندگان: نویسنده کتاب جان گرین و نویسنده فیلمنامه : اسکات سنتارلر و میشل اچ. وبر

نام بازیگران: شای لنه وودیلی(هازل)، آسنسل الگات(گاس)، نات وولف(ایزاک)، لارا درن(فرانی)، ویلیام دافو(وان هوتن)، سام تراول(میشل) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt2582846/awards?ref_=tt_awd

موضوع: هازل دختر جوانی  که دارای سرطان ریه است در کلاسهای روان درمانی با پسر جوانی که در اثر سرطان یک پای خود را از دست داده است، آشنا می شود و موضوع کتاب عاطفه شاهنشاهی بهانه ای برای ادامه دوستیشان می شود تا .....

نظر: خوب

سرطان بهانه ای است برای اینکه انسان نگاه دقیق تری به زندگی بیاندازد. د.یالوم نویسنده و متفکر مکتب روان درمانی اگزیستال معتقد است نزدیکی انسان به مرگ باعث نگاه ژرف تر و هدفمندانه تر به زندگی می شود و اعتقاد دارم این فیلم در راستای همین نگاه است. ادم هایی که با مرگ قرابت نزدیکی تری دارند، ارزش و اهمیت زندگی را بهتر درک می کنند و نگاه انها با آدم های معمولی که با زندگی مثل یک موجود عادی روبرو می شوند، فرق اساسی دارند، ولی به هرحال فیلم یک روند و یک نگاه ثابت را در طول 2 ساعت و 10 دقیقه ای تکرار می کند. داستان عاشقانه هازل و گاس یک داستان کلیشه ای است ولی عمق آن به خاطر مفهوم دراماتیک مرگ زودرسشان بیشتر است. هدف در زندگی روشن تر تبیین می شود. جالب وجود نگاه های غیر دینی در وجود ادم های سرطانی است یک جورهایی این نگاه گرایش به این دارد بدون نگاه دینی هم می توان برای زندگی هدف تعریف کرد. آنها کسانی را که برایشان زندگی پوچی را ترسیم می کنند نمی پذیرند، آقای وان هوتن(ویلیام دافو) در واقع نماد اینگونه آدم هاست. خیلی جالب است ادم وقتی می بیند ادم های که با مرگ عن قریب دست و پنجه نرم می کنند و خداشناس سنتی نیستند، اینگونه زندگی را زیبا و هدفمند تعریف می کنند و از آن لذت می برند!.... به هرحال فیلم جنبه اموزشی خوبی از نقطه نظر روان شناسی و فلسفی دارد. ترانه های فیلم زیبا و دل نشین است. در میان هنرپیشگان بازی دختر نقش اول  جوان فیلم شان لنه وودلی در نقش هازل یک سر و گردن بالاتر از بقیه نشان می دهد.

----------------------------------

564- نام فیلم: حوض نقاشی

 

محصول 1391 ایران

نام کارگردان: مازیار میری

نام فیلمنامه نویس: حامد محمدی

بازیگران: شهاب حسینی(رضا)، نگار جواهریان(مریم)، فرشته صدر علیایی(مرضیه) و .....

افتخارات:

جشنواره فجر : سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگر و طراحی صحنه و لباس

کاندید سیمرغ بلورین بهترین های بازیگر زن و فیلمبرداری

موضوع: رضا و مریم که دارای بیماری ارثی اختلالات حرکتی هستند همراه پسرشان سهیل زندگی مستقلی دارند ولی غرور  سهیل در حین علاقه به پدر و مادر شکسته می شود و وی تصمیم می گیرد....

نظر: متوسط

یکی از دوستانم که فیلم را دیده بود به من سفارش کرد حتما آن را ببینم و از بازی شهاب حسینی لذت ببرم و واقعا باید بگویم اولین چیزی که تو ذوقم خورد همان بازی شهاب حسینی بود! من شخصا اغلب بازی های شهاب حسینی را دوست دارم ولی این یکی را  نه!.... به نظر من آقای میری روی قالب حرکتی و شخصیتی دو هنرپیشه دوست داشتنی سینمای ایران یعنی آقای شهاب حسینی و نگار جواهریان خوب کار نکرده است و حاصل آن یک بیماری من در آوردی با ادا و اطوارهای مصنوعی است! .....اصلا مشکل این فیلم این است که قالب ها بیشتر تحمیلی و شعاری است، مثلا شخصیت سهیل به عنوان فرزند دو بیمار داستان، خود شعاری و بدون پشتوانه به نظر می رسد...بحث ناراحتی سهیل از مشکلاتی که پدر و مادر مریض دارند نیز یک برش ساده دارد و سهیلی که در طول زندگی با انها رشد کرده انگار قرار است برای داستان فیلم، یک فیلم تاثر برانگیز در آن مقطع کوتاه بازی کند! در حالیکه قطعا سهیل در طول رشد و در سن نوجوانی باید  خود متوجه تفاوت پدر و مادر با بقیه جامعه شده باشدو لطمه دیده  و عادت کرده باشد!.....بحث تحریم ها و تاثیر انها در زندگی مردم در حاشیه داستان قرار گرفته و کمرنگ مطرح شد!.... به هرحال بین شهاب حسینی و خانم نگار جواهریان به عنوان دو بیمار اختلالات حرکتی من بازی خانم جواهریان را  بیشتر پسندیدم و در کل فیلم را یک فیلم متوسط تلقی می کنم! ..... احساسات مطرح شده در فیلم چون قالب درست حسابی ندارند، شعاری و مصنوعی به نظر می رسند.!!!.....به هرحال من که خاطره خوشی از آقای میری به خاطر فیلم جالب سعادت آباد دارم! معتقدم این فیلم یگ پسرفت حساب می شود!×.....

----------------------------

565- نام فیلم: سانتای بد

نام لاتین: Bad Santa

 

Imdb: 7.1

منتقدان ای ام دی بی: 70 از 100

محصول 2003: آمریکا و آلمان

نام کارگردان: تری زیگف

نام بازیگران: ویلی راب تورنتون(ویلی)، تونی فاکس(مارکوس) ، برت کلی(بچه)، برنی مک(جین) ، لارن گراهام(سو) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0307987/awards?ref_=tt_awd

گلدن کلوب: کاندید بهترین بازیگر مرد(بیلی باب تورنتون)

بفتا: کاندید بهترین بازگر مرد(برنی مک)

موضوع: هر سال،  ویلی  با فرار رسیدن ایام کریسمس با پوشیدن لباس پاپا نوئل به همراه دوست کوتوله اش مارکوس اقدام به دزدی از فروشگاه های شهرهای مختلف آمریکا می کردند تا اینکه این بار در میامی آشنایی بیلی با یک پسر بچه کوچک ماجرای جدیدی رقم می زند .....

نظر: متوسط

دو چیز در فیلم تو ذوق می خورد. یکی کارگردانی کم انرژی و بازیگری ضعیف و دیگری تدوین بد فیلم است! استفاده از شوخی های س ک س ی بخصوص شوخی های مارکوس کوتوله را شاید  بتوان نمک فیلم تلقی کرد ولی به هرحال لحن شوخی ها با بافت فرهنگی طنز ما ایرانی ها فرق دارد ! انچه در فیلم اتفاق می افتد حضور وجود یک ادم خوب در پشت ذات یک دزد است که در آغاز بی وجدان به نظر می رسد! این انقلاب درونی هم تقریبا بدون مقدمه چینی مناسب روی می دهد‍! ولی همین تغییر باعث احساس رضایت و هدفمندی ویلی دزد می گردد، کسی که در طول عمر خود معنای لذت بردن واقعی از زندگی را نچشیده است و این پیام ارزشمند فیلم است ولی این پیام بیشتر شعاری به نظر می رسد و گاه نامتجانس با سایر عناصر داستان فیلم! ..... از نظر روند فیلم، فیلم هرقدر به آخرش نزدیکتر می شود، بهتر می شود....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آذر 1393ساعت 12:9  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های گربه سیاه گربه سفید، آخرین وگاس، تا تاریکی صبرکن، زیر پوست و سر به مهر

556- نام فیلم: گریه سیاه، گربه سفید

نام لاتین: Black Cat, White Cat

 

Imdb:8.2

محصول 1998 یوگسلاوی سابق، فرانسه، آلمان، اتریش، یونان و امریکا

نام کارگردان: امیر کاستاریکا

نام بازیگران: باجرام سوردزان(ماتکو دستانویچ)، سرجان تودورویچ(داردن کارامبول)، برانکا کادیچ(آیدا)، فلوریجان آجدینی(زارع داستانویچ) ، زابیت ممدوف(زاریچ دستانوف) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0118843/awards?ref_=tt_awd

برنده شیر طلایی جشنواره ونیز

موضوع: ماتکو که به دنبال کلاهبرداری از عمو و دوست جنایتکارش داردن است، خود فریب می خورد و تحت فشار داردن مجبور می شود پیشنهاد عقد پسرش با خواهر یک متری داردن را قبول کند ولی زارع خود عاشق دختر دیگری است و .....

نظر: خیلی خوب

فیلم گربه سفید، گربه سیاه امیر کاستاریکا مانند دو سه فیلم دیگری که از وی دیده ام، فیلم شلوغی است و سراسر پر از موسیقی، صحنه پردازی های شلوغ و درهم و استفاده از موسیقی صربی است! از اینرو اعتقاد دارم ساختن این فیلم با این سبک کار سخت و صعب است و دقت در ان نیز احتمالا مطالب زیادی از نگاه سمبولیک و تفکرات کاستاریکا به همراه دارد. بافت فیلم یک بافت رمانتیک و جنایی است. در فیلم زوج عاشق در کنار باندهای کلاهبردار و حقه باز و جانی قرار می گیرند و این دو موضوع در قالب تصاویر سینمایی طنزگونه در تعارض با هم واقع می شوند. شاید از این نگاه فلسفی است که کاستاریکا آنها را تحت دو عنوان گربه سیاه به علامت شومی و پلیدی و گربه سفید به علامت خوشبختی و عشق در کنار هم قرار می دهد و این دو در فیلم مرتب در کنار هم قرار می گیرند. آنچه در فیلم مبدل می شود، قالب این دو وجه فیلم است، مثل صحنه تیراندازی آیدا به قایقهای توی رودخانه و نیز فرار مجرمانه دو عاشق در اخر فیلم و به علاوه عطوفت و شخصیت پدری و پسری و خانوادگی و روابط دوستانه مورد تعارض خیانت و کلاهبرداری واقع می شود. کنتراست این دو وجه، شیوایی جالبی در فیلم ایجاد نموده است. کاستاریکا در فیلم از سوژه ها و صحنه آرایی های مبتکرانه و خلاقانه استفاده زیادی کرده و حتی در آن تلمیحات زیبایی از داستان سیندرلا و فیلم معروف کازلابلانکا، استفاده نموده است. آنچه در فیلم فراوان به چشم می خورد یک فیلم سراسر انرژی است. یک کارگردان شیطان و پیش فعال که شیطنت های بامزه اش باعث تولید لبخند در لبان شما می شود!...

----------------------------

557- نام فیلم: آخرین وگاس

نام لاتین: Last Vegas

 

Imdb:6.7

محصول 2013 آمریکا

نام کارگردان: جان تورتلتاب

نویسنده فیلمنامه: مورگان فریمن

ژنر: کمدی، رمانتیک

نام بازیگران: مایکل داگلاس (بیلی)، رابرت دنیرو(پدی)، موگان فریمن(آرچی)، کوین کلین(سم)، مری استین برگ(دایانا) و ....

موضوع: بیلی که در سن پیری به سر می برد قصد دارد با دختر جوانی ازدواج کند، از اینرو تصمیم می گیرد شب چند روز از ازدواج با دوستان پنجاه و هشت سال پیش خود، به یک سفر خوش گذرانی به لاس وگاس سفر کنند و ......

نظر: متوسط تا خوب

موضوع و شروع فیلم یاداور فیلم وطنی خودمان، فیلم ضیافت ساخته مسعود کیمیایی و فیلم معروف  کمدی هانگ اور یا خماری(2009 تاد فیلیپس) است. شاخصه مهم فیلم استفاده از سوپراستارهای مرد سینمای جهان مانند رابرت دنیرو، مورگان فریمت و مایکل داگلاس است، ولی به هرحال این بازیگرهای توانای قدیمی نشان دادند از زمان دوره جوانتری خود، دارای ظرفیت هنری کمتر شده اند! ضمن اینکه کارگردانی فیلم به دل نمی چسبد و طولانی شدن بی موردصحنه های داخل کازینو و دیالوگ ها و شوخی های معترضه فراوان به تداوم و روند فیلم آسیب زده است. بعضی شوخی های فیلم چون در ارتباط با تعارض بحث س ک س با دوران ناتوانی پیری است، بامزه درآمده اند. صحنه پیروزی آرچی(مورگان فریمن) در قمار، نامانوس و ساختگی به نظر می رسد و چون پایه عیش و نوش چهار پیرمرد برآن می چرخد، عیب را بزرگ نشان می دهد! تداوم فیلم به سمت پایان فیلم با انداختن یک داستان رمانتیک از گذشته و اتصال آن به حال، جذابیت درام بهتری می گیرد و فیلم را از حالت کسالت و درماندگی درمی آورد و به خیر و خوشی می رساند! .... 

----------------------------------------

558- نام فیلم: تا تاریکی صبر کن

نام لاتین: Wait until Dark

 

 Imdb: 7.9

محصول 1967 آمریکا

نام کارگردان: ترنس یانگ

نام بازیگران: هدری هپبرن(سوزی هندریکس)، آلن آرکین(روت)، ریچارد سرنا(مایک تالمن)، جک وستون(کارلینو)، افرام زیمبالیست(سم هندریکس)، جولی هرود(گلوریا) و .....

ژنر: درام، جنایی

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0062467/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندید بهترین بازیگر زن

گلدن کلوب: کاندیدای بهترین های بازیگر زن و بازیگر دوم مرد(افرام زیمبالیست)

 موضوع: بدنبال خیانت لیزابه شریکش، وی عروسک حاوی هروئین را به امانت به عکاسی به نام سم هندریکس می دهد، ولی عروسک در خانه سم گم می شود و روت با مایک و کارلینو در پی پیدا کردن عروسک در خانه سم و در غیاب وی در حضور همسر نابینایش هستند .....

نظر: خوب

فیلم بخوبی نشان می دهد که الهام گرفته از فیلم های هیچکاک است و شاید به جرات بتوان گفت ترنس یانگ چیزی از آن کم نگذاشته است. فضای فیلم کوچک و بیشتر در یک طبقه آپارتمان داستان ان می چرخد، آنچه باعث گیرایی فیلم شده است تعارض جانیان و جویندگان عروسک با یک زن نابینا است ، تضاد و جنگ میان بینایی در جبهه شرارت و دروغ و نابینایی در جبهه صداقت و عشق و فداکاری، آنچه در این فیلم چشمگیر به نظر می رسد نقش بدیع خانم هپبرن در یک نقش جنایی و سینمای دلهره است که برای من تازگی داشت! و الحق موفق شد در این قالب نیز بازی خیلی خوبی نشان دهد، اگرچه وجه هایی از سیستم بازیگران تئاتر هم در بعضی کلوزاپ های وی دیده می شد. اما با این وجود، بعضی ابهامات کوچک در فیلم دیده می شد، مثلا دسترسی سخت به پلیس، سهولت ایاب و ذهاب در خانه هندریکس ها با وجود جنایی شدن داستان و بعضی مهارتهای محیرالعقول سوزی(هدری هپبرن) در برخورد با مجرمان!  آخر فیلم نیز نقشهای مایک و شریکش کارلینو، خوب جمع و جور نشد! ولی به هرحال فیلم در یک فضای تئاترگونه لهجه و جذابیت خوبی داشت و توان جذب مخاطب را از اول تا اخر فیلم دارد.....

--------------------------------

559- نام فیلم: زیر پوست

نام لاتین: Under the Skin

 

Imdb: 6.3

محصول 2013 انگلستان، امریکا و سوئیس

نام کارگردان: جاناتان گلازر

نام نویسندگان: میشل فیبر(نویسنده رمان)، واتر کامپل و جاناتان گلازر

بازیگران: اسکارلت جوهانسون

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1441395/awards?ref_=tt_awd

کاندید شیر طلایی جشنواره ونیز

موضوع: یک زن فرا زمینی با فرود بر کره زمین بدنبال شکار مرموز آدمهای تنها می پردازد ....

نظر: متوسط تا خوب

شنیده ام وقتی این فیلم در جشنواره ای در امریکا برای اولین بار روی پرده رفت، تعداد زیادی از تماشاگران کم حوصله آمریکایی در اواسط فیلم به عنوان اعتراض صندلی خود را ترک کردند! شاید یک سری هم بخاطر نمایش عریان خانم اسکارلت جوهانسون زیبارو از روی کنجکاوی و علاقه به دیدن این فیلم امده باشند! ولی به هرحال این فیلم، جذابیت های خیلی از فیلمهای امروزی را برای دیدن ندارد و باید در تصمیم برای دیدن آن محکم بود! آنچه فیلم را با این اصل به تماشاگر معرفی می کند، ابهام زیاد خیلی از کدهای معرفی شده در فیلم است که آخرش هم گره آنها باز نمی شود و تماشاگر را به امان خدا رها می کند! شاید بعضی بگویند جاناتان گلارز بخاطر ایجاد حس تعلیق و سپردن قضاوت به تماشاگر این کار را کرده است ولی این حرف زمانی درست است که او اندوخته لازم را برای ایجاد این حس به تماشاگر داده باشد! ... مثلا در فیلم ما با دو شخصیت زن و مرد فضایی روبرو هستیم، معلوم است اینها با هم رابطه دارند ولی این رابطه هیچ پیوند هنرمندانه ای را در برنمی گیرد... داستان غرق شدن آدم های بیچاره و نیز فضاسازی این داستان، خیلی گنگ است و حتی پیوند ان به سورئالیسم و فضای رویایی چیزی به تماشاگر نمی دهد و من شخصا درک درستی بین تنهایی افراد و دلیل شکار ان بدست موجود فضایی را با ان سیستم نفهمیدم! حتی درک درستی بین صحنه قتل غواص و در رفتن مرد زشت روی نفهمیدم! یکی از دوستان در نقد فیلم نوشته بود که زن فضایی داستان، گذاشت مرد زشت روی فرار کند! شاید از اینجا اختلاف عقیده میان زن و مرد فضایی شکل می گیرد. الله اعلم!  آدرس نقد در جمله زیر نوشته شده است.

http://cinemasina.blogfa.com/category/1

 چیز جالبی که در همان نقد خواندم و تا حدودی قابل قبول دانستم، تغییر موضع زن فضایی از یک شکارچی انسان به موجودی است که درصدد برقراری ارتباط صمیمانه با انسانها است!  این تغییر به اعتقاد من غیر حرفه ای و بدون احساس صورت می گیرد ولی به هرحال حال زن فضایی خود طعمه انسانها می شود، و بهت روابط انسانی او را فرا می گیرد! خود این بهت و دلیل گریز وی از خانه مرد روستایی خود پردازش نشده است ولی داستان جسارت مرد جنگلبان خوب جا افتاده است و بهترین سکانس فیلم است. من پیش از این فیلم، فیلم تولد را نیز از این کارگردان دیده بودم که برخلاف بعضی ها به اعتقاد من فارغ از بازی زیبای نیکول کیدمن اصلا فیلم خوبی نبود! مشکل گلارز در این دو فیلم به باور من، عدم پردازش درست احساس آدم های فیلمش است و وی آدمهایش را با وکیوم های غیرمعقولانه تعریف می کند! ولی قطعا این فیلم از فیلم تولد بهتر است، ولی به هرحال دیدنش صبر و حوصله خاصی می خواهد، گول قیافه اسکارلت جوهانسون را نخورید!.....

----------------------

 560- نام فیلم: سر به مهر

 

محصول 1391 ایران

نام کارگردان: هادی مقدم دوست

نام نویسندگان فیلمنامه: حمید نعمت الله- هادی مقدم دوست

نام بازیگران: لیلا حاتمی(صبا)، آرش مجیدی(حامد)، خاطره اسدی(لاله) و ....

افتخارات

جشنواره فجر: برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین های فیلم و فیلمنامه

موضوع: صبا دختری تنها که بار مشکلات تحصیلی و نابینایی خواهرش را به دوش می کشد با برادر دوست صمیمی اش حامد، آشنا می شود ولی لیلا که اخیرا نماز خوان شده است در پی پنهان کردن این داستان می باشد .....

نظر: متوسط

فیلم درست است که در ظاهر اول ممکن است یک فیلم مذهبی به نظر برسد ولی شاید بتوان در یک نگاه کلی فیلم را نماد شخصیت هایی دانست که جرات ابراز تغییر و تحول جدید خود را در اجتماع ندارند و از آن شرم دارند....چیزی که برای بعضی از تیپ های شخصیتی مانند صبا ممکن است خیلی در طول زندگی اتفاق افتاده باشد، بنابراین شاید فیلم از نظر روان شناسی قابل طرح باشد....استفاده از خانم لیلا حاتمی یکی از نقاط قوت فیلم است....به اعتقاد من خانم لیلا حاتمی در قالب شخصیت هنرپیشگی اش منحصر به فرد است و نظیر آن در سینمای ایران که اینقدر خوب بتواند با کلوزاپ های صورت و نیز تن صدا و حتی حرف زدن اینقدر خوب احساسات را منتقل کند کم پیدا می شود.....ولی دور از نگاه دینی و روان شناسی فیلم مشکلات مخصوص به خود را هم داشت.... من کاری به نماز خون شدن صبا ندارم ولی بیان این شاخصه وی بیشتر شعاری و بدون زمینه قبلی در فیلم آورده شده است.... فقط ما می دانیم که صبا قبلا نماز نمی خونده ولی حالا می خونه.... چرا این شاخصه در وی ظاهر شده است... فیلم از جایی شروع می شود که صبا این تحول جدی را طی کرده است، که حتی حاضر می شود به خاطر ان، فرودگاه برود!....هیچ وجه عرفانی هم که تاثیر نماز را نشان بدهد من ندیدم.... کمک به خواهر نیاز به نمازخوان بودن ندارد!..... فیلم دارای سکانس های طولانی و خسته کننده بود....رفت و امدها و دیالوگ های رد و بدل شده می توانست شسته و رفته تر باشد و من معتقدم یک دلیل مهم خسته کننده شدن دیالوگ ها در سینما، عدم استفاده مناسب از نماها و تصاویر و دادن انرژی سینمایی در حاشیه گفتگوهای رد و بدل شده است.... استفاده از ویلاگ نویسی برای انعکاس احساس صبا بدیع بوده است ولی ماشالله به حوصله صبا، که هر احساس و اتفاق کوچک را در وبلاگش می نوشت...از صحنه های مضحک فیلم بیرون آوردن مداد تراش از پالتو برای درست کردن مداد است، که نتوانستم از آن صرف نظر کنم.... به هرحال رویارویی صبا و حامد نماینده دو تیپ شخصیتی کاملا متفاوت است که به فیلم جذابیت داده است.... انتهای فیلم هم خوب بسته شد و تعلیق آن قابل قبول است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آذر 1393ساعت 23:46  توسط نادر نظامی  | 

نگاهی به فیلم های قبل از غروب، همسر آرایشگر، سی ثانیه زیر نیمه شب، سرزمین شمالی و کمپ ایکس ری

551- نام فیلم: قبل از غروب

نام لاتین: Before Sunset

 

Imdb:8.1

محصول 2004 آمریکا

ژنر: درام، رمانتیک

نام کارگردان: ریچارد لینک لتر

نام بازیگران: اتان هاواک( جسه) ، جولی دلپی(سلین) و .....

افتخارات

http://www.imdb.com/title/tt0381681/awards?ref_=tt_awd

 آکادمی اسکار: کاندید بهترین فیلمنامه

جشنواره برلین: کاندید خرس طلایی

موضوع: بعد از چند سال از خداحافظی جس و سلین در وین، جسه بابت تور رمان خود در پاریس بسر می برد، سلین را ملاقات می کند و ان دو قبل از پرواز جسه به سوی امریکا در پاریس می گردند و با هم حرف می زنند ....

نظر: خوب تا خیلی خوب

فیلم قبل از غروب در ادامه داستان فیلم موفق قبل از طلوع(1995) ساخته شده است. تم فیلم شباهت زیادی با هم دارد و فیلم اساسا روی دیالوگ دو نفره می چرخد و داستانش تعریف می شود. موضوع فیلم براساس نیازهای وجودی دو جنس مخالف در تقابل با هم تعریف می شود و سرشار از صحبت های روشنفکرانه، عقاید و به تصویر کشیدن شخصیت های رمانتیک دو جنس مخالف با هم است، لذا آنچه در فیلم حرف اول را می زند فیلمنامه پرحرف فیلم در یک فضای شهری قشنگ است که ماهرانه جذابیت خودش را بدون خسته کردن مخاطب به رخ می کشد. از فیلم چند نکته در ذهنم مانده است:

اول تعریف شعاری از بزرگی ملاقات اول دو قهرمان داستان در وین است که اینهمه روی روحیات دو نفرشان تاثیر ژرفی گذاشته است، انگار فیلم در تبلیغ داستان فیلم قبل از طلوع سنگ تمام گذاشته است!

دوم اصرار زیاد بر همدلی شدید دو شخصیت فیلم است. بار اصلی رفاقت زیاد جسه و سلین را فیلم قبلی به دوش می کشد ووگرنه صحبت کردن بر سر مسائل حاشیه ای مانند مسائل زندگی در آمریکا، زیست محیطی، محیط رمانتیک پاریس، بحث های فلسفی و نگاه به روح و خدا صرفا توالی حرف های سازندگان فیلم است که بصورت پازلی کنار هم گذاشته شده است!

سوم اینکه وقتی فضای فیلم در سکانس های نهایی از فاز روشنفکری به سوی فضای رمانتیک و حس حسرت شکل می گیرد، فیلم فضای قدرتمندتری می گیرد و جایگاه قهرمانان فیلم شکل مطلوب خود را می گیرد. بخصوص خانم جولی دلپی در نقش سلین بازی خیلی خوبی در این شکل گیری مطلوب شخصیت بازی کرده است. اینجا فیلم به جای دیالوگ از احساسات غنی خود استفاده اصلی را برده است.

---------------------

 552- نام فیلم: همسر آرایشگر

نام لاتین: The Hairdresses Husband

Imdb: 7.3

محصول 1990 فرانسه

نام کارگردان: پاتریس لوکونت

نام بازیگران: جین روچه فورت(آنتونیونی)، آنا گالینا(ماتیلدا) و ....

افتخارات:

http://www.imdb.com/title/tt0100112/awards?ref_=tt_awd

بفتا: کاندید بهترین فیلم غیر زبان انگلیسی

سزار فرانسه: کاندیدای بهترین های فیلم، بازیگر مرد، کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری، طراحی صحنه و تدوین

موضوع: جین که در کودکی عاشق یک زن سلمانی شده بود، بدنبال مرگ وی همچنان شیفته ازدواج با یک زن آرایشگر بود تا اینکه وی با آنا یک آرایشگر زن ازدواج می کند و .....

نظر: خوب  تا متوسط

ما در فیلم همسر آرایشگر با یک فیلم رمانتیک روبرو هستیم که در ان ایده های جدید آن را لذت بخش و جذاب کرده است. موزیک متن خیلی خوب فیلم در کنار تدوین دیدنی و بازیگری خوب آقای روچه فورت فیلم را به حد مناسبی شیرین کرده و قابلیت برقراری ارتباط مناسب با مخاطب خود را دارد. حسن فیلم بازی با حس اروس آدم است که آن را قابل قبول کرده است . دومین نکته فیلم فضاهای نیم بند اجتماعی و روابط زن و شوهرهای دیگر است که روی ان تمرکز کافی به عمل نیامده است. سومین نکته فیلم استفاده از موسیقی آوازی عربی است که حس و حال خوبی در فیلم ایجاد کرده و فیلم را در نوع خود مثال زدنی ساخته است . اما مشکل فیلم در رفو داستانهای درون آن است. باور دارم داستانهای جالب فیلم به حال خود رها شده اند و یکپارچگی مفهومی در آن ضعیف است. حس خودکشی آخر فیلم اصلا منطق و پیش زمینه نداشت و نمی توان برای آن داستان توصیف مرگ از زبان مشتری را توجیه پذیر دانست. کمدی فیلم با ریتم مناسب در کل فیلم تداوم دارد و نقطه قوت آن حساب می شود. در کل از دیدن این فیلم فکر کنم احساس ملالتی در کسی ایجاد نخواهد شد، بخصوص اینکه در ان از حرفها و دیالوگ ها و فضاسازی های روشنفکرانه ویژه سینمای فرانسه کمتر خبری هست .

----------------------------------

553- نام فیلم: سی ثانیه زیر نیمه شب

نام لاتین: Zero Dark Thirty

Imdb: 7.4

محصول 2012 آمریکا

نام کارگردان: کاترین بیگلو

نام بازیگران: جسیکا چاستین(مایا)، جیسون کلارک(دان)، ردا کاتب(عمار)، کیله چاندلر(ژوزف برادلی)، هارولد پیرنو(جک)، جرمی استرونگ(توماس) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1790885/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین تدوین صدا

کاندید بهترین های بازیگر زن، فیلمنامه و تدوین

گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر زن و کاندید بهترین های فیلم، کارگردانی و فیلمنامه

بفتا: کاندید بهترین های فیلم، بازیگر زن، فیمنامه و تدوین

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین های بازیگر زن، کارگردانی و فیلمنامه

ژنر: اکشن

موضوع: به دنبال افزایش موج عملیات تروریستی القاعده در پاکستان خانم مایا از سیا مامور می شود با توجه به اعترافات بازداشت شدگان، پناهگاه اسمه بن لادن را پیدا کند ....

نظر: خوب

وقتی خواستم این فیلم را ببینم به خودم گفتم وای! دوباره با یک فیلم تبلیغاتی آمریکایی روبرو هستم و در واقع خاطره خوبی از دیدن فیلم آزار کده یا همان The Hurt Locker(2009- کاترین بیگلو) نداشتم ولی خدا را شکر این فیلم از حدود تعیین شده داستان فیلم که در ارتباط با دستگیری اسامه بن لادن در پاکستان بود، چندان فراتر نرفت و تیغ انتقام خود را به سمت جوامع اسلامی پاکستان ظالمانه بیرون نکشید! از بعد غرایض موذیانه سیاسی بخواهم به فیلم اشاره ای داشته باشم، مربوط به سکانس های اول فیلم در ارتباط با شکنجه مجرمان القاعده در زندان های مخفی آمریکایی ها بود که یک جورهایی درصدد برائت شکنجه گران آمریکایی و توجیه آنها بوده است. در صحنه ای از فیلم شکنجه گر آمریکایی به دور گردن عمار اسیر القاعده قلاده فلزی می بندد! همانجا من یاد شکنجه های آمریکایی ها در زندان ابوغریب عراق افتادم که به گردن اسرا قلاده می بستند و پیش خودم گفتم که هالیوودی های آمریکایی ها حساب شده درپی آرامش  افکار عمومی خود برای درز شکنجه های وحشیانه خود هستند! ولی به هرحال فیلم بعد از آن، دنبال داستانش رفت و باور دارم داستان و بخصوص صحنه پردازی فیلم بسیار دقیق و چشمگیر طراحی شده است و خلا و سوالی در ذهن مخاطب ایجاد نمی کند اگرچه هالیوودی ها در تحریف داستان ید طولایی دارند!

----------------------------------

554- نام فیلم: سرزمین شمالی

نام لاتین: North Country

Imdb:7.3



محصول2005 آمریکا

نام کارگردان: نیکی کارو

نام بازیگران: چارلیز ترون(جوسی آیمز)، فرانسیس مک دورموند(گلری)، شون بین(کیله)، وودی هارلسن(بثیل وایت-وکیل)، ریچارد جاکینز-پدر)، جرمی رنر(بابی شارب-مزاحم) و.....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0395972/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندید بهترین های بازیگر اول زن و بازیگر دوم زن

گلدن کلوب: کاندید بهترین های بازیگر اول زن و بازیگر دوم زن

بفتا: کاندید بهترین های بازیگر اول زن و بازیگر دوم زن

ژنر: درام- اجتماعی

موضوع: جوسی آدامز بعد از اختلاف با شوهرش و ترک وی، با دو فرزندش برای امرار معاش با راهنمایی دوستش راهی کار در معدن آهن می شود ولی در آنجا با آزار ج ن سی کارگران مرد معدن روبرو می شود

نظر: خوب تا متوسط

فیلم با یک معما در باره حضور یک زن در دادگاه شروع می شود و با یک فلاش بک طولانی به سرگذشت داستان یک زن کارگر معدن و دردمند می پردازد. نکته مثبت و اموزنده فیلم، ساختار اسطوره ای فیلم است که در ان یک زن در اوج مشکلات کاری که برایش ایجاد کرده اند، شجاعانه می ایستد و در پی احقاق حقوق خود و همکارانش برمی آید، بخصوص وقتی می شنویم این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده است ولی از بازی خوب چارلیز ترون و فرانسیس دورموند بگذریم، بازی سایر هنرپیشه های فیلم مانند ریچارد جاکینز در نقش پدر جوسی چندان دلچسب به نظر نمی رسد و در واقع ما تعارض دو دسته هنرپیشه های خوب و بد را در فیلم خوب احساس می کنیم. ساختار داستانی فیلم خوب ولی  به نظر می رسد با وجود ادعای واقعی بودن داستان فیلم، بعضی سکانس ها مطابق میل سازندگان فیلم، آرمانی تعریف شده و پرداخت خوبی ندارند. روی سکانس های دادگاه و دیالوگ های رد و بدل شده در آن، نیکی کارو بهتر از آنچه است، می توانست هنر خود را نشان دهد. آوردن معلم مدرسه به عنوان شاهد، یک طرح مبهم و مشکل دار در داستان فیلم بود! چیز جالبی که در این فیلم توجه من را جلب کرد، شباهت احساسی  فضای دادگاه در این  فیلم با فیلم هیس دخترها فریاد نمی زنند پوران درخشنده بود، شاید قیاس جالبی نباشد ولی اعتقاد دارم خانم درخشنده از این فیلم برای ساختن فیلم پر سر و صدایش الهام گرفته است ...  

---------------------------------

555- نام فیلم: کمپ ایکس ری

نام لاتین: Camp-Xray

Imdb:7.3

محصول 2014 آمریکا

نام کارگردان: پیتر ساتلر

نام بازیگران: پیمان معادی(علی) ، کریستین استوارت(کوله) و .....

موضوع: علی به جرم همکاری با القاعده به دست امریکایی ها دزدیده و به گوانتانامو فرستاده می شود، بعد از هشت سال، کوله دختر جوان ارتش آمریکا به عنوان نگهبان زندان مشغول کار می شود و به علی رابطه عاطفی برقرار می کند ....

نظر: خوب

فیلم کمپ ایکس ری یک فیلم انسانی است! مشخصه مناسب فیلم این است که چون در رابطه با دو انسان صحبت می کند، این دو انسان را در کانون قرار داده است و بقیه در حاشیه قرار گفته اند. خوب این مشخصه کار را برای پیمان معادی در نقش علی و کریستین استوارت-همان بازیگر اصلی فیلم Twilighit- در نقش کول سخت می کند ولی خدا را شکر، که پیمان معادی خیلی خوب و غیر منتظره از ایفای این نقش سخت برآمده است و در قالب این نقش، مثال زدنی در تاریخ سینما شده است و این شاید افتخاری است که کمتر نصیب دیگر هموطنان ما در سطح بین الملل شده است! ویژگی خوب فیلم روابط دو انسان فارغ از مسائل دینی و عقیدتی است! علی و کول از دو جبهه متخاصم در زندان انفرادی با هم روبرو می شوند و اینجاست که مرزهای عقیدتی و سنتی در هم شکسته می شود. لذا از این منظر فیلم فوق العاده است! اما چند نکته درباره فیلم وجود دارد که در مقام نظر درباره آنها می نویسم:

اول اینکه فضاسازی فیلم کم انرژی و خیلی بسته بود و شاید این بخاطر هزینه کم تدارک فیلم به نظر می رسید. ولی به هرحال ساختن فیلمی با این موضوع و جذابیت بخشیدن به آن کار سختی است که آقای ساتلر از پس آن بخوبی برآمده است.

 دوم اینکه این سئوال برای من بود که چرا در محدوده فضای بسته زندانهای انفرادی، خبری از دوربین های مدار بسته و کنترل روابط علی و زندانبان زن وجود نداشت و این برای وزارت دفاع پیشرفته آمریکا غیر معقول به نظر می رسید. اگر واقعا قصد کنترل دقیق زندانیان است این کار با نصب دوربین درون خود سلول ها نیز امکان پذیر است! لذا معتقدم آقای ساکر، برای بیان هدف خود کمی منطق فضاسازی داستان را دستکاری کرده است!

سوم اینکه انداختن موضوع آلمانی بودن و بی گناه بودن علی(پیمان معادی) در فیلم، تا حدودی به فیلم ضربه زد. در اول فیلم روابط پنهان و رمزهای میان علی با سایر زندانیان عقیدتی- از گروه طالبان یا القاعده- نمایش داده شده است. به اعتقاد من مطرح کردن غافلگیرانه این طرح مبهم، یک جور برائت بخشیدن به نقش مثبت علی به عنوان یک دشمن اشتباهی است و شاید یک جورهایی سعی در رهایی از مافیای هالیوود است!  

چهارم خوشبختانه این فیلم برخلاف خیلی از فیلم های هالیوودی این تیپی  بعد سیاسی و مغرضانه خیلی کمتری داشت و تم فیلم انسانی و قابل ستایش بود.

در بازیگری باور دارم پیمان معادی بهتر از نقش مقابل خود خانم کریستین استوارت بازی کرده است و در کل فیلم، یک فیلم دوست داشتنی است که پیشنهاد می کنم فرصت دیدن آن را از دست ندهی. از نظر خانوادگی بودن فیلم، غیر از یک سکانس بقیه فیلم مشکلی ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت 10:32  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های شهرموشهای2، همیشه، وقتی هری سالی را ملاقات کرد، آرواره ها و آتش بس 2

 546- نام فیلم: شهر موش ها 2


 

  محصول 1393 ایران

نام کارگردان: مرضیه برومند

موضوع: در شهر موش های جدید نسل جدید و بچه های چهره های معروف مدرسه موش ها وارد گود می شوkد. سه تا از بچه موش ها، در یک سفر ماجراجویانه یک بچه گربه پیدا می کنند. از طرفی سه گربه بدنبال بچه گربه هستند تا آن را از میان بردارند....

نظر: خوب

وقتی پسرم در سینما کنارم نشسته و از دیدن فیلم لذت می برد و آن را خیلی خوب می داند، این بی انصافی است از نگاه یک ادم بزرگسال بخواهیم این فیلم را فیلم بدی تلقی کنیم. بخصوص اینکه این روزها که تکنولوژی ساخت فیلم ها و انیمیشین های کودکان بسیار پیشرفت کرده است و این خوب است یک فیلم وطنی برای کودکان وطنی اینقدر جذابیت داشته باشد، لذا باید به این فیلم احترام گذاشت. اما با این وجود بد ندیدم نکاتی در باره فیلم که به ذهنم رسید در اینجا بیاورم:

اول اینکه این فیلم در طراحی صحنه و عروسک های موش ها نسبت به شهر موش های 1 و حتی مدرسه موش ها بهتر بوده است. آوردن نسل جدید موش ها و شخصیت بامزه و کودکانه نسل جدید در کنار سایه های اخلاقی نسل قدیم کار خلاقانه و جالبی بوده است.

دوم بیس داستانی فیلم یک کم الهام گرفته از فیلم ایی تی بود ولی به هرحال تناقض جالب بزرگ حمایت از بچه گربه در برابر گربه ها خودش موضوع جالبی بود.

سوم به باور من حضور گربه ها در این فیلم خوب نبوده است. آدم های گربه پوش با عروسک های موش ها تناقض داشتند.

چهارم به اعتقاد من  هنر علمی بچه موش ها علیه گربه ها در طول فیلم نشان داده نمی شود، لذا بافت نامتجانسی در آخر فیلم دارد.

اما به هرحال به نظر من دلیل اصلی موفقیت مدرسه موش ها شوخی های آموزنده موش ها با موضوع مدرسه است ولی در این دو فیلم سینمایی شهر موش ها نکات آموزنده و شوخی های جذاب انها کم شده است ولی به هرحال سوژه مبارزه و جنگ علیه گربه نوعی نگاه سمبولک و اموزنده برای کودکان می تواند باشد.

---------------------------------------

547- نام فیلم: همیشه

نام لاتین: Always

 

 

Imdb:7.8

محصول 2011 کره جنوبی

نام کارگردان: ایل جون سونگ

نام بازیگران: جی سب سو(چول مین) ، هیاجو هان(جونگ هاوا) و......

موضوع: جونگ هاوا دختر نابینایی است که برای تصور برنامه های تلویزانی نزد یک جوان نگهبان ورودی پارکینگ می رود، این رابطه باعث تداوم عشق دو طرف می شود تا اینکه ....

نظر: متوسط تا خوب

اگر تصوری در باره این فیلم کره ای می خواهید داشته باشید یک تلفیق از سینمای کره و سینمای درام بالیوود داشته باشید. فیلم در تعریف رابطه عاشقانه یک دختر کور و یک جوان نادم و پشیمان از گذشته خود، احساسات اغراق آمیزی را نشان می دهد و در این اغراق مانند اغلب فیلمهای بالیوود کاری به منطق و ساختار داستانی قوی نمی دهد، انچه مهم است حضور یک دختر جوان زیبا روی نابینا است که کارش برانگیختن احساس مخاطب است. فیلم تا یک حدودی داستان خود را وامدار داستان فیلم مشهور شبهای روشن چارلی چاپلین است! بازیگری ها اگرچه اغراق آمیز به نظر می رسند ولی بازی خانم هیاجو هان جذابیت خاص خودش را دارد. در کل نیمه دوم فیلم بهتر و تاثیر گذارتر از نیمه اول ان به نظر می رسد، لذا در دیدن فیلم صبور باشد!.....

------------------------------------------

548- نام فیلم: وقتی هری سالی را ملاقات کرد

نام لاتین: When Harry Met Sally

 

Imdb: 7.6

محصول 1989 آمریکا

نام کارگردان: راب رینر

نام بازیگران: بیلی کریستال(هری برنس)، مگ رایان(سالی آلبریت)، کریر فیشر(ماری)، بونو کیربی(جس) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0098635/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندید بهترین فیلمنامه

گلدن کلوب: کاندیدای بهترین های فیلم، بازیگر اول زن، بازیگر اول مرد و فیلمنامه

بفتا: برنده بهترین فیلمنامه و کاندید بهترین فیلم

ژنر: کمدی- درام

موضوع: هری و سالی در اثر یک اتفاق با هم دوست شدند و سال ها دوستی اشان ادامه دارد  ولی از عمیق ترین شدن دوستی اشان به سمت عشق می پرهیزند....

نظر: خوب

یاد دارم چند سال قبل موقعی که در وبلاگ نویسی خیلی فعال بودم، سر موضوعی با یک نویسنده وطنی سر بحث فلسفه عشق و س ک س بحثمان شد. وی عشق را بهانه س ک س می دانست و عشق را به تمسخر می کشید. وقتی این فیلم و موضوع آن را دیدم سریع یاد جر و بحث اون روزها افتادم و گفتم کاش به وی دسترسی داشتم و به وی پیشنهاد می کردم، این فیلم را ببیند، چون به طنز به موضوع این فیلم پرداخته است. فیلم وقتی هری سالی را ملاقات کرد یک فیلم پردیالوگ و با مزه است . انقطاع بین فیلم ها و آوردن زن و شوهرهای پیر و داستانهایشان در فیلم خوب جای کرده است، در کنار همه اینها بازی خیلی خوب مگ رایان آن روزها که این روزها کمتر دیگر از وی می شنویم، فیلم را نشاط خوبی بخشیده است ولی بطور موازی بازی های ماری و جس دوستان این دو در داستان فیلم، آن طراوات را ندارد! فیلم نسبتا پرحرف و تعقیب موضوع آن با زیرنویس های فارسی دشوار است، بخصوص زمانی که هری دنبال فلسفه بافی و توجیه رفتارش است. در کل من اعتقاد دارم فیلم، در تکریم و تعظیم به عشق و جایگاه آن ساخته شده است و فرق زندگی عاشقانه با روابط ج نسی را به تصویر می کشد....

----------------------------------

549- نام فیلم: آرواره ها

نام لاتین: Jaws

 

 Imdb:8.1

محصول 1975 آمریکا

نام کارگردان : استیون اسپیلبرگ

نام بازیگران: روی شیدر (برادی)، رابرت شاو(کوئیت)، ریچارد وری نورث(هوپر)، لورینه گری(آلن برادی) و...

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0073195/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین های صدا، تدوین و موسیقی ، کاندید بهترین فیلم

گلدن کلوب: برنده بهترین فیلم و کاندید بهترین فیلمنامه و کارگردانی

بفتا: برنده بهترین موسیقی

موضوع: بدنبال حمله یک کوسه عظیم الچثه در ساحل شهری در آمریکا، پلیس شهر به همراه یک دانشمند و یک شکارچی به دنبال شکار این کوسه می روند ....

نظر: خوب

می خواندم در رای گیری که از منتقدان صورت گرفته است فیلم آرواره ها بالاتر از فیلم جن گیر(ویلیام فرید کین 1973) به عنوان ترسناک ترین فیلم تاریخ سینما شناخته شده است. اگر نظر من را بخواهید ترسناک بودن باید تعریف شود، وگرنه فیلم جن گیر برای من جذابیت و هیجان خاصی داشت! به هرحال این فیلم معروف اسپیلبرگ، را نباید تنها از نظر دلهره آور بودن قابل اهمیت دانست، فیلم دارای مرزبندی اجتماعی و معاشرتی خوبی بود و اسپلیبرگ طراحی اولیه خوبی برای تعریف داستان فیلم کرده بود، ولی به هرحال ما در این فیلم با موجودات متافیزیکی روبرو نیستیم و ضمن اینکه فیلمی که متعلق به 40 سال پیش است، قطعا جلوه های ویژه جذابی نسبت به فیلمهای امروزی از خود نشان نمی دهد! ضمن اینکه انتخاب هنرپیشه های فیلم بخصوص نقش برادی پلیس شهر، جذاب و درخشان نیست.

-----------------------------

550- نام فیلم: اتش بس 2

 

 

محصول 1393 ایران

نام کارگردان: تهمینه میلانی

نام بازیگران: بهرام رادان(خسرو)، میترا حجار(ترانه)، آتیلا پسیانی(روان شناس)، گوهر خیراندیش(نقره)، مهین امین ترابی، پژمان جمشیدی و .....

موضوع: خسرو و ترانه در هنگام سفر به خارج از کشور متوجه حضور مشاور روانشناسی در فرودگاه می شوند و از مشکلات و حوادث زندگی خود برای وی تعریف می کنند و روانشناس به آنها مشاوره می دهد ......

نظر: خوب تا متوسط

اعتقاد دارم فیلم آتش بس2 در میان فیلمهای سالهای اخیر خانم تهمینه میلانی از جمله فیلم آتش بس اول، انرژی و طراوات و جذابیت بیشتری دارد. فیلمنامه فیلم شیرین تر نوشته شده است ولی به هرحال فیلم بیشتر به یک فیلم اموزشی روانشناسی شباهت دارد و من آنها را مشابه میان برنامه های روانشناسی تلویزیونی می دانم که در یک فیلم سینمایی با هم رفو شده و قصدش یاد دادن و تعدیل اختلافات بین زن و شوهرهاست. با وجود این من اعتقاد دارم مانند اغلب فیلمهای تهمینه میلانی ساختار احساسی شخصی خود خانم میلانی جای قضاوتها و نیز مفاهیم هنری فیلم را گرفته است و به عنوان یک مرد باز اعتقاد دارم خانم میلانی توازن مشکلات اخلاقی را بین زن و مرد رعایت نکرده و کفه طرفداری باز بیشتر به سوی زنان است!! که اگر غیر این می بود ما باید تعجب می کردیم!....: بازیگری خانم حجار درخشش آقای رادان را نداشت. بازی های کوتاه خانم مهرانه مهین ترابی و بخصوص بازیگر مورد علاقه من خانم خیراندیش دیدنی و دوست داشتنی بود.... دیالوگ های فیلم بهتر از فیلم آتش بس اصلی به نظر می رسد اگرچه هرچقدر فیلم به پایان نزدیک تر می شد پخنگی دیالوگ ها کمتر و خسته کننده تر می شدند.... و همچنان این فیلم نشان داد خانم تهیمنه میلانی یک کارگردان باهوش و کاردان است....

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 0:4  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های مظونین همیشگی، کازلابلانکا-کارگاه،پسرعموی من وینی و طبقه ی هسات

 541- نام فیلم: مظنونین همیشگی

نام لاتین: The Usual Suspects

 

Imdb: 8.7

محصول 1995 آمریکا و آلمان

نام کارگردان: برایان سینگر

نام بازیگران: استفان بالدوین(میکائیل مک مانز)، گابریل بیرن(دین کیتون)، بنیسو دل توره(فرد فلستر)، کیوین اسپیسی(روگر)، پته پوستلت ویت(کوبایاشی)، کوین پولاک(تاد) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0114814/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین های بازگر دوم مرد(کوین اسپیسی) و فیلمنامه(کریستوفر مک کویری)

گلدن کلوب: کاندید بهترین بازیگر دوم مرد

بفتا: برنده بهترین تدوین ، فیلمنامه و کاندید بهترین فیلم

سزار فرانسه: کاندید بهترین فیلم خارجی

موضوع: 5 مرد بعد از یک سرقت ناموفق، توسط شخص مرموزی دوباره جمع می شوند تا برنامه سرقت به یک کشتی را سازماندهی کنند ....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم مظنونین همیشگی مثل خیلی از فیلم های پلیسی جنایی آمریکایی با یک ساختار پیچیده و معماگونه روبرو هستند.. لذا اغلب پیام فیلم فدای این نوع پیچیدگی می شود و معمولا هم با یک پایان غافلگیر کننده به اتمام می رسند! بازیگری ها و ساختار فنی فیلم خوب است ولی فضای دیالوگ ها در اتاق ها زیاد و باعث شده، فضای فیلم در خیلی موارد کوچک و در محیط های سربسته دنبال شود.به هرحال این فیلم از فیلم های خیلی مشهور هالیوودی است ولی من صادقانه در مقام یک مخاطب نظر خودم را ادا کردم....

----------------------------------------

542- نام فیلم: کازلابلانکا

نام لاتین: Casablanca

 

 

IMDB:8.6

محصول 1942 آمریکا

نام کارگردان: میکائیل کورتیز

نام بازیگران: همفری بوگات(ریک)، اینگرید برگمان(ایلسا)، پائول(ویکتور لاسلو)، کلود رینز(گاپیتان لوئیس رنولت)، کنراد ودیت(سرگرد هنریش استرشر) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0034583/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین های کارگردانی، فیلمنامه، بازیگر اول مرد(همفری بوگات)، بازیگر دوم مرد(کلود رینز) و کاندیدای بهترین های فیلمبرداری، تدوین، موزیک

موضوع: ریک که دارای یک کافه در کازلابلانکا مراکش است، بطور ناگهانی متوجه حضور معشوقه فراری خود ایلسا همراه با شوهرش لاسلو می شود از طرفی لاسلو شدیدا تخت تعقیب گشتاپوست! و در پی فرار به لیسبون برای پرواز به آمریکاست ......

نظر: خیلی خوب

متاسفانه در چند باری که قصد دیدن فیلم معروف کازالابلانکا را داشتم، آن را ناقص دیدم! ولی فرصتی پیش آمد تا تسخه انگلیسی آن را با زیر نویس تماشا کنم و متوجه شوم که واقعا بیهوده نیست که چرا منتقدان بزرگ سینمایی از این فیلم به عنوان عاشقانه ترین فیلم تاریخ سینما نام برده اند!  فارغ از داستان خوب فیلم، این فیلم نکات خیلی جالبی داشت:

اول اینکه در فیلم دیالوگ ها بسیار سنجیده و شمرده ادا می شدند و روی آنها خوب کار شده بود و لذت بخش بودند.

دوم اینکه تدوین خیلی خوب و سنجیده انجام شده بود و به فیلم انرژی و جذابیت زیادی با وجود دیالوگی بودن بیشتر صحنه های آن بخشیده بود.

سوم اینکه روابط میان انسانها و نمایه های عشق، نیاز و سیاست در فیلم تلفیق خیلی خوبی با هم داشتند بخاطر همین فیلم بافت روان گرایانه خیلی خوبی داشت و فضای منطقی خوبی در رفتارهای و اخلاق های افراد ایجاد شده بود بخصوص رفتار ریک (همفری بوگات) به عنوان یک ادم احساسی به یادماندنی شده است..

چهارم اینکه فیلم spell خوبی در زمینه مسائل سیاسی حاکم آن روز داشت. ضرباهنگ فیلم موضوعات را پیچیده نمی کرد- چیزی که این روزها در فیلم های هالیودی مرسوم و ارزش شده است و به اعتقاد من بیشتر غامض کردن بحث های ساده و لقمه از پشت دهان گذاشتن است-

اما تنها نکته ای که من در فیلم برایم سوال برانگیز بود سکانس نهایی فیلم بود که مثل فیلم های هندی تمام شد! کاش آقای کورتیز روی این سکانس نهایی که زحمات داستان فیلم با آن تمام می شد، طراحی دیگری انجام می داد! واقعا من نفهمیدم افسر عالی رتبه آلمانی با آن همه دنگ و پز و زورمداری چرا تنها به فرودگاه آمده بود! یک جورهایی یاد فرار با مزه آخر فیلم آرگو بن افلاک افتادم!! اگرچه داستان فرارها با هم فرق داشت!....

-----------------------------------

543- نام فیلم: کارگاه

نام لاتین: Slueth

 

 Imdb: 8.1

محصول 1972 آمریکا و انگلستان

نام کارگردان: ژوزف ال.مانکویچ

نام بازیگران: لارنس الیویه(آنرو ویکه)، مایکل کین(میلو تینول) ، الک کاوترون(بازرس دراپه)

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0069281/awards?ref_=tt_awd

 

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین بازیگران مرد، بهترین کارگردانی و موزیک متن

گلدن کلوب: کاندیدای بهترین فیلم، بهترین بازیگران مرد

بفتا: کاندیدای بهترین های کارگردانی، طراحی صحنه، فیلمبرداری و فیلمنامه

موضوع: آندرو ویکه نویسنده داستان های جنایی متوجه روابط شخص آرایشگری به نام میلو با زنش می شود از اینرو در هنگام مسافرت زنش، میلو را به خانه اش دعوت می کند تا برنامه یک سرقت از جواهرات را صورت دهد، غافل از اینکه .....

ژنر: کمدی، درام

نظر: خوب

فیلم کارگاه یک فیلم با تم تئاتری است با دیالوگ های فراوان و فضای کوچک در حضور تنها دو شخصیت! لذا باید کار سازندگان فیلم را ارج نهاد که با وجود این محدودیت ها، فیلمی جذاب و پرکشش تهیه نمودند! دیالوگ ها سنجیده و فیلم سعی می کند اصل غافلگیری را در بازی های میان نویسنده و شخص آرایشگر بوجود بیاورد! ولی من موقعی که فیلم را می دیدم تا حدودی توانستم بازی بودن داستان دوم به بعد فیلم را حدس بزنم! ضمن اینکه پایان بندی فیلم فرمت معقولی نداشت و گویا سازندگان فیلم فقط فکر بازی بازی بودند! و حتی سوژه نجات و فرار از مصیبت را که اصل داستان فیلم بران قرار گرفته بود، به سخره گرفتند! در فیلم بازی لارنس الیویه و مایکل کین هنرمندانه بود و نقش سنگین خود را به خوبی اجرا کردند....ولی به هرحال می توان فیلم کارگاه را به خاطر ساختار متفاوت خود، به عنوان یک خلاقیت و جذابیت تاریخ سینما ارج نهاد!....

----------------------

544- نام فیلم: پسر عموی من وینی

نام لاتین: My Cousin Vinny

 

Imdb:7.5

محصول 1992 آمریکا

نام کارگردان: جاناتان لین

نام بازیگران: جو پیسی (ونسی گامبینی) ، مارسیو تومی(مونالیزا ویتو)، رالف ماچیو(بیل گامبینی)، میچل ویت فیلد(استان روتنشتاین) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0104952/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین هنرپیشه دوم زن

موضوع: به دنبال دستگیری بیل و دوستش به علت قتل فروشنده یک سوپر مارکت، ونسی که به تازگی اجازه وکالت گرفته و بی تجربه  بود، به کمک پسرعموی خود می شتابد .....

نظر: متوسط

ژنر: کمدی، جنایی

فیلم در کل فیلم بامزه ای است و توان جذب مخاطب را دارد، اگرچه اگر بخواهیم آن را یک فیلم با اهمیت تلقی کنیم من با آن مشکل دارم. الفاظی ، وجود جملات و سکانس های معترضه فراوان که ربطی به موضوع داستان پیدا نمی کنند و گاه دلقک بازی های بی مورد، به این فیلم ضربه زده است ولی به هرحال بازی نسبتا خوب جوپیسی( همان شخصیت بیرحم فیلم دوستان خوب اسکورسیزی) و داستان بالنسبه مناسب کشش های خود را دارد. چیزی که در این فیلم باعث تعجب من شد، بازی ضعیف خانم مارسیو تومی در نقش ویتو بود که بعد با مراجعه به سایت های سینمایی متوجه شدم وی بخاطر این فیلم جایزه اسکار گرفته است! جل الخالق!....

---------------------------------------

545- نام فیلم: طبقه ی هساث

 

 

محصول 1392 ایران

نام کارگردان: کمال تبریزی

نام بازیگران: رضا عطاران( کمالی)، بهاره رهنما، پانته آ بهرام، پیمان قاسم خانی(تحویلداری)، هوتن شکیبا، سوگل فلاتیان، محمدرضا فروتن و .....

افتخارات

جشنواره فجر: برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد و کاندیدای بهترین های جلوه های ویژه، موسیقی متن و فیلمنامه

موضوع: کمالی بعد از مرگ همسرش سفری به چین می رود و موقع بازگشت متوجه می شود قبر همسرش به شخص دیگری هم فروخته شده است و یک مرد بر رئس قبر زنش خاک شده است، او غیرتی می شود ....

نظر: خوب تا متوسط

فیلم طبقه ی هساث را به عنوان پرفروشترین فیلم سال 93 می شناسیم ولی همیشه پرفروشی دلیل بر بهترین بودن نیست وگرنه باید مسعود ده نمکی را از بهترین های کارگردانی بدانیم! من

درباره این فیلم نقطه نظرات سلیقه ای زیر را به عنوان یک مخاطب نه منتقد دارم:

الف- به باور من تدوین فیلم خوب نبود و این از ایرادات فیلم های کمال تبریزی است ...

ب-دیالوگ های گاه طولانی و بدون ظرافت رد و بدل می شد، شاید دلیل آن این است که اصولا در این فیلم کمال تبریزی از صحنه آرایی خوب برای انرژی بیشتر دیالوگها استفاده ننموده است....

ج-از خوبی کارهای کمال تبریزی جدید بودن و بدعت خوب داستان فیلم هایش است که گاه بوی جسارت را می دهد ...

د-کارگردانی فیلم در نیمه اول فیلم به خاطر دیالوگ های زیاد و عدم تطابق حس و حرفهای رد و بدل شده، ضعیف به نظر می رسید ولی فیلم با هیجان های نسبتا خوبش در آخر فیلم این ضعف را تا حدودی جبران کرد...

ه-فضاسازی رویاها با مزه و تاثیرگذار بودند و از نکات مثبت فیلم به حساب می آمدند، استفاده از بازیگرهای چینی به دل می نشست .... اگرچه سازنده می توانست این موضوع را بهتر در بافت اصلی فیلم بیاورد..

و-نگاه خاص کمال تبریزی به روحانیت در مکالمه کمالی و قاضی جالب و انتقادی بود و اشاره ای به  فیلم های مارمولک خودش و زیر نورماه میرکریمی دارد ....

ز-شعرهای سنگ قبرها نوعی بدعت خوب در همخوانی با موضوعات جاری در فیلم بود...

ح-اما نکته ضعف فیلم به اعتقاد من، عدم باروری داستان کمالی با عشق به همسرش در سکانس پایانی فیلم بوده است و پرونده فیلم به ظاهر شعاری بسته شد.

ط-و بالاخره اینکه من نفهمیدم دلیل تعارض صدا و سیما با داستان این فیلم و عدم پحش تیزر فیلم چه بوده است!!؟؟....

+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان 1393ساعت 11:1  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های ردکارپت، جاده، مارلی و من، ایثار و حشر ی

- نام فیلم: رد کارپت

 

محصول 1393 ایران

نام کارگردان: رضا عطاران

نام بازیگران: رضا عطاران، جمال هاشمی، ماریو مینگ لانا و .....

موضوع: داستان یک عاشق سینماست که به عشق دیدن اسطوره های معروف مانند اسپیلبرگ راهی فرانسه می شود و در انجا برای وی ماحراهایی اتفاق می افتد .....

نظر متوسط

ژنر: کمدی، درام

طرح فیلم ابتکاری و جدید است و از این نظر می شود بدان اهمیت داد ولی مشکل فیلم از آنجاست که باید در یک پریود کوتاه در حد جشنواره کن یک داستان سینمایی اتفاق بیافتد، بخصوص اینکه طرف سازنده فیلم بزرگان سینما باشند همانطور که خود عطاران اذعان داشته است مجبور شده، نماها و داستان فیلم را سریع برداشت کند، بخاطر همین فیلم عجولانه با تدوین نسبتا ضعیف سر و ته اش بسته شده است. ولی به هرحال کار عطاران بسیار شجاعانه بوده است ولی شجاعت همه چیز سینما نیست. ما در فیلم ردگارپت همراه با یک داستان ساده، با صحنه های پراکنده فیلم های اسکورسیزی روبرو هستیم که ارتباط میان نماهای فیلم های معروف شکارچی گوزن و راننده تاکسی را با مفهوم کلی فیلم مناسب ندیدم و در کار فیلم عمق مناسب پیدا نمی کند و در سطح باقی می ماند. در کل به خاطر همین قشری بودن کار عطاران که مسبوق به سابقه در فیلمهای قبلی اش نیز است، باعث شده بیشتر حرکات خنده آور این هنرپیشه خوب سینما، دلقک وار به نظر برسد! به هرحال این فیلم نشان داد عطاران دنبال سوژه های ناب و دور از کلیشه است!

---------------------------------------------------

537-نام فیلم: جاده

نام لاتین : The Road

 

Imdb:7.3

محصول 2009 آمریکا

نام کارگردان: جان هیل کات

نام بازیگران: ویگو مورینسن(مرد)، کدی اسمیت-مک فی(بچه)، چالیز ترون(زن) و.....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0898367/awards?ref_=tt_awd

بفتا: کاندید بهترین فیلمبردرای

جشنواره ونیز: کاندید شیر طلایی

موضوع: در اثر اتفاقی نامعلوم اکثز تاسیسات و ساختمانهای آدم ها ویران شده و در این به علت فحطی گسترده در بین انسانها ادمخواری مرسوم گشته است. در این میان یک پدر با پسرش بدنیال پیدا کردن یک مامن و نجات خویش هستند ......

نظر: متوسط تا خوب

ژنر: درام، تخیلی

بهترین نکته ای که در فیلم وجود دارد، فضاسازی خیلی خوب و فیلمبرداری قابل تحسین فیلم است. به هرحال فیلم با یک سوژه خیالی زمانی را تصویر می کشد که قحطی و ویرانی منطقه وسیعی از زمین را در برگرفته است و اینجاست می خواهد از موقعیت پیش آمده، یک نگاه فلسفی و روان شناسانه را به اخلاقیات انسانها بیاندازد و به باور من، مشکل فیلم از همینجا شروع می شود. احساس می شود فضای  فیلم، پیش از آنکه ما را با یک منطق اخلاقی روبرو کند با یک ساختار ناملموس از رفتار انسانها روبرو می کند. آدم خوب ها و آدم بدها صرفا کلیشه های مبهم فیلم هستند که دلیل حضورشان معلوم نمی شود. هیل کات در اینجا پسر بچه را به عنوان یک بافت اخلاقی وارد گود می کند، لذا شاید می خواهد در این میان پیکره و غریزه پاک کودکان را مجسم سازد. به باور من سکانس پایان بندی فیلم بدترین سکانس آن است! و به فضای فیلم آسیب زده، جوری که  مخاطب احساس می کند،سرش کلاه رفته است. باور دارم در این فیلم مورینسن بازیگر توانای سینمای چهره درخشان همیشگی خود را نداشت.

--------------------------------------------

538- نام فیلم: مارلی و من

نام لاتین: Marley and Me

 

Imdb: 7.1

محصول 2008 آمریکا

نام کارگردان: دیوید فرانکل

نام بازیگران: اون ویلسون(جان) ، جنیفر آنیستون(جری)، اریک دان(سباستیان)، آلن آرکین(آرین ککلین) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0822832/?ref_=fn_al_tt_1

موضوع: بعد از ازدواج جان و جری-که هر دو خبرنگار بودند- ، آنها یک توله سگ را خریداری می کنند، این توله مقدمه اتفاقاتی می شود که جان و جری در زندگی مشترک و با فرزنداشان به آن روبرو می شوند ....

نظر: متوسط

فیلم مرلی و من براساس یک رمان معروف و پرفروش آمریکایی ساخته شده است ولی واقعیت اینکه تنها چیزی که در فیلم مرا تحت تاثیر قرار داد، بازیگری خوب و طراحی دکور خرایکاری های سگ یا سگ های فیلم تحت یک اسم به نام مرلی بود وگرنه خود فیلم چیز خاصی در چنته مداشت غیر از یک روایت داستانی خطی که فاقد ظرافت های هنری بود.

-------------------------------------------

539- نام فیلم: ایثار

نام لاتین: Sacrifice

 

Imdb:8.1

محصول 1986 سوئد، انگلستان و فرانسه

نام کارگردان: آندری تارکوفسکی

نام بازیگران: ارلاند جوزفسون(الکساندر)، سوزان فلیت وود(آدلاید)، آلن ادوال(اتوو)، گوران گیسال دوتیر(ماریا)، اسون ولتر(ویکتور) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0091670/awards?ref_=tt_awd

بفتا: برنده بهترین فیلم خارجی

جشنواره کن: کاندید نخل طلایی و برنده جایزه ویژه داوران

موضوع: الکساندر در روز جشن تولدش پذیرای مهمانانی از پستچی به نام اتوو و پزشکی به نام ویکتور به همراه زن و دو دخترش است. وی نیز دارای یک پسر که حنجره اش عمل شده است دارد. در جریان مهمانی یک جنگ اتمی بوقوع می پیوندد و الکساندر به دنبال رفع آن با راهنمایی اتوو می افتد......

نظر: خوب تا خیلی خوب

به چند نقد اینترنتی که درباره این فیلم مراجعه نمودم از شیوه، قضاوت و نیز ابهام زیاد بعضی نقدها جا خوردم! متاسفانه شیوایی قلم و هیجان و پزهای روشنفکری نقادان اینترنتی گاه جای دقت، مطالعه و بررسی های دقیق را می گیرد! مثلا در نقدی می خواندم که شخصیت اتوو پستچی را یک مدافع تفکر نیچه ای معرفی می کرد! که این نشان می دهد اصلا طرف به بینش های رد و بدل شده در دیالوگ های فیلم توجه نکرده است! اما خود فیلم، ما با یک فیلم شدیدا سمبولیک و فیلسوفانه طرف هستیم و مثل اغلب فیلمهای تارکوفسکی ما شاهد عاطفه و تعهد یک هنرمند جانسوخته روبروئیم! در آخر فیلم تارکوفسکی این اثر را به پسر کوچکش تقدیم کرده است! و این تایتل بعد از سکانس نهایی کودکی است که در جنگل متفکرانه به زیبایی های طبیعت می نگرد. این کودک یک جورهایی به نسل بعد تعلق دارد . اما شخصیت های فیلم:

الکساندر صاحبخانه که در آغاز یک هنرپیشه بود. هنرپیشگی معیار پاردوکس های شخصیتی است ولی الان آلکساندر آن را کنار گذاشته است. الکساندر نمایده خود صاحب اثر می تواند باشد.

کودک نماینده فطرت اولیه  انسان که حنجره و صدایش بدست پزشکان این دوره عمل شده است و قادر به تکلم نیست.

اتوو یک شخصیت و الهام ارزشی و دینی است. صفت پستچی بودن یک وابستگی به آوردن پیام ها های جهان درون و الهامات آن است و حکایت از حس نوستالژیک وجود خود تارکوفسکی است. هدیه نقشه قرن چهاردهم اروپا وی در روز تولد آلکساندر، شاید اشاره ای به وادی حکومت دینی و مذهبی اروپا در قرون وسطی دارد که ریشه های ناخودآگاه آن ریشه دوانده است.

آدلاید زن الکساندر سرچشمه عواطف درون است و معیار قضاوتهای احساسی! یک جور شاید نماینده و هویت آنیمای الکساندر است و یک همدم نزدیک!

دخترهای آدلاید و الکساندر نماینده های دو جنبه شهوت و دختر درون هستند به عنوان جنبه هایی که آلکساندر با آنها درگیر است.

ویکتور نماینده عقلانیت و منطق است که تا حدودی آبش با الهامات مذهبی همگون نیست ولی درمانگر است ولی دوگانگی اش با ناخودآگاه مذهبی الکساندر را عذاب می دهد.

ماریا صفت و هویت زنانه گی مقدس و یا نماد مریم است و تعمدا نام ماریا برای آن برگزیده شده است ولی التیام بخش درهم گیسختگی های درونی است که این ویژگی با بروز یک انفجار اتمی شکل می گیرد.

در واقع فیلم نوعی تعارض دو نگاه مدرنیسم در برابر سنت و توسل های مذهبی درون است که تارکوفسکی بین آنها دست و پا می زند. این نگاه ژرف تارکوفسکی در فیلم نوستالژیا وی با نمادهای دیگر نمایش داده شده است. البته در این فیلم نوستالژیای وطنی مانند فیلم قبلی اش برجستگی کمتری دارد و به نظر تارکوفسکی شخصیت اصلی داستان را ویران تر و از هم گسیخته تر به نمایش گذاشته است.

اما خود فیلم، باور دارم تارکوفسکی برخلاف سه فیلم عالی اش کودکی ایوان، استاکر و نوستالژیا، انرژی و هیجان کمی در متن فیلم قرار داده است. حرکات سرد و ریتم فیلم طولانی و تحمل آن سخت تر است. بازی ها هنرپیشگان نسبتا خوب و تصاویر و لوکیشن های آن مثل اغلب فیلمهای تارکوفسکی خارق العاده و در انحصار وی است و محرک خوب حس زیبایی شناسی است. همانطور که گفتم فیلم سمبولیک و نقد ان نیاز به دیدن چندباره و مطالعات زیاد دارد، لذا درج آنچه نوشته شده است به معنای نقد و قطعیت تفسیر نیست.

--------------------------------------------------

540- نام فیلم: حشر ی قسمت اول و دوم

نام لاتین: Nymphomaniac

 

 

Imdb rate: 7

محصول 2013 دانمارک، آلمان، بلژیک، انگلستان ، فرانسه

نام کارگردان: لارنس ون تریر

نام بازیگران: چارلوت گتنسبرگ (جو)، استاسی مارتین(جوانی جو)، استلمن اسکارسگارد(سلیگمان)، شیا لابوف(جرومی)، کریستین استار(پدر جو) ، اما تورمن(خانم اچ) و.....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1937390/awards?ref_=tt_awd

موضوع: سلیگمن یک مرد مسن در ایستگاه راه آهن به زنی که مضروب شده بود، برخورد می کند و وی را به خانه می آورد. زن که سابقه اعتیاد به روابط ج ن س ی مکرر داشت داستان زندگی خود را از کودکی تا زمان مضروب شدنش در 10 بخش توضیح می دهد ....

نظر: خوب

به اعتقاد من فیلم حشر ی در ادامه فیلم شکستن موج ها 1996 لانس ون تریر است، با این فرق که در آن فیلم، هنرپیشه اصلی داستان از عشق به س ک س می رسد ولی در این فیلم هنرپیشه اصلی زن داستان از س ک س به عشق می رسد! فیلم نیز مانند آن فیلم در 10 بخش ساخته شده است و مثل اغلب فیلمهای این کارگردان شهیر دانمارکی فیلم سرشار از بدایع و تصاویر و دیالوگ های زیبای ادبی و استفاده از استعاره های زیبای شاعرانه است، منتهی به نظر می رسد همین استفاده بیش از حد ون تریر از این بافت پیچیده شعر و ادب، باعث شده است، این فیلم فاقد لطافت فیلم خیلی خوب شکستن موجها شود، ضمن اینکه وجود صحنه های پرحاشیه و خشن فیلم ، گاه تحمل آن را برای افرادی که به این صحنه های حساسیت دارند، مشکل می سازد. در میان فیلمهای که از این کارگردان دیده ام، این فیلم س ک س ی ترین فیلم وی است! و وجود صحنه های فراوان از این جنس، گاه شگفت انگیز جلوه می کند.....

-----------------------------------------------

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 11:47  توسط نادر نظامی  | 

نظری درباره فیلم های نبراسکا، سرزمین زامبی ها، خاطرات روزانه بریجیت جونز، آفساید و زیبایی بزرگ

531-نام فیلم: نبراسکا

نام لاتین: Nebraska

 

Imdb: 7.8

محصول 2013 آمریکا

ژنر: درام، کمدی

نام کارگردان: آلکساندر پاین

نام بازیگران: بروس درن(وودی گرانت) ، ویل فورت(دیوید گرانت)، جان اسکوئیت(کیت گرانت)، باب اودن کریک(راس گرانت)، استاس کیچ(اد پگرام) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1821549/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های فیلم، هنرپیشه مرد(بورس درن)، بازیگر دوم زن(جان اسکوئیب) ، فیلمبرداری، کارگردانی و فیلمنامه

گلدن کلوب: کاندیدای بهترین های فیلم، بازیگر مرد، بازیگر دوم زن، کارگردانی و فیلمنامه

بفتا: کاندید بهترین های فیلمنامه، بازیگر مرد و فیلمبرداری

فستیوال کن: کاندیدای نخل طلایی و برنده بهترین بازیگر مرد

حلقه منتقدان لندن: کاندیدای بهترین های فیلم، بازیگر مرد و بازیگر دوم زن

موضوع: وودی پیرمرد سالخورده به خیال دریافت جایزه یک بلیط بخت آزمایی قصد سفر به ایالت نبراسکا که زادگاهش در آن قرار دارد، می کند و در این سفر و خیال پسرش دیوید او را همراهی می کند که همراه با زنده شدن خاطرات پیرمرد است .....

نظر: خوب تا متوسط

فیلم نبراسکا فیلمی است در تکریم و ارتباط نسل پیر شده با جوانان امروز است و قطعا آقای آلکساندر پاین هدفش از ساختن این فیلم، پیش کشیدن یک موضوع انسانی و تحت تاثیر قرار دادن نسل جوان بوده است. فضای فیلم کلا سیاه و سفید است، گویا فیلم به دوره نوستالژیک پیران که در آن فیلمها سیاه و سفید بوده اند، تعلق دارد. ولی من باور دارم فیلم با وجود موضوع انسانی و هدف خوبی که تعقیب کرده است، شعاری  بیان شده است و فاقد بافت اسطوره ای است. یک فیلم گل و بلبلی پیرمردی! و یک فیلم مهربان و تسطیح شده برای خواسته های آقای الکساندر پاین!

---------------------------------------------

532- نام فیلم: سرزمین زامبی ها

نام لاتین: Zambieland

 

 

محصول 2009 آمریکا

Imdb: 7.8

ژنر: کمدی- ترسناک - رمانتیک

نام کارگردان: روبن فیلیچر

نام بازیگران: جسه اینسنبرگ(کلمبوس)، وودی هارلسن(تالاهسه)، اما استون(ویچیتا)، آبی جیال برسلین(راک کوچولو)، بیل موری(بیل موری)

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1156398/awards?ref_=tt_awd

نظر: متوسط تا خوب

این جالب است که یک فیلم در حین نمایش خشونت ها و قتل و عام های زامبی ها، دنیای کمدی و لبخند هم بیافریند. آقای فلیچر هدفش در فیلم این بود که در میان یک دنیا زامبی ها، زندگی آدمهای رها شده را نشان دهد، از این نظر فیلم دارای پتانسیل خوبی بود. مثلا خانم سوفیا کاپولا در فیلم گمشده در ترجمه، نمایش آدمهای کم تعداد و غریبه را در دنیای چشم بادامی های زبان نفهم، خیلی خوب به تصویر کشیده است ولی این فیلم چنین کاری نکرد و روابط آدمها سطحی و تا حدی لوس نمایش داده شد! و ایده های قانون های من در آوردی قهرمانان فیلم در موضوع فیلم هضم نمی شود و فیلم می ماند و یک سوژه تجاری و نسبتا با مزه! ولی به هرحال فیلم شهر زامبی ها فیلم بامزه و سرگرم کننده ای است و اگر زامبی ها چندشتان نمی کند، نگاهش کنید بد نیست!

------------------------------------------

533- نام فیلم: خاطرات روزانه بریحیت جونز

نام لاتین: Bridget Jones Diary

 

 

Imdb:6.7

ژنر: کمدی-رمانتیک

محصول 2001 انگلستان، فرانسه، آمریکا و ایرلند

نام کارگردان: شارون مک گوئر

نام بازیگران: رنه زوله گر(بریجیت جونز)، کلین فیرٍ(مارک دارسی)، هوگو گرانت(دانیل کلور) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0243155/awards?ref_=tt_awd

اسکار: کاندید بهترین بازیگر زن(رنه زوله گر)

گلدن کلوب: کاندید بهترین فیلم و بازیگر زن

بفتا: کاندید بهترین بازیگر زن و نقش دوم مرد(کلین فیرٍ)

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین فیلمنامه انگلیسی سال

موضوع: بریجیت دختر 32 ساله ای است که در یک موسسه انتشاراتی کار می کند و در آنجا رئیس موسسه دانیل کلور شیفته وی می شود ولی از یک سو نظر دوست دوره کودکی وی مارک دارسی که یک وکیل بلند پایه است را جلب می کند. از سویی مارک و دانیل از هم کدروت داشتند .....

نظر: متوسط

از بازی خوب رنه زوله گر بازیگر موفق آمریکایی بگذریم، فیلم به جز یک طراحی ساده و شعاری چیزی در چنته ندارد . به نظر می رسد شارون مگ گوئر برای ساختن این فیلم تحت تاثیر کارهای وودی آلن بوده است. تعارض مارک دارسی و دانیل کلیور برای بریجیت خوب در نیامده است و انرژی و قدرت فیلم را تا حدود زیادی گرفته است. با این وجود فراموش نکنیم این فیلم مدت ها به عنوان پرفروش ترین فیلم هفته در سینماهای آمریکا بوده است!

-------------------------------------------------------------

534- نام فیلم: آفساید

نام لاتین: Offside

 

محصول 2006 ایران

ژنر: اجتماعی

نام کارگردان: چعفر پناهی

نام بازیگران: سیما-مبارک شاهی، شایسته ایرانی، آیدا صادقی، گلناز فرمانی، مهناز ذبیحی، نازنین صدیق زاده، صفدر سمندر، محمد خیرآیادی، مسعود خیمه کبود و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0499537/awards?ref_=tt_awd

برنده خرس نقره ای چشنواره برلین

موضوع: در بازی ایران با بحرین برای ورود به جام جهانی، چند دختر که با لباس مبدل پسرانه وارد ورزشگاه شده بودند، توسط پلیس دستگیر می شوند. فیلم روابط میان سربازان و دخترها را نشان می دهد .....

نظر: خوب تا خیلی خوب

آنچه فیلم هدف قرار داده است، داستان همان محرومیت دختران برای حضور در ورزشگاه ها در ایران است، لذا فیلم یک فیلم انتقادی است و ویژگی جالب این فیلم استفاده از بازیگران آماتور است و پناهی مثل بعضی اغلب فیلم هایش نشان داد چیزی کمتر از کیارستمی و قبادی کم ندارد. در کنار تمرکز بر موضوع اصلی، بازتاب های خوب و صادقانه ای از شرایط اجتماعی آدمهای فیلم نمایش داده شد . طنز جالب و جا افتاده فیلم باعث شده است، از تلخی و خسته کننده شدن فیلم کاسته شود. کنتاکت دو نگاه سنتی و جوانان دگراندیش در فیلم، موضوع فیلم را عمق داده است و در کنار این موضوع؛ غیرت و محبت جامعه ایرانی در نگاه پناهی فراموش نشده است. آنچه تحقیر شده است، نگاه متحجرانه نسبت به واقعیت حضور زنان است و آنچه بزرگ شده، احساس میهن دوستی و اتحاد قلبی ایرانیان است. نگاه سمبولیک آخر فیلم تا حدودی بعد سیاسی به فیلم داده است.

------------------------------------

535- نام فیلم: زیبایی بزرگ

نام لاتین: The Great Beauty

 

Imdb: 7.7

محصول 2013 ایتالیا و فرانسه

نام کارگردان: پائولو سورنتینو

نام بازیگران: تونی سرویلو(جپ کامباردیلا) ، سر بارینا فریلی(رامونا)، جوجیو پاسوتی(استفانو)، کارلو بوسیوسو(للو کاوا) و ......

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt2358891/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین فیلم خارجی

گلدن کلوب: برنده بهترین فیلم خارجی

بفتا: برنده بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان

فستیوال کن: کاندید نخل طلایی

سزار فرانسه: برنده بهترین فیلم خارجی

حلقه منتقدان لندن: کاندیدای بهترین های فیلم، فیلم خارجی زبان و کارگردانی

موضوع: درباره زندگی دوره پیری یک نویسنده به نام جپ کامباردیلا که به عشق دوره جوانی و تحلیل زندگی خود می پردازد .....

نظر خوب

اولین سفارش من به کسانی که این فیلم را می خواهند ببینند این است که اصلا آن را به عنوان یک فیلم سرگرم کننده و مفرح نگاه نکنند که سرشان کلاه می رود! من خودم این فیلم را با کله شقی تحمل کردم اگرچه باور دارم فیلم خوبی است ولی پرش های مرتب صحنه ها و تدوین عجیب و غریب آن در کنار تغییر و کنتراست های فراوان فضاها، هم تحمل می طلبد و هم تامل! به هرحال من که از دیدن فیلمهای تارکوفسکی و انجلوپولس لذت می برم، عجیب است که چرا دیدن این فیلم آزارم داد! شاید یک دلیل اصلی آن زیر نویس های بد است که متاسفانه در اغلب فیلمها فاقد ظرافت و دقت و ملاطفت ادبی است. به هرحال فیلم اگرچه یک فیلم درام کمدی معرفی می شود ولی به اعتقاد من، یک فیلم صد در صد فلسفی است. شروع فیلم نیز چنین پنداری را تقویت می کند. یک کنتراست بین کلیسا و ترانه های مذهبی در کنار جشن و سرور جوانی در یک راستا و در راستای دیگر، کنتراست بین مدرنیسم و سنت، گذشته و حال! حال قهرمان داستان، که یک نویسنده تک رمان به نام آلت انسانی است در این وسط سمبول سنجش وضعیت این روزهای بشری با تمرکز  در شهر رم است. نویسنده یک حرکت رو به گذشته و نیاز عشقی برآورده نشده و نیز عشقهای ناپایدار و ناپایداری جهان را دارد. برای تحلیل زندگی سورنتینو از نمادهای و کادرهای سرشار از تصویر و سمبول استفاده می کند که به نظر می رسد تشریح هرکدام از انها، نیاز به تفسیر و دلیل دارد. گاه سورئالیسم خودی نشان می دهد و گاه فلاش بک های گذشته در حال تنیده می شوند. به هرحال آنچه جالب است در نقطه مقابل نویسنده فیلم، کشیش و قدیسه پیر نیز در جستجوی چیزی که به آن نرسیده اند یعنی نقطه مقابل هستند. ولی آنچه نتیجه گیری می شود وجود پوچی است که در میان زیبایی های جهان تنیده می شود و انسان در تنهایی خویش رها می گردد. لذا نگاه سورنتینو به دنیا شاید یک نگاه منفی به جهان و گذرگاه آن باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 20:21  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های بذار بیام تو-هانا و خواهرانش-زندگی شگفت انگیزی است- زندگی الان من-زندگی با چشمان بس

526- نام فیلم: بگذار بیام تو

نام لاتین: Let Me In

 

Imdb: 7.2

ژنر: ترسناک، درام

محصول 2010 انگلستان و آمریکا

نام کارگردان: مت راویز

نام بازیگران: کدی اسمیت-مک فی(اوون)، چوله گریس مرتز(ابی)، ریچارد جنکینز(پدر)، الیاس کویتز(پلیس)، کارا بونر(مادر اوون) و....

موضوع: یک شب اوون که همراه مادر مطلقه اش در خانه ای زندگی می کرد شاهد استقرار یک مرد مسن و یک دختر خون آشام در همسایگی اشان می شود. بعد از ان قتلهای زنجیره ای در آن شهر بوقوع می پیوندد. با این وجود بی اوون و دختر همسایه ابی روابط دوستانه ای شکل می گیرد .....

جوایز:

نظر: متوسط تا خوب

این روزها بازار فیلمهای خون آشامان داغ است و مرتب سریال ها و یا فیلمهای سینمایی ساخته می شود که به بررسی جوانب اخلاقی این خون آشامان خیالی می پردازد. آنچه در این فیلمها مدنظر است، معمولا مرز بندی بین خون آشامان خوب و بد، و نیز روابط عاشقانه میان آدمها و این خون اشامان و یا زامبی ها می باشد. جالب این است فیلم بگذار بیام تو، این مرز بندی را انجام نمی دهد و خون آشام اصلی فیلم که یک دختر نوجوان است، جنبه های منفی و مثبت مصطلح انسانها را با هم دارد! در این فیلم می گوید اگر ابی به عنوان یک دختر خون آشام جنایت می کند، مجبور است ولی ابعاد عاشقانه خود را دارد و می تواند موارد مثبت وی، جنایاتش را پوشش دهد! به هرحال این فیلم نگاه مخصوصی به عشق کرده است که می تواند ناقض قوانین نوعدوستانه باشد. سخت نگیریم ما با یک فیلم تخیلی روبرو هستیم! اما نکات فیلم:

در فیلم شخصیت ابی و مرد همراهش مبهم بیان شده است و در پایان فیلم هم دفن می شود. به علاوه اینکه داستان فیلم جوری بیان می شد که در بخش نهایی فیلم، کاملا قابل پیش بینی بود. صحنه های اکشن فیلم و تبدیل ابی به موجود خون آشام که با حربه های رایانه ای تهیه شده بود، خوب در نیامده است. بازی هنرپیشه های فیلم هم در کل جالب نبود و بیشتر بار جذابیت این هنرپیشه ها را چهره دلپسند ابی و اوون  به دوش می کشید......

----------------------------------------------

527- نام فیلم: هانا و خواهرانش

نام لاتین: Hannah and Her Sisters

 

Imdb:8

ژنر: کمدی، درام

محصول 1986 آمریکا

نام کارگردان: وودی آلن

نام بازیگران: میا فارو(هانا)، مایکل کین(الیوت)، باربارا هرشی(لی)، وودی آلن(میکی)، دیانه ویست(هلی)، کری فیشر(آپریل)، ماورین اوسیلوان(نورما) و .....

افتخارات

آکادمی اسکار

برنده: بهترین های بازیگر دوم مرد(مایکل کین)، دوم زن(دیانه ویست)، فیلمنامه

کاندید: بهترین های فیلم، کارگردانی ، طراحی صحنه و تدوین

گلدن کلوب

برنده: بهترین فیلم کمدی

کاندید: بهترین های کارگردانی، بازیگر دوم مرد و زن، فیلمنامه

بفتا

 برنده بهترین کارگردانی و فیلمنامه

کاندید: بهترین های بازیگر مرد(وودی آلن و مایکل کین)، زن(میا فارو)، تدوین و فیلم

سزار فرانسه

کاندید بهترین فیلم خارجی

موضوع: درباره زندگی هانا و خواهرانش، شوهر هانا شیفته خواهرش لی بود و میکی شوهر سابق هانات دنبال زندگی جدیدی می شگت، خواهر دیگر هانا، هلی علاقه مند به نمایشنامه نویسی بود و ....

نظر: خوب

آنچه در این فیلم و فیلمهای بعدی وودی آلن می بینم، یک خط و امتداد مشخص و تعریف شده از روابط میان مردها و زن ها و شیفتگی ها و مرارتهایی است که در این روابط وجود دارد. معمولا وودی آلن دوست دارد با چالش کشاندن روابط اجتماعی و غریزی دو جنس مخالف، تعادل جدیدی را تعریف کرد و گاه چنان پیش می رود که ایجاد آن تعادل با یک درام تلخ(امتیاز نهایی) برقرار می شود. در فیلم هانا روابط و داستانهای موازی در کنار هم پرورده شده اند، نظیر آنچه بعدها در فیلم برای روم با عشق و جاسمین غمگین دیده شده است، لذا ساختار پازلی فیلم، یکی از شیوه های مورد علاقه وودی آلن است، ولی به هرحال چیزی که من احساس می کنم این است که وودی آلن در فیلمهای بعدی خود، داستانهای روابط میان دو جنس را پخنه تر بیان کرده است.

----------------------------------------------

528-نام فیلم: زندگی شگفت انگیزی است

نام لاتین: It’s Wonderful Life

 

Imdb:8.7

محصول 1946 آمریکا

ژنر: درام - کمدی

نام کارگردان: فرانک کاپرا

نام بازیگران: جیمز استوارت(جرج بیلی)، دونا رید(مری هاچ)، لیونل باری مور(آقای پاتر)، توماس میچل(عمو بیلی)، گلوریا گرامه(ویولت)، تاد کارنز(هری بیلی)، هنری تاوریس(فرشته کلارنس و ....)

بعضی از افتخارات

 

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های فیلم، بازیگر مرد(جیمز استوارت)، کارگردانی، ضبط صدا و تدوین

گلدن کلوب: برنده بهترین کارگردانی

موضوع: جرج بیلی آدم خیری است که در جریان یک اتفاق دچار یاس و سرگشتگی می شود و فرشته ای از آسمان به نجات وی می شتابد .....

نظر: خیلی خوب تا عالی

فیلم زندگی شگفت انگیزی است یک فیلم بشدت انسان دوستانه و نوعدوستانه است و از محدود فیلم های هالیوودی است که مرز بندی خوبی بین آدم های نیکوکار و ادم های طماع و حریص نشان می دهد. فیلم در واقع در حمایت از ادمهایی ساخته شده است که بخاطر انسانیت و مردم نیازمند، به خوشبختی های مادی و ظاهری پشت پا می زنند. نماینده این ادمهای خوب جرج بیلی با بازی عالی جیمز استوارت است. جالب این است وقتی این فیلم را دیدم از نظر پیامی شباهت قریبی با رمان معروف کازانتزاکیس که پنج سال بعد از این فیلم نوشته شده است، دیدم. باور دارم کازانتزاکیس رمان آخرین وسوسه مسیح را با الهام گرفتن از این فیلم ساخته است. البته فرقهای اساسی بین این دو سوژه وجود دارد ولی فلاش بک ها و حضور یک فرشته و دلیل نیاز دنیا به آدمهای فداکار و نیک سیرت، شباهت جالبی با هم دارند. فیلم تاثیر گذار و اخلاقی است و می تواند مثال و مروج خوبی برای دلیل خوب بودن و فداکار بودن باشد .....

-----------------------------------------------

529- نام فیلم: زندگی الان من

نام لاتین: How I Live Now

 

Imdb:6.5

محصول 2013 انگلستان

ژنر: اکشن- درام – عشقی

نام کارگردان: کیوین مک دونالد

نام بازیگران: سائورایس رونین(دیزی)، جرج مک دی(ادی)، تام هلند(اسحاق)، هارلی برد(پایپر) و ....

جوایز:

موضوع: دیزی برای ادامه زندگی نزد خاله اش از آمریکا به انگلستان می رود و در آنجا با دو پسر خاله و دختر خاله اش آشنا می شود.بعد از رفتن خاله اش به مسافرت کاری، در اروپا جنگ هسته ای رخ می دهد و حوادث دیزی و بستگانش دچار چالش می شود ....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم در حد یک فیلم اکشن هیجان بدی ندارد ولی مشکل فیلم این است موضوعات مطرح شده در ان، اغلب کلیشه ای و سطحی است و عمق پیدا نمی کند. لذا سئوال ناشکفته زیاد باقی می ماند. مثلا معلوم نمی شود صداها و یا الهامات دیزی چه منشا روانی یا متافیزیکی دارند! داستان جنگ اروپا حلاجی نمی شود، اگرچه در آخر فیلم دیزی با یک جمله در خلوت خواست ان را ماست مالی کند! ولی در کنار اینها فضای خانوادگی پسرخاله ها و دیزی بد در نیامده است! بازی ها هم معمولی بودند و در کل در فیلم غیر از هیجان معمولی ویژه یک فیلم اکشن، چیز با ارزشی دیده نمی شود ..

------------------------------------------------------

530- نام فیلم: زندگی با چشمانی بسته

 

 

محصول 1387 ایران

ژنر: درام

نام کارگردان: رسول صدر عاملی

نام بازیگران: ترانه علیدوستی(پرستو)، حامد بهداد(علی)، پولاد کیمیایی(امید)، فرهاد آئیش، پریوش نظری، الهام پاوه نژاد، فرهاد قائمیان و غیره

موضوع: علی بعد از دوری چندساله به محله ایی که در ان بزرگ شده است، برمی گردد و متوجه می شود خواهرش به بدنامی مشهور شده است ولی امید دوست وی که شیفته پرستوست چنین اعتقادی ندارد، راز آدمهای داستان در آقای توکل پنهان شده است .....

نظر: متوسط

همیشه ما از صدرعاملی کارگردان فیلمهای دختری با کفشهای کتانی و آیدا دیشب باباتو دیدم و .... توقع این است، که با فیلمهای اخلاقی و اجتماعی روبرو شویم! ولی فیلم با تدوین بد خود، خسته کننده شروع و ادامه یافت. گاه پرشهای فیلم بین سکانس ها فیلم را مغشوش نشان می دهد ولی خدا را شکر، پایان بندی فیلم جور ضعف های فیلم را کشید! در فیلم انکه مشکل را باید حل کند و درست فکر می کند علی (حامد بهداد) است که تا حدی تداعی کننده نقش شهاب حسینی در فیلم درباره الی است! ساختار  تشویش و برداشتهای اشتباه جامعه مرا یاد فیلم شکار توماس ویننبرگ(2012) می اندازد! جامعه ای که تحت تاثیر تبلیغات و تحریکات، درست اندیشی را کنار می گذارند. ولی به هرحال آنکه زیر سئوال نمی رود، عامل اصلی فساد و بی اخلاقی در محله است. با این قالب، صدر عاملی حرفهایش را در فیلم مطرح می کند ولی باور دارم بر روی این پایه، نمابندی ها خوب نیستند. مثلا رفتارهای درون خانوادگی نجارها( پدر و مادر و پرستو) خوب توجیه نمی شود و معلوم نیست چرا پدر و مادر پرستو، هیچ اقدام فیزیکی و یا نصیحتی با دخترشان نمی کنند! بعد ناگهان پدر پرستو حرف از چاقو و کشتن دخترشان می زند! بحث فداکاری پرستو در حق بیتا هم شعاری به نظر می رسد و گویا صرفا هدف این است که گفته شود فداکاری مهمی در فیلم اتفاق افتاده است! احساس می شود آقای صدر عاملی مثل فیلم دیشب بابات را دیدم آیدا(1383) ،برای بزرگ کردن قهرمانهای داستانهایش، بطور غیر منطقی آنها را با فداکاری زیاد باد می کند! بخش اعترافات پستو، امید و علی در حوض به خاطر بدعت، تاثیر گذار و مثال زدنی است. بازی های بد نبودند ولی نمی توان نقشهای ترانه علیدوستی و حامد بهداد را از جمله بهترین کارهایشان دانست.....

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 19:26  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های پائول- جاسمین غمگین- دل زمستان-کافه فلوره-راشامون

 

۵۲۱- نام فیلم: پائول

نام لاتین: Paul

Imdb:7.1

محصول 2011 آمریکا . انگلستان

نام کارگردان: گرگ موتولا

نام بازیگران: سیمون پک(کرایمه ویلی)، نیک فورست(کلایو کالینگز)، جرمی اون(ساوراد ونتور)، میا استالد(یانگ تارا)، سیگور ورنی(رئیس بزرگ) و ......

موضوع: کلایو نویسنده و دوستش کرایمه برای یک سفر ماجراجویانه وارد آمریکا می شوند و یک ماشین کاروان اجاره می کنند، از قضا ماشینها آنها با یک ماشین سرقتی از سوی یک موجود فضایی تصادف می کند و بعد از ان با موجود فضایی همسفر می شوند ولی موجود فضایی تحت تعقیب پژوهشگران فضایی آمریکاست .....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم پائول یک فیلم با مزه فانتزی است که توان سرگرم کردن و خنداندن بیننده خود را دارد. بازی های کلا خوب نیستند ولی نکته جالب فیلم که به نظر آن را یک فیلم مثال زدنی در عرصه روان شناسی می توان مطرح نمود، تغییر شخصیت خانم یانگ است که وقتی اعتقاداتش زیر سئوال می رود، دچار بحران اخلاقی می شود که در فیلم خیلی خوب و بامزه درآمده است. به غیر از این مسئله روابط آدمهای فیلم بخصوص آدم فضایی فیلم مضحک و سرهم بندی شده است. در کل فیلم پائول یک جورهایی نگاه طنزآلود به فیلم معروف اسپیلبرگ(ایی تی ) دارد! ....

-------------------------------------------

522- نام فیلم: جاسمین غمگین

نام لاتین: Blue Jasmin

Imdb: 7.4

 محصول 2013 آمریکا

نام کارگردان: وودی آلن

نام بازیگران: کیت بلانشت(جاسمین) ، آلک بالدوین(هال)، سالی هاوکینز(جینجر)، آندرو دنیس کلی(آگی)، بابی کاناواله(چیلی) و ......

جوایز: http://www.imdb.com/title/tt2334873/awards?ref_=tt_awd

بعضی افتخارات:

آکادمی اسکار: برنده بهترین بازیگر زن(کیت بلانشت) و کاندید بهترین های بازیگر دوم زن (سالی هاوکینز) و فیلمنامه

گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر زن و کاندید بهترین بازیگر دوم زن

بفتا: برنده بهترین بازیگر زن و کاندید بهترین های بازیگر دوم زن و فیلمنامه

سزار فرانسه: کاندید بهترین فیلم خازجی

حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین بازیگر زن و کاندید بهترین های فیلم و نقش دوم زن  و.....

موضوع: جاسمین که شوهرش را در پی افشا کلاهبرداری از دست داده بود نزد خواهر مطلقه اش جینجر در سان فرانسیکو می رود. فیلم با فلاش بک های متعدد بطور موازی به داستان زندگی جاسمین در نزد خواهر و شوهر سابقش می پردازد ....

نظر: خوب تا خیلی خوب

بعد از فیلم امتیاز نهایی(2005) این دومین فیلم درام  وودی آلن است و مانند ان فیلم باز محور درام فیلم، بر روی شخصیت و مظلومیت  زن ها بنا شده است. خوبی فیلمهایی وودی الن این است هیچگاه سعی نمی کند در باره شخصیت های داستانش بصورت مطلق قضاوت کند و انچه مهم است این است که نشان داده شود ساختار اخلاقی افراد در روابط اجتماعی و شرایط بنیاد گذاشته می شود. شاید از اینروست که وی- طبق گفته پیمان معادی- از طرفداران جدی فیلم جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی است. فیلم زبانش این است که اجتماع و جامعه شناسی محیط و خانواده چگونه رابطه تنگاتنگ با هویت و خلق و خوی یک فرد دارند و این رابطه به خوبی با تمرکز بر احساسات غریزی زنهای فیلم به خوبی نشان داده شده است. در این فیلم کیت بلانشت بازیگر توانای سینما، یکی از بهترین کارهای خود را ارائه داده است و جایزه اسکار امسال بهترین بازیگر زن، به جا و منصفانه داده شده است .....

----------------------------------------------------

523- نام فیلم: دل زمستان

نام لاتین:Winter’s Bone

 Imdb: 7.2

محصول 2010 آمریکا

نام کارگردان: دبرا گرانیک

نام بازیگران: جنیفر لاورنس(رآ)

لارن سوئیستر(گیل)، جان هاوکینز(تیر دراپ-عموی رآ) – کیون برزنان(آرتور کوچک) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1399683/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های فیلم، هنرپیشه اول زن(جنیفر لاورنس)، هنرپیشه دوم مرد(جان هاوکز) و فیلمنامه

گلدن کلوب: کاندید بهترین هنرپیشه زن

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین بازیگر زن

 

موضوع: بدنبال یک ضمانت حقوقی، پدر رآ به علت عدم حضور در دادگاه، رآ مجبور است خانه و زندگی خود را از دست بدهد. رآ که با مادر آلزایمریش و خواهر و برادرش زندگی می کند برای نجات خانواده خود بدنبال پدرش می رود ولی درگیر روابط مجرمانه پدر با باندهای خلافکار می گردد .....

نظر: خوب

فیلم را می توان از زاویه جالبی مورد بررسی قرار داد و آن حضور اخلاق و وجدان در نزد باندهای تبهکاری است. پایه و اساس فیلم هم براین اساس قرار گرفته است که یک دختر جوان 17 ساله ناچار است برای حل مشکل اقتصادی خانواده اش، دست کمک به سوی تبهکاران دراز کند. اینجاست مسئله فیلم با ویژگی جدیدی روبرو می شود و به آن اصالت خوبی می دهد. خانم گرانیک برای داستان فیلمش علاقه ای به اکشن کردن فیلم و صحنه های درگیری های زیاد که ویژگی این نوع فیلمهاست نشان نمی دهد و سعی می کند با آرامش و تعقیب ساده "رآ" به شخصیت جستجوگر وی، قداست بخشد. قسمت های پایانی فیلم تکان دهنده و مثال زدنی است و به خوبی در ذهن بیننده می نشیند....

--------------------------------------------

524- نام فیلم: کافه فلوره

نام لاتین: Café de Flore

      

Imdb:7.4

محصول 2011 کانادا و فرانسه

نام کارگردان: جین مارک واله

نام بازیگران: وانسا پارادایز(جاسکوئین)، کوین پارنت(آنتونی گرین)، هلن فلورل (کارن) اولین بروچیو(رز)، مارین گریر(لارنت) و .....

جوایز: http://www.imdb.com/title/tt1550312/awards?ref_=tt_awd

موضوع: درباره داستان موازی دو زندگی، یکی مادری که با عشق از بچه اش که دچاری بیماری سندروم مادرزادی بود، نگه داری می کرد و دیگری مردی نوازنده که در زندگی خود، با وجود داشتن زن و دو دختر، عاشق دختر جوان دیگری می شود ......

نظر: خوب

فیلم با یک طرح خلاقانه و با قراردادن هنرمندانه دو داستان موازی همراه است. لحن و دیالوگ های فیلم، خیلی خوب و تاثیر گذار است. محور فیلم بر روی عشق در زوایای مختلف شکل گرفته است. عشق مادر به فرزند مریض، عشق میان فرزندان و والدین، عشق همسر سابق به شوهرش، عشق جدید  و .....! ماهیت های عشقی فیلم یک جورهایی مرا یاد فیلمهای وطنی سوته دلان(علی حاتمی) و نوبت عاشقی(محسن مخملباف) می اندازد! ولی به اعتقاد من نقطه ضعف فیلم در پایان فیلم خود را نشان می دهد، یعنی زمانی که هدف این است که این دو داستان موازی به هم ربط پیدا کنند و فیلم ساختار یکپارچه ای پیدا نماید! در اینجاست که به نمایش عشق مادر به فرزند مریض، برخورد تحقیرآمیز می شود و به ساختار ضمیرناخودآگاه کارن مربوط می شود. این یعنی سقوط رئالیسم عشق مادر به عنوان یک ساختار و ویژگی زن! ابتدا فکر کردم شاید درک درستی از موضوع فیلم نداشته ام ولی وقتی کارل در رویاهای آخر فیلمش، از وجود بچه های منگول در وجودش صحبت می کند و با آن پایان تلخ رویایی همراه می شود، این را یک نتیجه انسانی تلقی نکردم! اصلا ربط سمبولیک بچه های منگول با روابط کارول و همسر سابقش آنتونی، قابل نقد است و من آن را چندان خوشایند تشخیص ندادم. من هنوز در ذهنم مادری جاسکوئین با بازیگری عالی وانسا پارادایز می ستایم .....

-----------------------------------------------

 525- نام فیلم: راشامون

نام لاتین: Rashamon

 

Imdb: 8.4

محصول 1950 ژاپن

نام کارگردان: آکیرا کوروساوا

نام بازیگران: توشیرو میفونه(تاجی مورا- راهزن)، ماچیو کیو(ماسکو کانازاوا)، ماسایوکی موری(تکیرو کانازوا)، تاکاشی شیمورا(هیزم شکن)، مینورو چیاکی(راهب)، کیچیرو یودا(رهگذر) و .....

بعضی افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0042876/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندید بهترین طراحی صحنه سیاه و سفید و اسکار افتخاری

بفتا: کاندید بهترین فیلم

ونیز: برنده شیر سنگی

موضوع: به دنبال کشف یک جسد سامورایی کشته شده، راهزن معروف تاجی مورا دستگیر می شود و در دادگاه برای کشف حقیقت، چهار روایت مختلف طرح می شود ......

نظر: عالی

راشومون یک فیلم خلاق ، متفکرانه و اخلاقی است. بدعت و طرح فیلم فوق العاده جالب است و واریته های مختلف یک جنایت را در نگاه اخلاقی انسانها ترسیم می کند. انچه مهم است این است که انسان داوری و صداقت خود را فدای ضعف های درونی می کند و این صداقت قربانی شده، چنان در بافت فیلم تنیده شده است که حتی ارواح هم آن را با خود دارند. آنچه در این میان نقد می شود، انسان است و انسان چنان هیبیت کریه ای می گیرد که شیطان را از پناهش به معبد راشومون می کشد! به هرحال فیلم پنج سال بعد از جنگ چهانی دوم بعد از شکست ژاپن ساخته شده است و آکیراکورساوا، سرخوردگی های انسان متمدن را  در نهایت زیبایی به تصویر کشیده است. ولی به هرحال طرح وجود یک نوزاد در معبد و سرپرستی ان بدست هیزم شکن، نماینده نسل بعدی انسانهای متظاهر و فارغ از صداقت می شود و نماینده امید کورساوا به آینده است. در فیلم من بازی خانم ماسایوکی موری را در نقش زن سامورایی بسیار پسندیدم. یکی از صحنه های جالب و خلاقانه فیلم در میان طرح فوق العاده ان، احضار روح مرد سامورایی در وجود زنش بود! ..... این فیلم از سوی منتقدان ژاپنی به عنوان بهترین فیلم تاریخ ژاپن تاکنون شناخته شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت 17:29  توسط نادر نظامی  | 

مطالب قدیمی‌تر