سایت خاطره نگاری بداعه سینما

نظر به فیلم های سینمایی بدون قصد نقد

نظری بر فیلم های ردکارپت، جاده، مارلی و من، ایثار و حشر ی

- نام فیلم: رد کارپت

 

محصول 1393 ایران

نام کارگردان: رضا عطاران

نام بازیگران: رضا عطاران، جمال هاشمی، ماریو مینگ لانا و .....

موضوع: داستان یک عاشق سینماست که به عشق دیدن اسطوره های معروف مانند اسپیلبرگ راهی فرانسه می شود و در انجا برای وی ماحراهایی اتفاق می افتد .....

نظر متوسط

ژنر: کمدی، درام

طرح فیلم ابتکاری و جدید است و از این نظر می شود بدان اهمیت داد ولی مشکل فیلم از آنجاست که باید در یک پریود کوتاه در حد جشنواره کن یک داستان سینمایی اتفاق بیافتد، بخصوص اینکه طرف سازنده فیلم بزرگان سینما باشند همانطور که خود عطاران اذعان داشته است مجبور شده، نماها و داستان فیلم را سریع برداشت کند، بخاطر همین فیلم عجولانه با تدوین نسبتا ضعیف سر و ته اش بسته شده است. ولی به هرحال کار عطاران بسیار شجاعانه بوده است ولی شجاعت همه چیز سینما نیست. ما در فیلم ردگارپت همراه با یک داستان ساده، با صحنه های پراکنده فیلم های اسکورسیزی روبرو هستیم که ارتباط میان نماهای فیلم های معروف شکارچی گوزن و راننده تاکسی را با مفهوم کلی فیلم مناسب ندیدم و در کار فیلم عمق مناسب پیدا نمی کند و در سطح باقی می ماند. در کل به خاطر همین قشری بودن کار عطاران که مسبوق به سابقه در فیلمهای قبلی اش نیز است، باعث شده بیشتر حرکات خنده آور این هنرپیشه خوب سینما، دلقک وار به نظر برسد! به هرحال این فیلم نشان داد عطاران دنبال سوژه های ناب و دور از کلیشه است!

---------------------------------------------------

537-نام فیلم: جاده

نام لاتین : The Road

 

Imdb:7.3

محصول 2009 آمریکا

نام کارگردان: جان هیل کات

نام بازیگران: ویگو مورینسن(مرد)، کدی اسمیت-مک فی(بچه)، چالیز ترون(زن) و.....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0898367/awards?ref_=tt_awd

بفتا: کاندید بهترین فیلمبردرای

جشنواره ونیز: کاندید شیر طلایی

موضوع: در اثر اتفاقی نامعلوم اکثز تاسیسات و ساختمانهای آدم ها ویران شده و در این به علت فحطی گسترده در بین انسانها ادمخواری مرسوم گشته است. در این میان یک پدر با پسرش بدنیال پیدا کردن یک مامن و نجات خویش هستند ......

نظر: متوسط تا خوب

ژنر: درام، تخیلی

بهترین نکته ای که در فیلم وجود دارد، فضاسازی خیلی خوب و فیلمبرداری قابل تحسین فیلم است. به هرحال فیلم با یک سوژه خیالی زمانی را تصویر می کشد که قحطی و ویرانی منطقه وسیعی از زمین را در برگرفته است و اینجاست می خواهد از موقعیت پیش آمده، یک نگاه فلسفی و روان شناسانه را به اخلاقیات انسانها بیاندازد و به باور من، مشکل فیلم از همینجا شروع می شود. احساس می شود فضای  فیلم، پیش از آنکه ما را با یک منطق اخلاقی روبرو کند با یک ساختار ناملموس از رفتار انسانها روبرو می کند. آدم خوب ها و آدم بدها صرفا کلیشه های مبهم فیلم هستند که دلیل حضورشان معلوم نمی شود. هیل کات در اینجا پسر بچه را به عنوان یک بافت اخلاقی وارد گود می کند، لذا شاید می خواهد در این میان پیکره و غریزه پاک کودکان را مجسم سازد. به باور من سکانس پایان بندی فیلم بدترین سکانس آن است! و به فضای فیلم آسیب زده، جوری که  مخاطب احساس می کند،سرش کلاه رفته است. باور دارم در این فیلم مورینسن بازیگر توانای سینمای چهره درخشان همیشگی خود را نداشت.

--------------------------------------------

538- نام فیلم: مارلی و من

نام لاتین: Marley and Me

 

Imdb: 7.1

محصول 2008 آمریکا

نام کارگردان: دیوید فرانکل

نام بازیگران: اون ویلسون(جان) ، جنیفر آنیستون(جری)، اریک دان(سباستیان)، آلن آرکین(آرین ککلین) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0822832/?ref_=fn_al_tt_1

موضوع: بعد از ازدواج جان و جری-که هر دو خبرنگار بودند- ، آنها یک توله سگ را خریداری می کنند، این توله مقدمه اتفاقاتی می شود که جان و جری در زندگی مشترک و با فرزنداشان به آن روبرو می شوند ....

نظر: متوسط

فیلم مرلی و من براساس یک رمان معروف و پرفروش آمریکایی ساخته شده است ولی واقعیت اینکه تنها چیزی که در فیلم مرا تحت تاثیر قرار داد، بازیگری خوب و طراحی دکور خرایکاری های سگ یا سگ های فیلم تحت یک اسم به نام مرلی بود وگرنه خود فیلم چیز خاصی در چنته مداشت غیر از یک روایت داستانی خطی که فاقد ظرافت های هنری بود.

-------------------------------------------

539- نام فیلم: ایثار

نام لاتین: Sacrifice

 

Imdb:8.1

محصول 1986 سوئد، انگلستان و فرانسه

نام کارگردان: آندری تارکوفسکی

نام بازیگران: ارلاند جوزفسون(الکساندر)، سوزان فلیت وود(آدلاید)، آلن ادوال(اتوو)، گوران گیسال دوتیر(ماریا)، اسون ولتر(ویکتور) و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0091670/awards?ref_=tt_awd

بفتا: برنده بهترین فیلم خارجی

جشنواره کن: کاندید نخل طلایی و برنده جایزه ویژه داوران

موضوع: الکساندر در روز جشن تولدش پذیرای مهمانانی از پستچی به نام اتوو و پزشکی به نام ویکتور به همراه زن و دو دخترش است. وی نیز دارای یک پسر که حنجره اش عمل شده است دارد. در جریان مهمانی یک جنگ اتمی بوقوع می پیوندد و الکساندر به دنبال رفع آن با راهنمایی اتوو می افتد......

نظر: خوب تا خیلی خوب

به چند نقد اینترنتی که درباره این فیلم مراجعه نمودم از شیوه، قضاوت و نیز ابهام زیاد بعضی نقدها جا خوردم! متاسفانه شیوایی قلم و هیجان و پزهای روشنفکری نقادان اینترنتی گاه جای دقت، مطالعه و بررسی های دقیق را می گیرد! مثلا در نقدی می خواندم که شخصیت اتوو پستچی را یک مدافع تفکر نیچه ای معرفی می کرد! که این نشان می دهد اصلا طرف به بینش های رد و بدل شده در دیالوگ های فیلم توجه نکرده است! اما خود فیلم، ما با یک فیلم شدیدا سمبولیک و فیلسوفانه طرف هستیم و مثل اغلب فیلمهای تارکوفسکی ما شاهد عاطفه و تعهد یک هنرمند جانسوخته روبروئیم! در آخر فیلم تارکوفسکی این اثر را به پسر کوچکش تقدیم کرده است! و این تایتل بعد از سکانس نهایی کودکی است که در جنگل متفکرانه به زیبایی های طبیعت می نگرد. این کودک یک جورهایی به نسل بعد تعلق دارد . اما شخصیت های فیلم:

الکساندر صاحبخانه که در آغاز یک هنرپیشه بود. هنرپیشگی معیار پاردوکس های شخصیتی است ولی الان آلکساندر آن را کنار گذاشته است. الکساندر نمایده خود صاحب اثر می تواند باشد.

کودک نماینده فطرت اولیه  انسان که حنجره و صدایش بدست پزشکان این دوره عمل شده است و قادر به تکلم نیست.

اتوو یک شخصیت و الهام ارزشی و دینی است. صفت پستچی بودن یک وابستگی به آوردن پیام ها های جهان درون و الهامات آن است و حکایت از حس نوستالژیک وجود خود تارکوفسکی است. هدیه نقشه قرن چهاردهم اروپا وی در روز تولد آلکساندر، شاید اشاره ای به وادی حکومت دینی و مذهبی اروپا در قرون وسطی دارد که ریشه های ناخودآگاه آن ریشه دوانده است.

آدلاید زن الکساندر سرچشمه عواطف درون است و معیار قضاوتهای احساسی! یک جور شاید نماینده و هویت آنیمای الکساندر است و یک همدم نزدیک!

دخترهای آدلاید و الکساندر نماینده های دو جنبه شهوت و دختر درون هستند به عنوان جنبه هایی که آلکساندر با آنها درگیر است.

ویکتور نماینده عقلانیت و منطق است که تا حدودی آبش با الهامات مذهبی همگون نیست ولی درمانگر است ولی دوگانگی اش با ناخودآگاه مذهبی الکساندر را عذاب می دهد.

ماریا صفت و هویت زنانه گی مقدس و یا نماد مریم است و تعمدا نام ماریا برای آن برگزیده شده است ولی التیام بخش درهم گیسختگی های درونی است که این ویژگی با بروز یک انفجار اتمی شکل می گیرد.

در واقع فیلم نوعی تعارض دو نگاه مدرنیسم در برابر سنت و توسل های مذهبی درون است که تارکوفسکی بین آنها دست و پا می زند. این نگاه ژرف تارکوفسکی در فیلم نوستالژیا وی با نمادهای دیگر نمایش داده شده است. البته در این فیلم نوستالژیای وطنی مانند فیلم قبلی اش برجستگی کمتری دارد و به نظر تارکوفسکی شخصیت اصلی داستان را ویران تر و از هم گسیخته تر به نمایش گذاشته است.

اما خود فیلم، باور دارم تارکوفسکی برخلاف سه فیلم عالی اش کودکی ایوان، استاکر و نوستالژیا، انرژی و هیجان کمی در متن فیلم قرار داده است. حرکات سرد و ریتم فیلم طولانی و تحمل آن سخت تر است. بازی ها هنرپیشگان نسبتا خوب و تصاویر و لوکیشن های آن مثل اغلب فیلمهای تارکوفسکی خارق العاده و در انحصار وی است و محرک خوب حس زیبایی شناسی است. همانطور که گفتم فیلم سمبولیک و نقد ان نیاز به دیدن چندباره و مطالعات زیاد دارد، لذا درج آنچه نوشته شده است به معنای نقد و قطعیت تفسیر نیست.

--------------------------------------------------

540- نام فیلم: حشر ی قسمت اول و دوم

نام لاتین: Nymphomaniac

 

 

Imdb rate: 7

محصول 2013 دانمارک، آلمان، بلژیک، انگلستان ، فرانسه

نام کارگردان: لارنس ون تریر

نام بازیگران: چارلوت گتنسبرگ (جو)، استاسی مارتین(جوانی جو)، استلمن اسکارسگارد(سلیگمان)، شیا لابوف(جرومی)، کریستین استار(پدر جو) ، اما تورمن(خانم اچ) و.....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1937390/awards?ref_=tt_awd

موضوع: سلیگمن یک مرد مسن در ایستگاه راه آهن به زنی که مضروب شده بود، برخورد می کند و وی را به خانه می آورد. زن که سابقه اعتیاد به روابط ج ن س ی مکرر داشت داستان زندگی خود را از کودکی تا زمان مضروب شدنش در 10 بخش توضیح می دهد ....

نظر: خوب

به اعتقاد من فیلم حشر ی در ادامه فیلم شکستن موج ها 1996 لانس ون تریر است، با این فرق که در آن فیلم، هنرپیشه اصلی داستان از عشق به س ک س می رسد ولی در این فیلم هنرپیشه اصلی زن داستان از س ک س به عشق می رسد! فیلم نیز مانند آن فیلم در 10 بخش ساخته شده است و مثل اغلب فیلمهای این کارگردان شهیر دانمارکی فیلم سرشار از بدایع و تصاویر و دیالوگ های زیبای ادبی و استفاده از استعاره های زیبای شاعرانه است، منتهی به نظر می رسد همین استفاده بیش از حد ون تریر از این بافت پیچیده شعر و ادب، باعث شده است، این فیلم فاقد لطافت فیلم خیلی خوب شکستن موجها شود، ضمن اینکه وجود صحنه های پرحاشیه و خشن فیلم ، گاه تحمل آن را برای افرادی که به این صحنه های حساسیت دارند، مشکل می سازد. در میان فیلمهای که از این کارگردان دیده ام، این فیلم س ک س ی ترین فیلم وی است! و وجود صحنه های فراوان از این جنس، گاه شگفت انگیز جلوه می کند.....

-----------------------------------------------

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 11:47  توسط نادر نظامی  | 

نظری درباره فیلم های نبراسکا، سرزمین زامبی ها، خاطرات روزانه بریجیت جونز، آفساید و زیبایی بزرگ

531-نام فیلم: نبراسکا

نام لاتین: Nebraska

 

Imdb: 7.8

محصول 2013 آمریکا

ژنر: درام، کمدی

نام کارگردان: آلکساندر پاین

نام بازیگران: بروس درن(وودی گرانت) ، ویل فورت(دیوید گرانت)، جان اسکوئیت(کیت گرانت)، باب اودن کریک(راس گرانت)، استاس کیچ(اد پگرام) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1821549/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های فیلم، هنرپیشه مرد(بورس درن)، بازیگر دوم زن(جان اسکوئیب) ، فیلمبرداری، کارگردانی و فیلمنامه

گلدن کلوب: کاندیدای بهترین های فیلم، بازیگر مرد، بازیگر دوم زن، کارگردانی و فیلمنامه

بفتا: کاندید بهترین های فیلمنامه، بازیگر مرد و فیلمبرداری

فستیوال کن: کاندیدای نخل طلایی و برنده بهترین بازیگر مرد

حلقه منتقدان لندن: کاندیدای بهترین های فیلم، بازیگر مرد و بازیگر دوم زن

موضوع: وودی پیرمرد سالخورده به خیال دریافت جایزه یک بلیط بخت آزمایی قصد سفر به ایالت نبراسکا که زادگاهش در آن قرار دارد، می کند و در این سفر و خیال پسرش دیوید او را همراهی می کند که همراه با زنده شدن خاطرات پیرمرد است .....

نظر: خوب تا متوسط

فیلم نبراسکا فیلمی است در تکریم و ارتباط نسل پیر شده با جوانان امروز است و قطعا آقای آلکساندر پاین هدفش از ساختن این فیلم، پیش کشیدن یک موضوع انسانی و تحت تاثیر قرار دادن نسل جوان بوده است. فضای فیلم کلا سیاه و سفید است، گویا فیلم به دوره نوستالژیک پیران که در آن فیلمها سیاه و سفید بوده اند، تعلق دارد. ولی من باور دارم فیلم با وجود موضوع انسانی و هدف خوبی که تعقیب کرده است، شعاری  بیان شده است و فاقد بافت اسطوره ای است. یک فیلم گل و بلبلی پیرمردی! و یک فیلم مهربان و تسطیح شده برای خواسته های آقای الکساندر پاین!

---------------------------------------------

532- نام فیلم: سرزمین زامبی ها

نام لاتین: Zambieland

 

 

محصول 2009 آمریکا

Imdb: 7.8

ژنر: کمدی- ترسناک - رمانتیک

نام کارگردان: روبن فیلیچر

نام بازیگران: جسه اینسنبرگ(کلمبوس)، وودی هارلسن(تالاهسه)، اما استون(ویچیتا)، آبی جیال برسلین(راک کوچولو)، بیل موری(بیل موری)

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1156398/awards?ref_=tt_awd

نظر: متوسط تا خوب

این جالب است که یک فیلم در حین نمایش خشونت ها و قتل و عام های زامبی ها، دنیای کمدی و لبخند هم بیافریند. آقای فلیچر هدفش در فیلم این بود که در میان یک دنیا زامبی ها، زندگی آدمهای رها شده را نشان دهد، از این نظر فیلم دارای پتانسیل خوبی بود. مثلا خانم سوفیا کاپولا در فیلم گمشده در ترجمه، نمایش آدمهای کم تعداد و غریبه را در دنیای چشم بادامی های زبان نفهم، خیلی خوب به تصویر کشیده است ولی این فیلم چنین کاری نکرد و روابط آدمها سطحی و تا حدی لوس نمایش داده شد! و ایده های قانون های من در آوردی قهرمانان فیلم در موضوع فیلم هضم نمی شود و فیلم می ماند و یک سوژه تجاری و نسبتا با مزه! ولی به هرحال فیلم شهر زامبی ها فیلم بامزه و سرگرم کننده ای است و اگر زامبی ها چندشتان نمی کند، نگاهش کنید بد نیست!

------------------------------------------

533- نام فیلم: خاطرات روزانه بریحیت جونز

نام لاتین: Bridget Jones Diary

 

 

Imdb:6.7

ژنر: کمدی-رمانتیک

محصول 2001 انگلستان، فرانسه، آمریکا و ایرلند

نام کارگردان: شارون مک گوئر

نام بازیگران: رنه زوله گر(بریجیت جونز)، کلین فیرٍ(مارک دارسی)، هوگو گرانت(دانیل کلور) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0243155/awards?ref_=tt_awd

اسکار: کاندید بهترین بازیگر زن(رنه زوله گر)

گلدن کلوب: کاندید بهترین فیلم و بازیگر زن

بفتا: کاندید بهترین بازیگر زن و نقش دوم مرد(کلین فیرٍ)

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین فیلمنامه انگلیسی سال

موضوع: بریجیت دختر 32 ساله ای است که در یک موسسه انتشاراتی کار می کند و در آنجا رئیس موسسه دانیل کلور شیفته وی می شود ولی از یک سو نظر دوست دوره کودکی وی مارک دارسی که یک وکیل بلند پایه است را جلب می کند. از سویی مارک و دانیل از هم کدروت داشتند .....

نظر: متوسط

از بازی خوب رنه زوله گر بازیگر موفق آمریکایی بگذریم، فیلم به جز یک طراحی ساده و شعاری چیزی در چنته ندارد . به نظر می رسد شارون مگ گوئر برای ساختن این فیلم تحت تاثیر کارهای وودی آلن بوده است. تعارض مارک دارسی و دانیل کلیور برای بریجیت خوب در نیامده است و انرژی و قدرت فیلم را تا حدود زیادی گرفته است. با این وجود فراموش نکنیم این فیلم مدت ها به عنوان پرفروش ترین فیلم هفته در سینماهای آمریکا بوده است!

-------------------------------------------------------------

534- نام فیلم: آفساید

نام لاتین: Offside

 

محصول 2006 ایران

ژنر: اجتماعی

نام کارگردان: چعفر پناهی

نام بازیگران: سیما-مبارک شاهی، شایسته ایرانی، آیدا صادقی، گلناز فرمانی، مهناز ذبیحی، نازنین صدیق زاده، صفدر سمندر، محمد خیرآیادی، مسعود خیمه کبود و ....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0499537/awards?ref_=tt_awd

برنده خرس نقره ای چشنواره برلین

موضوع: در بازی ایران با بحرین برای ورود به جام جهانی، چند دختر که با لباس مبدل پسرانه وارد ورزشگاه شده بودند، توسط پلیس دستگیر می شوند. فیلم روابط میان سربازان و دخترها را نشان می دهد .....

نظر: خوب تا خیلی خوب

آنچه فیلم هدف قرار داده است، داستان همان محرومیت دختران برای حضور در ورزشگاه ها در ایران است، لذا فیلم یک فیلم انتقادی است و ویژگی جالب این فیلم استفاده از بازیگران آماتور است و پناهی مثل بعضی اغلب فیلم هایش نشان داد چیزی کمتر از کیارستمی و قبادی کم ندارد. در کنار تمرکز بر موضوع اصلی، بازتاب های خوب و صادقانه ای از شرایط اجتماعی آدمهای فیلم نمایش داده شد . طنز جالب و جا افتاده فیلم باعث شده است، از تلخی و خسته کننده شدن فیلم کاسته شود. کنتاکت دو نگاه سنتی و جوانان دگراندیش در فیلم، موضوع فیلم را عمق داده است و در کنار این موضوع؛ غیرت و محبت جامعه ایرانی در نگاه پناهی فراموش نشده است. آنچه تحقیر شده است، نگاه متحجرانه نسبت به واقعیت حضور زنان است و آنچه بزرگ شده، احساس میهن دوستی و اتحاد قلبی ایرانیان است. نگاه سمبولیک آخر فیلم تا حدودی بعد سیاسی به فیلم داده است.

------------------------------------

535- نام فیلم: زیبایی بزرگ

نام لاتین: The Great Beauty

 

Imdb: 7.7

محصول 2013 ایتالیا و فرانسه

نام کارگردان: پائولو سورنتینو

نام بازیگران: تونی سرویلو(جپ کامباردیلا) ، سر بارینا فریلی(رامونا)، جوجیو پاسوتی(استفانو)، کارلو بوسیوسو(للو کاوا) و ......

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt2358891/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: برنده بهترین فیلم خارجی

گلدن کلوب: برنده بهترین فیلم خارجی

بفتا: برنده بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان

فستیوال کن: کاندید نخل طلایی

سزار فرانسه: برنده بهترین فیلم خارجی

حلقه منتقدان لندن: کاندیدای بهترین های فیلم، فیلم خارجی زبان و کارگردانی

موضوع: درباره زندگی دوره پیری یک نویسنده به نام جپ کامباردیلا که به عشق دوره جوانی و تحلیل زندگی خود می پردازد .....

نظر خوب

اولین سفارش من به کسانی که این فیلم را می خواهند ببینند این است که اصلا آن را به عنوان یک فیلم سرگرم کننده و مفرح نگاه نکنند که سرشان کلاه می رود! من خودم این فیلم را با کله شقی تحمل کردم اگرچه باور دارم فیلم خوبی است ولی پرش های مرتب صحنه ها و تدوین عجیب و غریب آن در کنار تغییر و کنتراست های فراوان فضاها، هم تحمل می طلبد و هم تامل! به هرحال من که از دیدن فیلمهای تارکوفسکی و انجلوپولس لذت می برم، عجیب است که چرا دیدن این فیلم آزارم داد! شاید یک دلیل اصلی آن زیر نویس های بد است که متاسفانه در اغلب فیلمها فاقد ظرافت و دقت و ملاطفت ادبی است. به هرحال فیلم اگرچه یک فیلم درام کمدی معرفی می شود ولی به اعتقاد من، یک فیلم صد در صد فلسفی است. شروع فیلم نیز چنین پنداری را تقویت می کند. یک کنتراست بین کلیسا و ترانه های مذهبی در کنار جشن و سرور جوانی در یک راستا و در راستای دیگر، کنتراست بین مدرنیسم و سنت، گذشته و حال! حال قهرمان داستان، که یک نویسنده تک رمان به نام آلت انسانی است در این وسط سمبول سنجش وضعیت این روزهای بشری با تمرکز  در شهر رم است. نویسنده یک حرکت رو به گذشته و نیاز عشقی برآورده نشده و نیز عشقهای ناپایدار و ناپایداری جهان را دارد. برای تحلیل زندگی سورنتینو از نمادهای و کادرهای سرشار از تصویر و سمبول استفاده می کند که به نظر می رسد تشریح هرکدام از انها، نیاز به تفسیر و دلیل دارد. گاه سورئالیسم خودی نشان می دهد و گاه فلاش بک های گذشته در حال تنیده می شوند. به هرحال آنچه جالب است در نقطه مقابل نویسنده فیلم، کشیش و قدیسه پیر نیز در جستجوی چیزی که به آن نرسیده اند یعنی نقطه مقابل هستند. ولی آنچه نتیجه گیری می شود وجود پوچی است که در میان زیبایی های جهان تنیده می شود و انسان در تنهایی خویش رها می گردد. لذا نگاه سورنتینو به دنیا شاید یک نگاه منفی به جهان و گذرگاه آن باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 20:21  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های بذار بیام تو-هانا و خواهرانش-زندگی شگفت انگیزی است- زندگی الان من-زندگی با چشمان بس

526- نام فیلم: بگذار بیام تو

نام لاتین: Let Me In

 

Imdb: 7.2

ژنر: ترسناک، درام

محصول 2010 انگلستان و آمریکا

نام کارگردان: مت راویز

نام بازیگران: کدی اسمیت-مک فی(اوون)، چوله گریس مرتز(ابی)، ریچارد جنکینز(پدر)، الیاس کویتز(پلیس)، کارا بونر(مادر اوون) و....

موضوع: یک شب اوون که همراه مادر مطلقه اش در خانه ای زندگی می کرد شاهد استقرار یک مرد مسن و یک دختر خون آشام در همسایگی اشان می شود. بعد از ان قتلهای زنجیره ای در آن شهر بوقوع می پیوندد. با این وجود بی اوون و دختر همسایه ابی روابط دوستانه ای شکل می گیرد .....

جوایز:

نظر: متوسط تا خوب

این روزها بازار فیلمهای خون آشامان داغ است و مرتب سریال ها و یا فیلمهای سینمایی ساخته می شود که به بررسی جوانب اخلاقی این خون آشامان خیالی می پردازد. آنچه در این فیلمها مدنظر است، معمولا مرز بندی بین خون آشامان خوب و بد، و نیز روابط عاشقانه میان آدمها و این خون اشامان و یا زامبی ها می باشد. جالب این است فیلم بگذار بیام تو، این مرز بندی را انجام نمی دهد و خون آشام اصلی فیلم که یک دختر نوجوان است، جنبه های منفی و مثبت مصطلح انسانها را با هم دارد! در این فیلم می گوید اگر ابی به عنوان یک دختر خون آشام جنایت می کند، مجبور است ولی ابعاد عاشقانه خود را دارد و می تواند موارد مثبت وی، جنایاتش را پوشش دهد! به هرحال این فیلم نگاه مخصوصی به عشق کرده است که می تواند ناقض قوانین نوعدوستانه باشد. سخت نگیریم ما با یک فیلم تخیلی روبرو هستیم! اما نکات فیلم:

در فیلم شخصیت ابی و مرد همراهش مبهم بیان شده است و در پایان فیلم هم دفن می شود. به علاوه اینکه داستان فیلم جوری بیان می شد که در بخش نهایی فیلم، کاملا قابل پیش بینی بود. صحنه های اکشن فیلم و تبدیل ابی به موجود خون آشام که با حربه های رایانه ای تهیه شده بود، خوب در نیامده است. بازی هنرپیشه های فیلم هم در کل جالب نبود و بیشتر بار جذابیت این هنرپیشه ها را چهره دلپسند ابی و اوون  به دوش می کشید......

----------------------------------------------

527- نام فیلم: هانا و خواهرانش

نام لاتین: Hannah and Her Sisters

 

Imdb:8

ژنر: کمدی، درام

محصول 1986 آمریکا

نام کارگردان: وودی آلن

نام بازیگران: میا فارو(هانا)، مایکل کین(الیوت)، باربارا هرشی(لی)، وودی آلن(میکی)، دیانه ویست(هلی)، کری فیشر(آپریل)، ماورین اوسیلوان(نورما) و .....

افتخارات

آکادمی اسکار

برنده: بهترین های بازیگر دوم مرد(مایکل کین)، دوم زن(دیانه ویست)، فیلمنامه

کاندید: بهترین های فیلم، کارگردانی ، طراحی صحنه و تدوین

گلدن کلوب

برنده: بهترین فیلم کمدی

کاندید: بهترین های کارگردانی، بازیگر دوم مرد و زن، فیلمنامه

بفتا

 برنده بهترین کارگردانی و فیلمنامه

کاندید: بهترین های بازیگر مرد(وودی آلن و مایکل کین)، زن(میا فارو)، تدوین و فیلم

سزار فرانسه

کاندید بهترین فیلم خارجی

موضوع: درباره زندگی هانا و خواهرانش، شوهر هانا شیفته خواهرش لی بود و میکی شوهر سابق هانات دنبال زندگی جدیدی می شگت، خواهر دیگر هانا، هلی علاقه مند به نمایشنامه نویسی بود و ....

نظر: خوب

آنچه در این فیلم و فیلمهای بعدی وودی آلن می بینم، یک خط و امتداد مشخص و تعریف شده از روابط میان مردها و زن ها و شیفتگی ها و مرارتهایی است که در این روابط وجود دارد. معمولا وودی آلن دوست دارد با چالش کشاندن روابط اجتماعی و غریزی دو جنس مخالف، تعادل جدیدی را تعریف کرد و گاه چنان پیش می رود که ایجاد آن تعادل با یک درام تلخ(امتیاز نهایی) برقرار می شود. در فیلم هانا روابط و داستانهای موازی در کنار هم پرورده شده اند، نظیر آنچه بعدها در فیلم برای روم با عشق و جاسمین غمگین دیده شده است، لذا ساختار پازلی فیلم، یکی از شیوه های مورد علاقه وودی آلن است، ولی به هرحال چیزی که من احساس می کنم این است که وودی آلن در فیلمهای بعدی خود، داستانهای روابط میان دو جنس را پخنه تر بیان کرده است.

----------------------------------------------

528-نام فیلم: زندگی شگفت انگیزی است

نام لاتین: It’s Wonderful Life

 

Imdb:8.7

محصول 1946 آمریکا

ژنر: درام - کمدی

نام کارگردان: فرانک کاپرا

نام بازیگران: جیمز استوارت(جرج بیلی)، دونا رید(مری هاچ)، لیونل باری مور(آقای پاتر)، توماس میچل(عمو بیلی)، گلوریا گرامه(ویولت)، تاد کارنز(هری بیلی)، هنری تاوریس(فرشته کلارنس و ....)

بعضی از افتخارات

 

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های فیلم، بازیگر مرد(جیمز استوارت)، کارگردانی، ضبط صدا و تدوین

گلدن کلوب: برنده بهترین کارگردانی

موضوع: جرج بیلی آدم خیری است که در جریان یک اتفاق دچار یاس و سرگشتگی می شود و فرشته ای از آسمان به نجات وی می شتابد .....

نظر: خیلی خوب تا عالی

فیلم زندگی شگفت انگیزی است یک فیلم بشدت انسان دوستانه و نوعدوستانه است و از محدود فیلم های هالیوودی است که مرز بندی خوبی بین آدم های نیکوکار و ادم های طماع و حریص نشان می دهد. فیلم در واقع در حمایت از ادمهایی ساخته شده است که بخاطر انسانیت و مردم نیازمند، به خوشبختی های مادی و ظاهری پشت پا می زنند. نماینده این ادمهای خوب جرج بیلی با بازی عالی جیمز استوارت است. جالب این است وقتی این فیلم را دیدم از نظر پیامی شباهت قریبی با رمان معروف کازانتزاکیس که پنج سال بعد از این فیلم نوشته شده است، دیدم. باور دارم کازانتزاکیس رمان آخرین وسوسه مسیح را با الهام گرفتن از این فیلم ساخته است. البته فرقهای اساسی بین این دو سوژه وجود دارد ولی فلاش بک ها و حضور یک فرشته و دلیل نیاز دنیا به آدمهای فداکار و نیک سیرت، شباهت جالبی با هم دارند. فیلم تاثیر گذار و اخلاقی است و می تواند مثال و مروج خوبی برای دلیل خوب بودن و فداکار بودن باشد .....

-----------------------------------------------

529- نام فیلم: زندگی الان من

نام لاتین: How I Live Now

 

Imdb:6.5

محصول 2013 انگلستان

ژنر: اکشن- درام – عشقی

نام کارگردان: کیوین مک دونالد

نام بازیگران: سائورایس رونین(دیزی)، جرج مک دی(ادی)، تام هلند(اسحاق)، هارلی برد(پایپر) و ....

جوایز:

موضوع: دیزی برای ادامه زندگی نزد خاله اش از آمریکا به انگلستان می رود و در آنجا با دو پسر خاله و دختر خاله اش آشنا می شود.بعد از رفتن خاله اش به مسافرت کاری، در اروپا جنگ هسته ای رخ می دهد و حوادث دیزی و بستگانش دچار چالش می شود ....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم در حد یک فیلم اکشن هیجان بدی ندارد ولی مشکل فیلم این است موضوعات مطرح شده در ان، اغلب کلیشه ای و سطحی است و عمق پیدا نمی کند. لذا سئوال ناشکفته زیاد باقی می ماند. مثلا معلوم نمی شود صداها و یا الهامات دیزی چه منشا روانی یا متافیزیکی دارند! داستان جنگ اروپا حلاجی نمی شود، اگرچه در آخر فیلم دیزی با یک جمله در خلوت خواست ان را ماست مالی کند! ولی در کنار اینها فضای خانوادگی پسرخاله ها و دیزی بد در نیامده است! بازی ها هم معمولی بودند و در کل در فیلم غیر از هیجان معمولی ویژه یک فیلم اکشن، چیز با ارزشی دیده نمی شود ..

------------------------------------------------------

530- نام فیلم: زندگی با چشمانی بسته

 

 

محصول 1387 ایران

ژنر: درام

نام کارگردان: رسول صدر عاملی

نام بازیگران: ترانه علیدوستی(پرستو)، حامد بهداد(علی)، پولاد کیمیایی(امید)، فرهاد آئیش، پریوش نظری، الهام پاوه نژاد، فرهاد قائمیان و غیره

موضوع: علی بعد از دوری چندساله به محله ایی که در ان بزرگ شده است، برمی گردد و متوجه می شود خواهرش به بدنامی مشهور شده است ولی امید دوست وی که شیفته پرستوست چنین اعتقادی ندارد، راز آدمهای داستان در آقای توکل پنهان شده است .....

نظر: متوسط

همیشه ما از صدرعاملی کارگردان فیلمهای دختری با کفشهای کتانی و آیدا دیشب باباتو دیدم و .... توقع این است، که با فیلمهای اخلاقی و اجتماعی روبرو شویم! ولی فیلم با تدوین بد خود، خسته کننده شروع و ادامه یافت. گاه پرشهای فیلم بین سکانس ها فیلم را مغشوش نشان می دهد ولی خدا را شکر، پایان بندی فیلم جور ضعف های فیلم را کشید! در فیلم انکه مشکل را باید حل کند و درست فکر می کند علی (حامد بهداد) است که تا حدی تداعی کننده نقش شهاب حسینی در فیلم درباره الی است! ساختار  تشویش و برداشتهای اشتباه جامعه مرا یاد فیلم شکار توماس ویننبرگ(2012) می اندازد! جامعه ای که تحت تاثیر تبلیغات و تحریکات، درست اندیشی را کنار می گذارند. ولی به هرحال آنکه زیر سئوال نمی رود، عامل اصلی فساد و بی اخلاقی در محله است. با این قالب، صدر عاملی حرفهایش را در فیلم مطرح می کند ولی باور دارم بر روی این پایه، نمابندی ها خوب نیستند. مثلا رفتارهای درون خانوادگی نجارها( پدر و مادر و پرستو) خوب توجیه نمی شود و معلوم نیست چرا پدر و مادر پرستو، هیچ اقدام فیزیکی و یا نصیحتی با دخترشان نمی کنند! بعد ناگهان پدر پرستو حرف از چاقو و کشتن دخترشان می زند! بحث فداکاری پرستو در حق بیتا هم شعاری به نظر می رسد و گویا صرفا هدف این است که گفته شود فداکاری مهمی در فیلم اتفاق افتاده است! احساس می شود آقای صدر عاملی مثل فیلم دیشب بابات را دیدم آیدا(1383) ،برای بزرگ کردن قهرمانهای داستانهایش، بطور غیر منطقی آنها را با فداکاری زیاد باد می کند! بخش اعترافات پستو، امید و علی در حوض به خاطر بدعت، تاثیر گذار و مثال زدنی است. بازی های بد نبودند ولی نمی توان نقشهای ترانه علیدوستی و حامد بهداد را از جمله بهترین کارهایشان دانست.....

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 19:26  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های پائول- جاسمین غمگین- دل زمستان-کافه فلوره-راشامون

 

۵۲۱- نام فیلم: پائول

نام لاتین: Paul

Imdb:7.1

محصول 2011 آمریکا . انگلستان

نام کارگردان: گرگ موتولا

نام بازیگران: سیمون پک(کرایمه ویلی)، نیک فورست(کلایو کالینگز)، جرمی اون(ساوراد ونتور)، میا استالد(یانگ تارا)، سیگور ورنی(رئیس بزرگ) و ......

موضوع: کلایو نویسنده و دوستش کرایمه برای یک سفر ماجراجویانه وارد آمریکا می شوند و یک ماشین کاروان اجاره می کنند، از قضا ماشینها آنها با یک ماشین سرقتی از سوی یک موجود فضایی تصادف می کند و بعد از ان با موجود فضایی همسفر می شوند ولی موجود فضایی تحت تعقیب پژوهشگران فضایی آمریکاست .....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم پائول یک فیلم با مزه فانتزی است که توان سرگرم کردن و خنداندن بیننده خود را دارد. بازی های کلا خوب نیستند ولی نکته جالب فیلم که به نظر آن را یک فیلم مثال زدنی در عرصه روان شناسی می توان مطرح نمود، تغییر شخصیت خانم یانگ است که وقتی اعتقاداتش زیر سئوال می رود، دچار بحران اخلاقی می شود که در فیلم خیلی خوب و بامزه درآمده است. به غیر از این مسئله روابط آدمهای فیلم بخصوص آدم فضایی فیلم مضحک و سرهم بندی شده است. در کل فیلم پائول یک جورهایی نگاه طنزآلود به فیلم معروف اسپیلبرگ(ایی تی ) دارد! ....

-------------------------------------------

522- نام فیلم: جاسمین غمگین

نام لاتین: Blue Jasmin

Imdb: 7.4

 محصول 2013 آمریکا

نام کارگردان: وودی آلن

نام بازیگران: کیت بلانشت(جاسمین) ، آلک بالدوین(هال)، سالی هاوکینز(جینجر)، آندرو دنیس کلی(آگی)، بابی کاناواله(چیلی) و ......

جوایز: http://www.imdb.com/title/tt2334873/awards?ref_=tt_awd

بعضی افتخارات:

آکادمی اسکار: برنده بهترین بازیگر زن(کیت بلانشت) و کاندید بهترین های بازیگر دوم زن (سالی هاوکینز) و فیلمنامه

گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر زن و کاندید بهترین بازیگر دوم زن

بفتا: برنده بهترین بازیگر زن و کاندید بهترین های بازیگر دوم زن و فیلمنامه

سزار فرانسه: کاندید بهترین فیلم خازجی

حلقه منتقدان لندن: برنده بهترین بازیگر زن و کاندید بهترین های فیلم و نقش دوم زن  و.....

موضوع: جاسمین که شوهرش را در پی افشا کلاهبرداری از دست داده بود نزد خواهر مطلقه اش جینجر در سان فرانسیکو می رود. فیلم با فلاش بک های متعدد بطور موازی به داستان زندگی جاسمین در نزد خواهر و شوهر سابقش می پردازد ....

نظر: خوب تا خیلی خوب

بعد از فیلم امتیاز نهایی(2005) این دومین فیلم درام  وودی آلن است و مانند ان فیلم باز محور درام فیلم، بر روی شخصیت و مظلومیت  زن ها بنا شده است. خوبی فیلمهایی وودی الن این است هیچگاه سعی نمی کند در باره شخصیت های داستانش بصورت مطلق قضاوت کند و انچه مهم است این است که نشان داده شود ساختار اخلاقی افراد در روابط اجتماعی و شرایط بنیاد گذاشته می شود. شاید از اینروست که وی- طبق گفته پیمان معادی- از طرفداران جدی فیلم جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی است. فیلم زبانش این است که اجتماع و جامعه شناسی محیط و خانواده چگونه رابطه تنگاتنگ با هویت و خلق و خوی یک فرد دارند و این رابطه به خوبی با تمرکز بر احساسات غریزی زنهای فیلم به خوبی نشان داده شده است. در این فیلم کیت بلانشت بازیگر توانای سینما، یکی از بهترین کارهای خود را ارائه داده است و جایزه اسکار امسال بهترین بازیگر زن، به جا و منصفانه داده شده است .....

----------------------------------------------------

523- نام فیلم: دل زمستان

نام لاتین:Winter’s Bone

 Imdb: 7.2

محصول 2010 آمریکا

نام کارگردان: دبرا گرانیک

نام بازیگران: جنیفر لاورنس(رآ)

لارن سوئیستر(گیل)، جان هاوکینز(تیر دراپ-عموی رآ) – کیون برزنان(آرتور کوچک) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1399683/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های فیلم، هنرپیشه اول زن(جنیفر لاورنس)، هنرپیشه دوم مرد(جان هاوکز) و فیلمنامه

گلدن کلوب: کاندید بهترین هنرپیشه زن

حلقه منتقدان لندن: کاندید بهترین بازیگر زن

 

موضوع: بدنبال یک ضمانت حقوقی، پدر رآ به علت عدم حضور در دادگاه، رآ مجبور است خانه و زندگی خود را از دست بدهد. رآ که با مادر آلزایمریش و خواهر و برادرش زندگی می کند برای نجات خانواده خود بدنبال پدرش می رود ولی درگیر روابط مجرمانه پدر با باندهای خلافکار می گردد .....

نظر: خوب

فیلم را می توان از زاویه جالبی مورد بررسی قرار داد و آن حضور اخلاق و وجدان در نزد باندهای تبهکاری است. پایه و اساس فیلم هم براین اساس قرار گرفته است که یک دختر جوان 17 ساله ناچار است برای حل مشکل اقتصادی خانواده اش، دست کمک به سوی تبهکاران دراز کند. اینجاست مسئله فیلم با ویژگی جدیدی روبرو می شود و به آن اصالت خوبی می دهد. خانم گرانیک برای داستان فیلمش علاقه ای به اکشن کردن فیلم و صحنه های درگیری های زیاد که ویژگی این نوع فیلمهاست نشان نمی دهد و سعی می کند با آرامش و تعقیب ساده "رآ" به شخصیت جستجوگر وی، قداست بخشد. قسمت های پایانی فیلم تکان دهنده و مثال زدنی است و به خوبی در ذهن بیننده می نشیند....

--------------------------------------------

524- نام فیلم: کافه فلوره

نام لاتین: Café de Flore

      

Imdb:7.4

محصول 2011 کانادا و فرانسه

نام کارگردان: جین مارک واله

نام بازیگران: وانسا پارادایز(جاسکوئین)، کوین پارنت(آنتونی گرین)، هلن فلورل (کارن) اولین بروچیو(رز)، مارین گریر(لارنت) و .....

جوایز: http://www.imdb.com/title/tt1550312/awards?ref_=tt_awd

موضوع: درباره داستان موازی دو زندگی، یکی مادری که با عشق از بچه اش که دچاری بیماری سندروم مادرزادی بود، نگه داری می کرد و دیگری مردی نوازنده که در زندگی خود، با وجود داشتن زن و دو دختر، عاشق دختر جوان دیگری می شود ......

نظر: خوب

فیلم با یک طرح خلاقانه و با قراردادن هنرمندانه دو داستان موازی همراه است. لحن و دیالوگ های فیلم، خیلی خوب و تاثیر گذار است. محور فیلم بر روی عشق در زوایای مختلف شکل گرفته است. عشق مادر به فرزند مریض، عشق میان فرزندان و والدین، عشق همسر سابق به شوهرش، عشق جدید  و .....! ماهیت های عشقی فیلم یک جورهایی مرا یاد فیلمهای وطنی سوته دلان(علی حاتمی) و نوبت عاشقی(محسن مخملباف) می اندازد! ولی به اعتقاد من نقطه ضعف فیلم در پایان فیلم خود را نشان می دهد، یعنی زمانی که هدف این است که این دو داستان موازی به هم ربط پیدا کنند و فیلم ساختار یکپارچه ای پیدا نماید! در اینجاست که به نمایش عشق مادر به فرزند مریض، برخورد تحقیرآمیز می شود و به ساختار ضمیرناخودآگاه کارن مربوط می شود. این یعنی سقوط رئالیسم عشق مادر به عنوان یک ساختار و ویژگی زن! ابتدا فکر کردم شاید درک درستی از موضوع فیلم نداشته ام ولی وقتی کارل در رویاهای آخر فیلمش، از وجود بچه های منگول در وجودش صحبت می کند و با آن پایان تلخ رویایی همراه می شود، این را یک نتیجه انسانی تلقی نکردم! اصلا ربط سمبولیک بچه های منگول با روابط کارول و همسر سابقش آنتونی، قابل نقد است و من آن را چندان خوشایند تشخیص ندادم. من هنوز در ذهنم مادری جاسکوئین با بازیگری عالی وانسا پارادایز می ستایم .....

-----------------------------------------------

 525- نام فیلم: راشامون

نام لاتین: Rashamon

 

Imdb: 8.4

محصول 1950 ژاپن

نام کارگردان: آکیرا کوروساوا

نام بازیگران: توشیرو میفونه(تاجی مورا- راهزن)، ماچیو کیو(ماسکو کانازاوا)، ماسایوکی موری(تکیرو کانازوا)، تاکاشی شیمورا(هیزم شکن)، مینورو چیاکی(راهب)، کیچیرو یودا(رهگذر) و .....

بعضی افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0042876/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار: کاندید بهترین طراحی صحنه سیاه و سفید و اسکار افتخاری

بفتا: کاندید بهترین فیلم

ونیز: برنده شیر سنگی

موضوع: به دنبال کشف یک جسد سامورایی کشته شده، راهزن معروف تاجی مورا دستگیر می شود و در دادگاه برای کشف حقیقت، چهار روایت مختلف طرح می شود ......

نظر: عالی

راشومون یک فیلم خلاق ، متفکرانه و اخلاقی است. بدعت و طرح فیلم فوق العاده جالب است و واریته های مختلف یک جنایت را در نگاه اخلاقی انسانها ترسیم می کند. انچه مهم است این است که انسان داوری و صداقت خود را فدای ضعف های درونی می کند و این صداقت قربانی شده، چنان در بافت فیلم تنیده شده است که حتی ارواح هم آن را با خود دارند. آنچه در این میان نقد می شود، انسان است و انسان چنان هیبیت کریه ای می گیرد که شیطان را از پناهش به معبد راشومون می کشد! به هرحال فیلم پنج سال بعد از جنگ چهانی دوم بعد از شکست ژاپن ساخته شده است و آکیراکورساوا، سرخوردگی های انسان متمدن را  در نهایت زیبایی به تصویر کشیده است. ولی به هرحال طرح وجود یک نوزاد در معبد و سرپرستی ان بدست هیزم شکن، نماینده نسل بعدی انسانهای متظاهر و فارغ از صداقت می شود و نماینده امید کورساوا به آینده است. در فیلم من بازی خانم ماسایوکی موری را در نقش زن سامورایی بسیار پسندیدم. یکی از صحنه های جالب و خلاقانه فیلم در میان طرح فوق العاده ان، احضار روح مرد سامورایی در وجود زنش بود! ..... این فیلم از سوی منتقدان ژاپنی به عنوان بهترین فیلم تاریخ ژاپن تاکنون شناخته شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت 17:29  توسط نادر نظامی  | 

نگاهی به فیلمهای اخاذی آمریکایی-شتاب-ساعت ها-زیبا و قاعدهی تصادف

516- نام فیلم: اخاذی آمریکایی

نام لاتین: American Hustle

 

Imdb: 7.5

محصول 2013 آمریکا

نام کارگردان: دیوید او.راسل

نام بازیگران: کریتسن بله (ایرولینگ رسنفلد)، امی آدامز(سیدنی پروسه)، برادی کوپر(ریچی دی ماسو)، جرمی رنر(مایر کارمین پولیتو) جنیفر لارنس(رسالین رسنفلد) و .....

افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1800241/awards?ref_=tt_awd

آکادمی اسکار:

کاندیدای بهترین های فیلم سال- هنرپیشه اول مرد(کریستین بله)، اول زن(امی آدامز)، دوم مرد(برادلی کوپر)، دوم زن(جنیفر لارنس)، طراحی صحنه، کارگدانی، تدوین، طراحی تولید و فیلمنامه

گلدن کلوب:

برنده بهترین های بازیگر زن،بازیگر دوم زن، بازیگر مرد

کاندید بهترین های:  بازیگر دوم مرد، کارگردانی و فیلمنامه

بفتا:

برنده بهترین های فیلمنامه، بازیگر دوم زن، گریم

کاندید بهترین های بازیگر زن، بازیگر دوم مرد، طراحی تولید، طراحی صحنه و کارگردانی

موضوع: ایرولینگ که یک مرد متاهل بود جهت کارهای کلاهبرداری با سیدنی یک شرکت اخاذی ایجاد می کند ولی بدست پلیس دستگیر می شود. ریچی افسر اف بی آی برای آزادی آنها شرط دستگیری چهار کلاهبردار را می گذارد .....

نظر: خوب تا متوسط

اگر بخواهم یک فیلم هالیوودی مثال بزنم که در آن کارگردان موفق شده باشد بازیگردانی خیلی خوبی از هنرپیشه هایش گرفته باشد، فیلم اخاذی آمریکایی فیلم خوبی است. باور دارم امی آدامز، برادی کوپر و جیمی لاورنس در این فیلم خیلی خوب هنرنمایی کرده اند و این علاوه بر استعداد هنرپیشه های مذکور، نشان دهنده این است که او.راسل کارگردان خوبی است.

نکته بعد در باره این فیلم این است که گویا این سالها بازار فیلمهایی که درباره موضوع کلاهبرداری و یا فساد مالی به منظور نقد پراگماتیسم آمریکایی ساخته شده اند، داغ است! در رقابت های داغ اسکار امسال میان دو فیلم گرگ وال استریت و اخاذی آمریکایی رقابت داغی وجود داشت ولی در نگاه کلی درون مایه های دو فیلم و ریتم آنها با هم شباهت داشت، با این فرق، که جذابیت و زحمت ساختن فیلم گرگ وال استریت بیشتر به نظر می رسد! ولی از نظر موضوعی فیلم اخاذی آمریکایی غیر از یک روایت شبه واقعی چیزی در چنته نداشت و باندهای تیهکاری فیلم به خوبی پردازش نشده اند!

نکته بعد موضوع پرونده سازی ریچی در فیلم برای دستگیری کلاهبرداران است و سعی می کند با تطمیع افراد برجسته، آنها را به دام بکشاند. نگاه فیلم ملامت و نکوهش این دیدگاه است، آدمی که سالم است چرا برای فاسد شدن باید تطمیعش کرد!....

-----------------------------------------------------------

517- نام فیلم: شتاب

نام لاتین: Rush

Imdb:8.3

محصول 2013 انگلستان و آلمان

نام کارگردان: ران هاوارد (کارگردان فیلمهای ذهن زیبا و دور و نزدیک)

نام بازگیران: دانیل بول(نیکی لادا)

کریس همسفورت(جیمز هانت)

الیویا وایلد(سوزی میلر)

آلکساندر ماریا لارا(مارلنه لادا)

بعضی افتخارات:

گلدن کلوب

 کاندید بهترین های فیلم و بهترین بازیگر دوم مرد(نیکی لادا)

بفتا:

 برنده بهترین تدوین

کاندید بهترین های بازیگر دوم مرد و صدا گذاری

حلقه منتقدان لندن:

کاندید بهترین فیلم انگلیسی سال

موضوع: درباره رقایت های فرمول 1 میان دو قهرمان این مسابقات نیکی لادا از اتریش و جیمز هانت از انگلستان در دهه 70 میلادی

نظر:خوب

فیلم شتاب به شرح ماجرای احتمالا واقعی دو قهرمان فرمول1 می پردازد. با وجود زحمات و کارگردانی خوب ران هاوارد، به نظر می رسد فیلم تنها روایت ساده و خطی از اتفاقات و بیوگرافی این دو قهرمان دارد ولی با این وجود همین داستان روایتی جذابیت های خود را داراست بخصوص غرور نیکی لادا( با بازیگری دانیل بول) تاثیر گذار و عبرت آموز است . در فیلم دانیل بول بازی خوبی را ارائه داده است.

----------------------------------------------

518- نام فیلم: ساعت ها

نام لاتین: The Hours

 

Imdb: 7.6

محصول 2002 آمریکا و انگلستان

نام کارگردان: استفان دالدری

نام بازیگران: نیکول کیدمن(ویرجینا ولف)

مریل استریپ(کلاریسا واگان)

جولین مور(لائورا براون)

اد هریس(ریچارد براون)

جف دانیلز(لوئیس واترز)  و......

بعضی افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0274558/awards?ref_=tt_awd

اکادمی اسکار:

برنده بهترین بازیگر زن( نیکول کیدمن)

کاندید بهترین های فیلم، بازیگر دوم مرد(اد هریس)، بازیگر دوم زن(جولین مور)، کارگردانی، فیلمنامه، طراحی صحنه، تدوین و موزیک

گلدن کلوب:

برنده بهترین های فیلم و بازیگر اول زن

کاندید بهترین های بازیگر دوم زن(مریل استریپ)، بازیگر دوم مرد- کارگردانی- فیلمنامه

بفتا:

برنده بهترین بازیگر زن

کاندید بهترین های فیلم، فیلمنامه، بازیگرهای دوم زن(مریل استریپ و جولین مور) ، بازیگر دوم مرد، تدوین و گریم

جشنواره برلین:

برنده خرس نقره ایی

کاندید بهترین فیلم خارجی سزار فرانسه

موضوع: درباره مقطعی از زندگی ویرجینا ولف نویسنده شهیر انگلیسی  و قهرمانهای داستانش که بصورت دو جریان موازی به تصویر کشیده می شود .....

نظر: خوب تا خیلی خوب

من موقعی که اولین دستگاه دی وی دی خود را خریدم، دو فیلم دوبله فارسی در جعبه دستگاه بود که یکی از آنها فیلم ساعت ها بود. در آنزمان اولین چیزی که در دیدن فیلم برایم جذاب به نظر آمد فارغ از ویژگی های خوب فیلم، دوبله عالی فیلم بود که برخلاف خیلی از فیلمهای دوبله دی وی دی روی ان خیلی خوب کار شده بود. آنچه که باعث شد من دوباره سراغ دیدن فیلم بروم، نسخه بدون سانسور آن بود. اگرچه سانسور این فیلم در حد جند لحظه بود ولی همین چند لحظه کلی به احساسات شخصیت های داستان فیلم آسیب زده است! که خود بحثی جدا را می طلبد ولی به هرحال داستان فیلم دارای پیچیدگی هایی است که هالیوودی ها دوستش دارند! در بخشهای معرفی و اول فیلم وقتی که ویرجینیا(نیکول کیدمن) این جمله رمان را که من خودم گلها را می خرم، می نویسد، همزمان لائورا(جولین مور) آن را در رمان چاپ شده می خواند و بعد کلاریسا(مریل استریپ) ان را ندا می دهد. جوری که در وهله اول به نظر می رسد ما با یک نویسنده، یک خواننده رمان و یک شخصیت داستانی رمان روبرو هستیم ولی تداوم داستان فیلم این قاعده را به هم می زند و داستان کلاریسا و لائورا به هم ربط پیدا می کند! انچه در فیلم جالب است این است که شخصیت های داستان ویرجینیا، به نوعی نمادهای درونی وجود خود ویرجینیا هستند که ذات افسرده، غیر عادی و تنها وی را به تصویر کشیده است. به هرحال ساختارهای موازی و در حین حال وابسته  فیلم، فیلم را از حالت عادی بودن خارج و ما را متوجه یک فیلم خلاقانه می کند و تا حدودی نمایش جالبی از مقطعی از زندگی ویرحینیا ولف را  ارائه می دهد .... در فیلم نیکول کیدمن متفاوت تر از همیشه بوده و گریم و نقش سنگینی را به عهده گرفته است در کنار وی بازی مریل استریپ و تا حدودی جولیان مور به یاد ماندنی و مثال زدنی است ....

--------------------------------------------------

 519- نام فیلم: زیبا

نام لاتین: Biutiful

Imdb: 7.5

محصول 2010 مکزیک و اسپانیا

نام کارگردان: آلخاندرو گونزالس اینتاریو( کارگردان فیلمهای زندگی سگی، 21 گرم و بابل)

نام بازیگران:

خاویر بادام(کاسابل)

ماری سل آلورز(مارامبرا)

گیلو استرلا(ماتئو) و .......

بعضی افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1164999/awards?ref_=tt_awd

آگادمی اسکار: کاندیدای بهترین های بازیگری(خاویر بادام) و بهترین فیلم خارجی

گلدن کلوب(کاندید بهترین فیلم خارجی)

بفتا: کاندید بهترین های بازیگری و فیلم غیر انگلیسی زبان

جشنواره کن: برنده بهترین بازیکر مرد و کاندید نخل طلایی

موضوع: کاسابل که با زنش مشکل دارد متوجه می شود خود بیماری سرطان دارد وی در حین حال با خارجی های دارای مشاغل غیر قانونی نیز در ارتباط است و بدانها کمک می کند ....

نظر: خیلی خوب

موقعی که نظرات بینندگان فیلم بابل(2006) آلخاندرو گونزالس را در سایت IMDB می خواندم، بعضی از وی شکایت می کردند که چرا اینقدر این فیلم را تلخ ساخته است! ولی واقعیت این است که در کنار هالیوودی هایی که همه چیز را قشنگ می بینند و حتی کشتن و مرگ را خوب و مثبت به نمایش می گذارند، آلخاندرو کارگردانی است که نمی تواند بدیها و سختی های انسانهای نژادها و ملتهای مختلف را بیند و از آنها چشم پوشی کند. او در واقع گوشه ای از وجدان واقعی جهان است.  شاید مشابه وی در عالم سینما بتوان تئودور انجلوپولوس را مثال زد.

نگاه فیلم زیبا یک نگاه عاطفی به دنیاست از چشم یک بیمار سرطانی که با وجود اطلاع از مرگ قریب الوقوع خود، با زندگی و انسانهای آن مراودات عاطفی دارد. نماد رابین هوودی آلخاندرو برای نسل انسان وجه آرمانی دارد. در کنار این مسئله، نگاه آلخاندرو به مردم مهاجر نژادهای مختلف نیز جالب است. رنجها و تلاش انسانها برای زندگی، یک هویت برجسته و ارزشمند پیدا کرده است و در واقع ادمهای دردمند فیلم برای تحریک وجدان مخاطب جهانی لازم به نظر می رسند.  به هرحال فساد، اعتیاد و نیز نگرش های نسل کودک و نوجوان، عدم تعادل در زندگی های افراد نماهای مختلف فیلم بودند. در کنار اینها، به نظر می رسد الخاندرو برای هوشیار کردن مخاطب فیلمش، داستان فیلم را گاه به نحو اغراق آمیزی تلخ کرده است و اگر منتقدی این وجه فیلم را مطرح کند، شاید بیراه نگفته باشد، نه از نظر نمایش تلخی که در جهان وجود دارد، بلکه از بابت اینکه منطق و واقعیت داستان را ممکن است زیر سئوال برده باشد.....

-------------------------------------------  

520- نام فیلم: قاعده ی تصادف

محصول 1391 ایران

نام کارگردان: بهنام بهزادی

نام بازیگران: امیر جعفری(پدر شهرزاد)، اشکان خطیبی(امیر)، سروش صحت(عموی شهرزاد)، ندا جبرئیلی( شهرزاد) و .......

افتخارات: برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و و کاندید بهترین های بازیگر مرد(امیر جعقری)، بازیگر دوم زن(ندا جبرئیلی) و کارگردانی

برنده جایزه ویژه فستیوال توکیو

موضوع: شهرزاد قصد دارد به همراه دوستانش به اجرای یک تئاتر در خارج کشور مبادرت کنند، بعد از آماده شدن ویزای آنها، پدر شهرزاد، ویزای وی را پنهان می کند ولی دوستانش درصدد حل مشکل برمی آیند ......

نظر: متوسط تا خوب

فیلم مانند ماهیت داستان خود، یک فضای تئاتر گونه با دیالوگ های تئاتری دارد و شاید از این دیدگاه فیلم قابل اهمیتی باشد. ریتم فیلم را دوست داشتم ولی ایرادی که بر فیلم می شود گرفت طرح داستانی ساده آن است. در طرح های ساده، انچه اهمیت پیدا می کند حاشیه فنی و هنری فیلم است ولی فیلم در کنار طرح ساده خود، چیز مهمی در چنته ندارد. بازی ها به جز امیر جعفری سرد و بیروح هستند، ضمن اینکه هویت اخلاقی آدمهای فیلم از پیش تعریف شده و شعاری و گاه حتی مثل عموی شهرزاد (سروش صحت)  کلا مبهم هستند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 12:35  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های گرگ وال استریت- چ - ترک ها- برای روم با عشق و پذیرایی ساده

  511- نام فیلم: گرگ وال استریت

نام لاتین: The Wolf of Wall Street

IMDB: 8.4

محصول 2013 آمریکا

نام کارگردان: مارتین اسکورسیزی( هوگو-جزیره شاتر- جان سپرده- دار و دسته نیوریوکی ها- عصر معصومیت- دماغه وحشت- آخرین وسوسه مسیح- بعد از ساعت ها- پادشاه کمدی- گاو خشمگین- راننده تاکسی- واگن برتا)

نام بازیگران: لئونادرو دی کاپریو(جوردن بلفورث)( بدنه دروغها- الماس خونی- جان سپرده- اگر می تونی منو بگیر- دار و دسته نیوریوکی ها- مردی در ماسک آهنین- تایتانیک- اتاق ماروین)

جوان هیل( دنی هازوف)

مارگوت رابی(نائومی لا پا گلیا)

راب رنیر(ماکس بلفورث)

پ.ج.بایرن(نیکی کاسکف- رگارت)

بعضی افتخارات:

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های بازیگر اول مرد(لئوناردو دی کاپریو)، بازیگر دوم مرد(جوان هیل)، کارگردانی، فیلمنامه و فیلم سال

گلدن کلوب: برنده بهترین بازیگر مرد و کاندید بهترین فیلم کمدی یا موزیکال

بفتا: کاندیدای بهترین های فیلمنامه، بازیگر مرد، تدوین و کارگردانی

منتقدان لندن: کاندیدای بهترین های فیلم سال، بازیگر مرد، کارگردان و فیلمنامه

موضوع:

براساس کتاب جوردن بلفورث، یک بورس باز در وال استریت که به جرم کلاهبرداری و پول شویی دستگیر شد. این فیلم به شرح پیشرفت و سقوط وی می پردازد .....

نظر: خوب تا خیلی خوب

فیلم هیجان و روایت خوبی دارد. آنچه فیلم مدعی نقد آن است، پراگماتیسم آمریکایی است که پیش از این مشابه آن را در فیلم رنج و گنج(2013) بای دیده بودم. براساس این فلسفه هدف خوب مسیر راه را توجیه می کند. انتخاب یک سود اقتصادی قابل توجه به روش های مختلف نوعی زیر سئوال بردن این دیدگاه است که متاسفانه جامعه امروز ما را نیز در بر گرفته است. ساختار فیلم و نمایش صحنه های مستهجن در خدمت نمایش هدف فیلم بوده است لذا نمی شود بر آن انتقادی داشت. دی کاپریو به باور من در 8 یا 9 فیلمی که از وی دیده ام به جرات می گویم یکی از بهترین اجراهایش را به نمایش گذاشت . تدوین خوب در کنار انرژی دائمی و جذاب فیلم، این فیلم را بعنوان یک فیلم هالیوودی خوب به یادگار گذاشته است.

--------------------------------------------------------

512- فیلم: چ

محصول 1392 ایران

نام کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا

نام بازیگران: فریبرز عرب نیا(چمران)، سعید راد(سرتیپ فلاحی)، بابک حمیدیان(اصغر توسلی)، مریلا زارعی و .....

افتخارات:

جشنواره فجر- برنده سیمرغ بلورین بهترین های جلوه های ویژه، جلوه های ویژه میدانی، صدا برداری، بازیگر دوم مرد(بابک حمیدیان)، تدوین

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین های طراحی صحنه و لباس، بازیگر دوم زن، کارگردانی و فیلم جشنواره فجر

موضوع: در باره گوشه ای از اقدامات چمران و سپاهیان دولت در هنگام جنگ مسلحانه در شهر پاوه در سال 1358 ه.ش

نظر: خوب

به باور من فیلم چ از مهیج ترین و فنی ترین فیلم جنگی تاریخ سینمای ایران است و در حد استاندارد سینمای جنگی دنیا می باشد و می تواند به آن افتخار کرد و به نمایش گذاشت. جلوه های ویژه فیلم، صحنه پردازی عالی و بازیگری خوب در کنار تدوین و کارگردانی درخشان آن را به یاد ماندنی خواهد کرد ولی نکاتی در حین دیدن فیلم در ذهنم آمد که بد ندیدم در حاشیه این فیلم بصورت پاورقی بنویسم.

1-این فیلم از حاتمی کیا که من همه فیلمهایش را دیده ام عجیب به نظر می رسد زیرا معمولا حاتمی کیا موضع گیری سیاسی و یک جانبه در مباحث مطروحه در فیلمهایش نمی کند ولی فیلم چ نوعی برداشت و تلقین یکسویه و جانبدارانه از یکی از طرفین درگیر است و به اعتقاد من گرایش سیاسی دارد. کارگردانی که از فیلم به رنگ ارغوان وارد فیلم چ شده است، این موضوع سئوال انگیز است.

2-از نظر جامعه شناختی فیلم دچار مشکل است. مثلا شخصیت افراد پناهجو به قلعه معلوم نیست در شهر پاوه که قطعا هزاران نفر در آن زندگی می کنند، هویت پناهجویان را زیر سئوال می برد! ضمن اینکه در زمان جنگ کردستان به علت وضعیت فرهنگی کردهای سنی، آنها بیشتر از احزاب خودمختار طلب کرد حمایت می کردند و انتخاب قاسملو به عنوان نماینده دوره اول مجلس نماد این مسئله است. در دیالوگ، چمران بخصوص در حضور دکتر عنایتی رهبر چپی های کردستان، پیوسته به این موضوع اشاره دارد ما بخاطر مردم کردستان آمده ایم ولی سکوت دکتر عنایتی گویا به آن سعه می گذارد!

3-از نظر تعداد نفرات جنگجو کمی داستان باور نکردنی است، نداشتن تدارک و وجود فقط 20 نیروی مدافع، با آن همه عظمت جنگ خود سئوال برانگیز است و من آن را باور نکردم.

4-صحنه های درگیری ها اغلب خوب در آمده است ولی بعضی صحنه ها مثل در هم کوبیدن مواضع کردهای مخالف با هلیکوپتر محدود و مضحک در آمده است، ولی صحنه سقوط هلیکوپتر و صحنه های درگیری نهایی خیلی خوب ساخته شده که در سینمای ایران خیلی خوب است، من اعتقاد دارم حاتمی کیا با استفاده از هنرنمایی آقای اسلامی خواسته است استادی خود را به رخ آقای ده نمکی بکشاند!

5-اشاره جالب سرتیپ فلاحی در مناظره با مسئول مقاومت پاوه در فیلم، نقد جریان سرکوبی های ارتش در اول انقلاب است.

6-پارادوکس دکتر چمران و دکتر عنایتی بعنوان دو مبارزه همسنگر در آمریکا و دو دشمن در ایران، خوب در آمده است و نکته جذاب فیلم است.

7-اشاره به زندگی شخصی چمران در آمریکا هم در نوع خود جالب در آمده است. بیان داستان زندگی آمریکا در دوربین نوعی نگاه سمبولیک به فیلم است

به هرحال در فیلم جنگی هم می توان در حالیکه در یکی از سنگرها پناه گرفته می شود، سخن هایی با شمولیت انسانی والا را مطرح کرد، کاری که تارکوفسکی در فیلم کودکی ایوان انجام داد، من در رسیدن به  این هدف توسط حاتمی کیا شک دارم. در کل من از دیدن این فیلم غافلگیر شدم و دلیل آن این است که من حاتمی کیا را جزو صادق ترین کارگردانان سینمای ایران می دانستم ولی این فیلم این نظر را تامین نکرد!

------------------------------------------------------   

513- نام فیلم: ترک ها

نام لاتین: Cracks

Imdb:6.7

 محصول 2009 انگلستان، ایرلند، اسپانیا، فرانسه و سوئیس

نام کارگردان: جردن اسکات

نام بازیگران: اوا گرین( خانم ج) ( خیالبافان- حس کامل- سایه های تاریک)

ماریا والورده(فیاما)، جونو تمپل(دای) و .....

موضوع: بدنبال آمدن فیاما به یک مدرسه مذهبی، معلم شنا آنان خانم جی و گروه محصلین به سر گروهی دای روابط خاصی را با وی برقرار کردند و حسادت و دوستی ها شکل می گیرد ...

نظر: ضعیف تا متوسط

جردن اسکات دختر کارگردان نامی سینمای هالیوود ریدلی اسکات است. جردن سبک متفاوت با سینمای پدرش را انتخاب کرده است. انچه مبنا و اساس فیلم است اخلاق و وجود عقده های روانی  است و روی روابط اخلاقی و دو موضوع حسادت و دوستی متمرکز است. موزیک متن ثابت در کنار هویت های اخلاقی نامعلوم و آشفته، فیلم را به سمت آشفتگی سوق می دهد. بخصوص هویت اخلاقی همکلاسی های فیاما غیر قابل درک است. رفتار خانم جی و عشق و کینه  وی به فیاما ساختار مناسبی برای شکل گیری اش ندارد، بخصوص بازی ضعیف اوا گرین به این ضعف ها دامن زده است. در کل کارگردانی و هنرپیشگی ها ضعیف هستند و شاید تنها نکته مثبت فیلم رنگ و لعاب هنرپیشه های آن -که تمامی انها زن هستند- و مناظر زیبای انتخاب شده در فیلم می باشد. در نگاه کلی پایان بندی فیلم بهتر از شروع و تداوم آن است.

--------------------------------------

514- نام فیلم: برای روم با عشق

نام لاتین: To Rome With Love

Imdb: 6.3

محصول 2012 آمریکا، ایتالیا و اسپانیا

نام کارگردان: وودی آلن

نام بازیگران: وودی آلن (جری)، پنه لوپه کروز(آنا)، حسی ایسین برگ(جک)، روبرتو بنینی(لئوپارد)، الیسون پیل(هیلی)، السنادرو تیبری(آنتونیو)، آلساندرو ماسترو ناردی(میلی)، آلن پیچ(مونیکا)، فابیو آرمیلتو(جیان کارلو) و .....

موضوع: در باره زندگی موازی 5 ماجرای مختلف

نظر: خوب تا خیلی خوب

این فیلم به نظر می رسد در ادامه فیلم نیمه شب در پاریس(2001) وودی آلن باشد و این بار تلاش وودی آلن استفاده از هویت رمانیتک رم برای داستان سازی و ارائه یک فیلم کمدی باشد با این فرق که در این فیلم خود وودی آلن 80 ساله به ایفای نقش پرداخته است. در این فیلم برای خلاف فیلم پاریسی وودی آلن، نمادهای سمبولیک ان کمتر شده است ولی در فیلم حضور جان (آلک بالدوین) نمادی مشابه ایتالیایی  آدریانا(ماریون کوتیار)- که در فیلم نیمه شب در پاریس  به نظر سمبول  شهر پاریس بود-  به نظر می رسید. فیلم رمی وودی آلن شامل 5 داستان موازی بود. از نظر نوع سیستم داستانی، داستانها از سه دوره تشکیل شده بودند. آرامش، عدم تعادل -آشفتگی و آرامش مجدد. طنزهای وودی آلن در فیلم را دوست داشتم اگرچه گاه به نظر می رسد پیری آرام آرام خود را در این فیلم وودی آلن نشان داده است. به هرحال با وجود نمره نسبتا پائین سایت imdb من باور دارم این فیلم، فیلم جالب و دوست داشتنی است و سفارش دیدن آن را به دوستان فیلمهای کمدی به سبک وودی آلن را می کنم!

--------------------------------------------------------

  515- نام فیلم: پذیرایی ساده

محصول 1390 ایران

نام کارگردان: مانی حقیقی

نام بازیگران: مانی حقیقی(کاوه)، ترانه علیدوستی(فرشته)، صابر ابر و .....

موضوع: کاوه با فرشته با مشاین لکسوس راهی مناطق محروم و مرزی می شوند تا پول کلانی که همراه خود دارند بین مردم منطقه تقسیم کنند .....

نظر: متوسط  تا خوب

اول  باید بگویم ما در فیلم پذیرایی ساده با یک فیلم اخلاقی روبروئیم. طرح کلی داستان این است که اگر یک دفعه پول هنگفتی به مردم مختلف برسد، چگونه اعتقادات خود را اگر در تعارض در کسب آن باشد؛ حفظ می کنند. لیکن باور دارم آقای مانی حقیقی و کوهستانی برای تعریف و ساختن این طرح، داستان خوب و معقولی را تعریف نکرده اند و این ایراد اصلی داستان است یعنی اینکه یک زوج نا معلوم با ماشین لکسوس با حجم هنگفتی پول، ان را به شکل مسخره و دیوانه واری تقسیم می کنند. نحوه تقسیم پولها طوری است که انگار با دو نفر که قرصهای توهم زا خورده اند، رو در روئیم! در حالیکه اگر غرض به جا آوردن نذر یا امور خیریه باشد راههای زیاد و راحت تری را می توان طرح و اجرا کرد! اما در هدف فیلم فارغ از داستان نامعقول آن، می توان تامل داشت. هدف آقای حقیقی به تصویر کشیدن هویت ها و شخصیت های آدم های مختلف در رودرویی اعتقاد و غیرت در برابر پول باد آورده است. اینجاست که گوهر آدم ها معلوم می شود و معلوم می شود آدمها چقدر به قداست آنچه در دل به زبان می آورند، ایمان دارند. این تقابل شخصیت های مختلف به فیلم ارزش معنوی و اخلاقی می دهد. آدم های مختلفی مانند :

1-پیرمردی که با قناعت و درویشی زندگی می کند و به حجم پول هنگفتی که دستش می رسد نه می گوید، این رویه در مرد قهوه چی هم ادامه دارد.

2-دزدی که طمع به مال بسته و برای آن طرح و برنامه می چیند.

3-مردی که جسد بچه اش را به خاطر پول می فروشد.

4-مردی که پول یافت شده را پنهان می کند.

5-مردی که برادرش را به خاطر پول پشت پا می گذارد.

6-کودکانی که در کمال سادگی پول را با هیزم عوض می کنند.

7-سربازهایی که به خاطر پول تعهد کاری خود را فراموش می کنند.

هر کدام از اینها مورد کنکاش اخلاقی قرار می گیرند. کاوه معیار و محک سنجش این افراد و فرشته مظهر احساسات یک زن در تعارض با این اتفاقات است . ولی به هرحال اساس و دلیل اخلاقیات کاوه و فرشته گنگ و نامفهوم است و آخرش هم با یک جمله فرشته ختم به خیر می شود که کاش نمی شد!..... به هرحال این فیلم را می توان جزو فیلم های بدیع سینمای این روزهای ایران دانست و بدان بی اعتنا نشد!......

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393ساعت 11:33  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های انتقام جویان-دربند-نمایش ترسناک فیلمهای پنی-خانه اخر زمان-دختران به سوی مرگ می روند

506- نام فیلم: جمع شدن  انتقام جویان

نام لاتین:  Avengers Assemble

Imdb: 8.2

 محصول 2012 آمریکا

نام کارگردان: جوز ویدون

نام بازیگران: رابرت داونی جونیور(تونی اسمات-مرد آهنین)

کریس ایوانز(استیو راجرز-کاپیتان) – مارک رافالو( دکتر بروس بنز- هالک)، ثور (کریس همسورف) ، اسکارلت جوهانسون( ناتاشا روانف- بیوه سیاه)- جرمی رنر(کلینت باتون- چشم شاهین) ، تام هیدلستون(لوکی) و.....

بعضی افتخارات:

آکادمی اسکار: کاندید بهترین افکت صدا

بفتا: کاندید بهترین افکت صدا

موضوع: به دنبال آزمایشهایی که بر روی منشور انرژی صورت گرفت، لوکی موجود فضایی به نیت حاکمیت بر زمین، آن را می دزدد. بدنبال تهدید کره زمین، انتقام جویان برای مقابله با لوکی دور هم جمع می شوند ....

نظر متوسط تا خوب

فیلم انتقام جویان تقلیدی از فیلم چهار شگفت انگیز(تیم استوری 2005)  است منتهی رنگ و لعاب بهتری پیدا کرده است ولی از نظر موضوعی درهم و برهم تر و بیشتر انرژی و هیجان فیلم صرف نمایش فیگورهای اکشن و یا جلوه های کامپیوتری شده است وگرنه داستان و ضرباهنگ فیلم پیچیده و هر اتفاق عجیب و غریب بدون مقدمه در آن عادی است! ولی به هرحال زحمت زیادی برای این فیلم کشیده شده است ولی اغراق در این زحمات، باروری داستان را دچار مشکل کرده است. در هر صورت فیلم حتما مورد توجه نوجوانان و یا کسانی که دوست دارند فیلم های مهیج و با انرژی و تخیلی ببینند قرار خواهد گرفت!

-------------------------------------

507- نام فیلم: دربند

محصول سال 1391 ایران

نام کارگردان: پرویز شهبازی

نام بازیگران: نازنین بیاتی(نازنین)، پگاه آهنگرانی(سحر)، بهرنگ علوی(بهرنگ) و .....

افتخارات:

جشنواره فجر برنده سیمرغ بلورین بهترین های فیلمبرداری، بازیگر دوم زن(پگاه آهنگرانی) و کارگردانی و کاندید سیمرغ بلورین بهترین های طراحی صحنه، بازیگر دوم مرد(بهرنگ علوی)، بازیگر اول زن(مریم بیاتی)، فیلمنامه و فیلم

موضوع: سحر که به تازگی در دانشگاهی در تهران قبول شده است در جستجوی خانه ای برای اقامت با دختر عطرفروشی به نام نازنین هم اتاق می شود و وارد اتفاقات زندگی این دختر می گردد....

نظر: خوب تا خیلی خوب

خدا را شکر در کنار  فیلم های ضعیف ایرانی، همیشه فیلمی وجود دارد که کیفیت و هنرمندی عوامل آن باعث شگفتی ما شود تا این باور را به ما تلقین کند که در کشور ما پتانسیل های خوبی برای فیلمسازی  وجود دارد. بعد از دیدن فیلم خوب نفس عمیق(1378) باز با یک فیلم درخشان دیگر از آقای شهبازی رو به رو شدم. باور دارم این فیلم از نظر ساختاری و تاثیرپذیری از فیلم نفس عمیق بهتر بود. ساختار هر دو فیلم نشان می دهد که آقای شهبازی با دقت و حساسیت خوب به مشکل جوانان و سرگشتگی و عدم قید و مشکلات اخلاقی این جوانان توجه خوبی دارد. قرار دادن یک دختر شهرستانی در قبال جوانان تهرانی نوعی ایجاد کنتراست میان دو فرهنگ مختلف است تا اوج اضمحلال اخلاقی جوامع صنعتی این روزهای کشور نمایش داده شود. در این میان کارگردانی عالی و تدوین خوب فیلم- که یک جورهایی با فیلم های انرژیک اصغر فرهادی مانند چهارشنبه سوری و جدایی نادر از سیمین هماوردی می کند-جذابیت لازمه را برای مخاطب برای تعقیب داستان تا آخر فیلم را فراهم می کند. علاوه بر اینها، بازی درخشان خانم ها مریم بیاتی و پگاه آهنگرانی به جذابیت فیلم افزوده است. تنها نکته ای که در باره فیلم دارم بگویم، عدم پروار شدن مناسب نقش پسر آقای زارعی بهمن به عنوان عامل بسیار مهم بسته شدن پرونده فیلم است که به اصل کل فیلم ایراد وارد کرده است. کاش پایان بندی فیلم بهتر از آنچه دیدیم بسته می شد.

---------------------------------------------  

508- نام فیلم: نمایش فیلمهای ترسناک پنی

نام لاتین: The Penny Dreadful Pictures Show

 

Imdb: 5.2

 محصول 2013 آمریکا

نام کارگردانان: الیزا سونسون، نیک ادارات، لی اسکات

نام بازیگران: الیزا سونسون(پنی ترسناک)، کاریگ بلیر، تئودور بلوکاس و .......

موضوع: پنی ترسناک با دو تن از بستگان کریه المنظر، دارای یک سینما هستند. پنی دوستانی که اینترنتی پیدا کرده است به داخل سینما می کشد و برای آنها فیلم ترسناک می گذارد. در دل خود موضوع فیلم سه فیلم کوتاه ترسناک نشان داده می شود .....

نظر: متوسط تا ضعیف

نکاتی که فیلم را تضعیف می کنند زیاد دیده می شود. از جمله بازیگری بد بازیگران و نمایش ضعیف سه اپیزود فیلم ترسناک که در دل فیلم نمایش گذاشته می شود. ولی شاید نکات قابل تحمل  فیلم را در دو نکته ذکر کرد:

اول طرح کلی داستانی فیلم که بد نبود و دیگری پایان بندی فیلم که ما را با یک فیلم با ساختار حلقوی روبراه می کند ولی در کل دیدن این فیلم را به هیچکس من جمله طرفداران فیلمهای ترسناک پیشنهاد نمی کنم ....

----------------------------------------------------------

  509- نام فیلم: خانه ی آخر زمان

نام لاتین: The House of the End Time

  

 

Imdb: 7.0

محصول 2013 ونزئلا

نام کارگردان: آلخانرو هیدالگو

نام بازیگران: رزمل باستا مانته(لئو پولودو)، آدرینا کالزاویلا(ویانته)، گونزالو کابرو(خوان خوزه)

موضوع: خانم لئوپولدو بعد از سی سال زندانی بودن به جرم قتل همسر و فرزندش، ادامه زندان خود را به صورت حصر در خانه خود محکوم می شود. کشیش محل که ماجرای قتل را باور ندارد برای کمک به وی وارد خانه می شود و فیلم با فلاش بک های سی سال پیش ادامه می یابد....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم ترسناک خانه ی آخر زمان، دارای طرح جدیدی است. معمولا قضاوت کردن سر طرح های جدید ممکن است با اختلاف سلایق مختلف روبرو شود و بعضی آن را چرت و بعضی آن را عالی بدانند، ولی هرچه باشد این فیلم می تواند پتانسیل خوب ساختن فیلم های ترسناک در خارج از هالیوود را بدور از کلیشه های جاری ترسناک فیلم های هالیوودی نشان می دهد! به باور من، نقطه قوت فیلم، فیلمنامه و طرح اصلی داستان فیلم است که با دکوربندی و تدوین  نسبتا خوب، آن را جذاب کرده است ولی کارگردانی و بازیگری ها متوسط تا ضعیف هستند و در حد قواره های این فیلم نمی باشند و به آن ضربه زده اند......

-------------------------------------------------------

510- دختران به سوی مرگ می روند

نام لاتین: Girls Gone Dead

Imdb:3.6

محصول 2012 آمریکا

نام کارگردانان: مایکل هافمن، آرون ت.ولز

نام بازیگران: کتی پترسون(ربکا فوستر)، شها استوارت(میسی پرات)، کیلی هایز(کلی موریس)، دیوید آسم(دارن) و .....

موضوع: ربکا راهی یک سفر  با دوستانش می شود. مادر ربکا انگیره های قوی مذهبی دارد و  ربکا سفارشات مذهبی می کند. در این سفر ربکا و دوستانش شاهد قتل های زنجیره ای می شوند .....

نظر: ضعیف تا متوسط

با وجود اینکه این فیلم جزو فیلم های خیلی ضعیف در سایت معتبر IMDB معرفی شده است ولی به اعتقاد من داستان اصلی فیلم با توجه به تضادهای مذهبی مادر و دختر  می توانست خیلی خوب در بیاید. متاسفانه کارگردانان فیلم به جای تلاش در بهینه کردن داستان، انرژی خود را بیشتر صرف مسائل تین ایجری و روابط معترضه فراوان فیلم کرده اند، از اینروست این فیلم نتوانست مانند مجموعه فیلم های جیغ مورد توجه زیاد قرار بگیرد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 0:1  توسط نادر نظامی  | 

نگاهی بر فیلم های هانا آرنت-آگورا- شیطان پرادا می پوشد-هر و گلهای جنگ

501- نام فیلم: هانا آرنت

نام لاتین: Hannah Arendt

 

محصول 2012 آلمان، اسرائیل، لوکزامبورگ و فرانسه

IMDB: 7.3

نام کارگردان: مارگرتا ون تروتا

نام بازیگران: باربارا سوکوا(هانا آرنت)، جانت مک تیر(مری مک کارتی)، جولیا جنتچ(لاته)، آلکس میلبرگ(هانریش) و .....

موضوع: درباره برشی از زندگی هانا آرنت یک زن فیلسوف معروف قرن بیستم که در آن به تحلیل محاکمه یک افسر معروف نازی در جریان کشتار یهودیان می پردازد و مورد انتقاد شدید قرار می گیرد .....

نظر: خوب تا خیلی خوب

فیلم هانا آرنت فیلمی متفکرانه و فلسفی است. اعتقاد دارم که کارگردان فیلم دانش و صداقت خوبی فارغ از هیاهوهای تبیلغاتی معمول اینگونه فیلمها داشته است و بخوبی توانسته است، برش مناسبی از گوشه ای از زندگی یکی از بزرگترین فلاسفه زن قرن بیستم نشان دهد. آنچه در فیلم مدنظر است از سه نما می توان مورد بررسی قرار داد:

اول-دیدگاه فلسفی هاناآرنت به عنوان یک منتقد نظامهای توتالیتر و افراد وابسته ای که به این نظامها وابسته و عوامل آن هستند.

دوم-تحلیل و نقد مفاهیم حقوقی که در باره اعمال وابستگان این نظامها وجود دارد.

سوم-قضاوتهای احساسی و فاقد تفکر و فهم دقیق که نقد های فلسفی را نمی پذیرند.

اما از دیدگاه کلی به اعتقاد من فیلم برش کافی از زندگی این فیلسوف زن را به تصویر نکشیده است و فلاش بکهای هایدگر در فیلم روشنگر نیستند و زائد به نظر می آیند. اگر دایره فیلم ابعاد بیشتری از زندگی هانا آرنت را فراهم می نمود، ارزش بیشتری پیدا می کرد...

-------------------------------------

502- نام فیلم: آگورا

نام لاتین: Agora

Imdb rate: 7.2

محصول 2009 اسپانیا

نام کارگردان: آلخاندرو آمنبار( دیگران)

نام بازیگران: راشل وایز(هایپشیا) بازیگر فیلمهای چشمه و مومیایی

اسکار ایزک(اورتسیس)، راپرت اوانز(سیرسیل)، همایون ارشادی(اسپاسیوس)، ماکس مینگولا(داووس) و .....

موضوع: در باره زندگی یک دانشمند و ستاره شناس زن به نام هاپیشیا در قرن دوازدهم میلادی در اسکندریه، که زندگی علمی و فلسفی وی دستخوش ناملایمات سیاسی و مذهبی آن موقع اسکندریه قرار گرفت ....

نظر: خوب

فیلم آگورا، فیلمی تکان دهنده و تراژدیک است. آمنبار کارگردان این فیلم امکانات خوبی برای ارائه یک فیلم تاریخی داشته است و توانسته فضاسازی خوبی را خلق کند. فیلم تا حدودی منتقد جریانات مذهبی غیر منعطف و خشن است و تیغ تیز آن به سوی مذهبیون اولیه مسیحیت در قرن سیزدهم بوده است. استفاده از دانش هپیشیا نماد ضدیت تدین خشک و سنتی با پیشرفت های تکنولوژی و روشنفکران آن زمان بوده است که می تواند کنایه ای به این زمانه هم داشته باشد. از نماد دیگر فیلم یک شناخت مختصر درباره گوشه ای مهجور از تاریخ را می دهد که برای مخاطب ایرانی می تواند آموزنده باشد!

اما در کنار محاسن برجسته فیلم، به اعتقاد من آمنبار بازی درخشانی از بازیگران خود نگرفته است و خانم راشل وایز قواره خوبی برای فیلمی به این عظمت نبوده است. بازیگرها جایگاه شخصیتیشان خیلی خوب جا نیافتاده است که از میان آن همه می توان به نقش داووس برده توجه کرد. نقش همایون ارشادی هم منفعل است و توجه زیادی را جلب نمی کند. ولی داستان خوب فیلم این ضعف ها را جبران کرده است اگرچه گسستگی موضوعات مختلف گاه در داستان به چشم می آید. در بازی گرفتن از هنرپیشگان از آمنبار کارگردان فیلم دیگران توقع بیشتری می رفت.

----------------------------------------------------

503- نام فیلم: شیطان پردا می پوشد

نام لاتین: The Devil Wears Prada

Imdb Rate:6.8

محصول 2006 آمریکا

نام کارگردان: دیوید فرانکل

نام بازیگران:

مریل استریپ(میراندا پریستلی) – زن آهنین- مامی میا- ساعت ها- اتاق ماروین- پل های سرزمین مادیسون- ایرون وید- کرامر علیه کرامر

آنا هاتاوی(اندی اسچز)- یک روز- آلیس در سرزمین عجایب- خاطرات پرنسس

امیلی برانت(امیلی) – ویکتوریای جوان

استانلی توتسی(نیگل) ، سیمون بیکر(کریستین توماسون)، آدرین گرینر(نات)

بعض افتخارات:

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های بازیگر اول زن(مریل استریپ) ، طراحی صحنه و گریم

گلدن کلوب: کاندیدای بهترین های فیلمنامه نویسی، بازیگر اول و دوم زن، طراحی صحنه و گریم

خلقه منتقدان لندن: برنده بهترین بازیگر زن سال و بازیگر نقش دوم زن بریتانیا(امیلی برانت)

موضوع: درباره دختر جوانی به نام اندی که بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه به عنوان دستیار رئیس مجله به نام میراندا می شود. سختگیری های میراندا زندگی اندی را سخت دگرگون می کند .....

نظر: متوسط تا خوب

فیلم شبیه شیطان پرادا می سازد در سینمای آمریکا زیاد دیده می شود. هدف تصویر کشیدن یک ارتباط شغلی با خصیصه افراد آن است که مطابق داستان پیش می رود و صرفا بافت داستانی با رنگ و لعاب تجاری دارد. در بازیگری ها اگر چه مریل استریپ باز توانمندی خود را نشان داده است ولی باور دارم این فیلم جزو بهترین کارهایش نیست. بازی بقیه معمولی ولی جذاب است.

------------------------------------------

504- نام فیلم: هر

نام لاتین: Her

Imdb:8.3

نام کارگردان:اسپایک جونز(اقتباس، جان مالکویچ بودن)

نام بازیگران: جاکوئین فونیکس(تئودور) مرشد- Walk the Line- نشانه ها- قلم پرها- گلادیاتور)

آمی آدامز(مرشد-جنگچو- آمادئوس-خدمتکار)

رونی مارا(کاترین)

اسکارلت جوهانسون(سامانتا-فقط صدا)

و ......

بعضی افتخارات:

اکادمی اسکار: برنده بهترین فیلمنامه و کاندیدای بهترین های فیلم سال، موزیک و تدوین طراحی تولید

گلدن کلوب: برنده بهترین فیلم سال

منتقدان لندن: کاندیدای بهترین های فیلم سال، فیلمنامه

موضوع: تئودور در آستانه طلاق از زنش، با سیستم عامل هوشمندی به نام سامانتا رابطه عاطفی و عاشقانه برقرار می کند .....

نظر: خیلی خوب

یکی از دوستانم که از فیلم لذت زیادی برده بود به من اذعان داشت فیلم در ارتباط با شخصیت زنانه یا آنیمای یک مرد است ولی وقتی فیلم را دیدم با توجه به مطالعاتی که در این زمینه داشتم به این یقین نرسیدم. به باور من اسپایک جونز با ارائه یک فیلمنامه جالب و جدید، روابط عاشقانه میان دو جنس را با نمایی جدید به تصویر کشیده است. این بار طرف مقابل جنس مرد، یک هوش مصنوعی زن یا یک رایانه است. رایانه ویژگی اش این است که با صداقت و فارغ از پارازیت های انسانی روابط عاشقانه انسانی را بازسازی می کند و به اعتقاد من فیلم "هر" از پس این تصویرگری برامده است. سابق براین فیلم هایی که انسان را در چالش با تقابل با رایانه کشیده اند ساخته شده است ولی این فیلم با تم عاشقانه این تقابل را پیش کشیده است. دیدن نحوه ارتباط سامانتا با تئودور ناخوداگاه مرا به یاد فیلم اودیسه فضایی سال 2001 استانلی کوبریک می اندازد. استفاده از سمبول های زن آسیای جنوبشرقی یک جورهایی یادآور فیلم گمشده در ترجمه 2003 ساخته سوفیا کاپولا است. غریبگی و فاصله به صورت سمبول انسانهایی با نژادی دیگر آورده شده است.

--------------------------------------------------------------

505- نام فیلم: گلهای جنگ

نام لاتین: The Flowers of War

 

Imdb:7.7

محصول 2011 چین و هنگ کنگ

نام کارگردان: ییمو ژانگ

نام بازیگران: کریستین بله(جان میلر) ، نی نی(یو مو)، زی ژانگ(شو)، جیا شان(مو) و ......

بعضی افتخارات: کاندید بهترین فیلم خارجی گلدن کلوب

موضوع: بدنبال حمله ژاپنی ها و مرگ کشیش کلیسایی در چین، جان میلر به عنوان یک متصدی دفن و کفن و نیز تعدادی از زنان بدکاره شهر به یک کلیسا پناه می برند ولی کلیسا مورد حمله ژاپنی ها قرار می گیرد ......

نظر: خوب تا متوسط

این فیلم همان فیلمی است که در جریان رقابت بر سر بهترین فیلم خارجی در سال 2012 از اصغر فرهادی در گلدن کلوب شکست خورد. در نظر کلی داستان فیلم داستان بدی ندارد. فیلم پر زحمت و پرخرج به نظر می رسد و بخاطر همین، تاثیر گذاری ویژه اینگونه فیلم ها را دارد. موضوع فیلم هم انسانی و جالب است ولی چند نکته در باره این فیلم می توان گفت.

اول اینکه خشونت های سربازان ژاپنی نمایی برجسته دارد و اینکه یک امریکایی با چینی ها با هم می ریزند تا ژاپنی های بیرحم را مقهور قدرت خویش کنند ، جالب است! نمی دانم آیا این فیلم منظور خاصی از این امر داشته است یا نه؟ شخصیت ژنرال ژاپنی به نظر نا متعادل است و در حین اینکه وی خوش خوی و عاشق موسیقی است، به شکلی ناباورانه پلید می شود. به اعتقاد من شخصیت پردازی ژاپنی های سرباز در این فیلم بیشتر شعاری و فاقد ظرافت است و گویا این فیلم سفارشی برای ضدیت برعلیه ژاپنی های دوره جنگ ساخته شده است. امری که البته در دنیای فیلم های سفارشی و هالیوودی عادی است.

دوم جریان جنگ های اول فیلم غیر مقعول و بیشتر سمبل سازی است و منطق خوبی در قدرت نمایی سرباز چینی وجود ندارد. توانایی سرباز چینی اول فیلم یاد آور رمبوها و آرنولدهای هالیوودی است و ضمن اینکه اتفاقات جنگی فیلم گاه مضحک به نظر می رسد مثل جریان منفجر کردن نارنجک ها با تفنگ یا جریان منهدم کردن تانک با تیر چراغ برق!

سوم در احساسات شخصیت های مثبت فیلم همانطور که در بیشتر فیلم های شرق دور مشاهده می شود افراط گری زیاد دیده می شود ولی با این وجود روابط میان زنان بدکاره و دختران صومعه دوست داشتنی است و می شود فداکاری انها را نسبت به هم در فیلم هضم کرد و نکته دوست داشتنی فیلم در همین روابط جا گرفته است.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 15:17  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های زمانی برای دوست داشتن- کتاب استر- 12سال بردگی- پاورقی و ویکتوریا جوان

۴۹۶- نام فیلم: زمانی برای دوست داشتن

 

محصول 1386 ایران

نام کارگردان: ابراهیم فروزش

نام بازیگران: نگین صدق گویا(پری) ، محسن تنابنده(محسن)، بهناز جعفری(معلم)، علی شادمان(بابک)، محراب رضایی(افشین)، علیرضا مظفری(مجید) و .....

موضوع: درباره زندگی یک کودک معلول مغزی که در تنش با برادر و خانواده اش و شرکت در فعالیت های اجتماعی به سر می برد ......

نظر: متوسط تا ضعیف

فیلم با عاطفه و حس همدردی خوبی با بابک معلول شروع می شود و آنچه در فیلم برجسته و تاثیرگذار است، معلولیت بابک در کنار داشتن عواطف و هوش یک انسان سالم است. بازی علی شادمان به عنوان یک معلول مغزی در فیلم بسیار خوب درآمده است ولی این به معنای موفقیت فیلم نیست. مشکل فیلم در تعریف داستانهایی روی می دهد که برای بابک رخ می دهد و به نظر می رسد آقای فروزش برای ساختن داستان معقولیت اتفاقات را کنار گذاشته است. اگر بخواهیم با طنز با قضیه کنار بیائیم شاید این اتفاقات را همپایه با تیپ فیلمهای هندی می توان قرار داد! روی هویت افراد به غیر از خود شادمان که نقش یک معلول را بازی کرده بود، خوب کار نشده بود. بازی آقای تنابنده که من وی را یکی از بازیگران موفق این روزهای سینما و تلویزیون می دانم، از ضعیف ترین نقشهای سینمایی وی بوده است....

...........................................................

497- نام فیلم: کتاب استر

نام لاتین: The Book of Esther

محصول 2013 آمریکا

نام کارگردان: دیوید ا.ر روایت

نام بازیگران: جین لی لی(استر) ، تائو پن گیلیز(هامان)، روبرت میانو(مردکای)، جوئل اسمالت بون(خشایارشاه) و ....

موضوع: براساس قسمتی از کتاب تورات که در آن استر زن یهودی به عنوان ملکه وارد کاخ خشایارشاه می شود و مشکلاتی که هامان وزیر خشایارشاه برای یهودیان ایجاد می کند ......

نظر: متوسط تا ضعیف

یک چند سالی است که بحث استر و مسائلی که با ایرانیان داشته است، داغ شده است. به باور من دلیل مطرح شدن و برجسته شدن داستان استر دو چیز است:

اول قضیه کدروتهای ایجاد شده میان دولتهای ایران و اسرائیل

و یکی مطرح کردن داستان استر توسط یک سخنران دارای قدرت کلام خوب، یعنی آقای رائفی پور

آقای رائفی پور اعتقاد دارد در روز 13 فروردین، استر با همکاری عمویش مردکای که در دربار خشایارشاه نفوذ داشته اند، بیش از 75000 ایرانی که به نظر بیشتر از اقوام و یا طرفداران هامان وزیر خشایارشاه هستند، به قتل رسیده اند. و در این روز جشنی هم یهودیان به نام هامون کشان یا پوریم می گیرند. این اتفاق چیزی نیست که در تاریخ کوچک شمرده و اصلا مطرح نشود. خود فیلم کتاب استر اصلا کوچکترین اشاره ای به این اتفاق نمی کند و جریان استر و عمویش مردکای، با کشته شدن تنها هامان وزیر خشایارشاه بسته می شود! ولی به هرحال این نکته برای آقای رائفی پور به عنوان یک مذهبی دو آتشه خالی از لطف نیست بداند که در زمان استر و عمویش مردکای، یهودیان دین برتر بوده است و ایرانیان به عنوان مشرک شناخته می شوند! بنابراین زیاد خودش را عصبانی نکند! یه هرحال تاریخ گذشته و در عهد عتیق  انجیل کتاب استر به این اشاره شده است که یهودیان مجوز قتل دشمنان خود را دریافت کرده اند و با جنگ در شهرهای ایران 75000 نفر را کشته اند که البته از آنها به عنوان دشمنان یهود ذکر شده است که نیاز به یک تحقیق تاریخی دارد!

درباره فیلم باید بگویم اولین چیزی که در فیلم به ذوق می خورد، کوچک کردن فضای حشمت و جاه و جلال خشایارشاه -که در آن زمان عظیم ترین کاخهای دنیا را داشته است-می باشد. نمایش شکل بارگاه، کاخ و نیز لباس درباریان اصلا تطابقی با دوره هخامنشیان ندارد! و شاید در نوع خود نمایش حشمت شاهان قدیم به این صورت بسیار مسخره به نظر می رسد! انگار خشایارشاه کدخدای یک ده بوده است!  وضعیت خانه استر با کاخ خشایارشاه تقریبا یکی به نظر می رسید. شاید آقای وایت خواسته است مثل بعضی فیلم ها الگوی تئاتری به فیلم بدهد، ولی باز این نمی تواند دکور بسیار بد فیلم را توجیه نماید! دوم روی منطق فضاسازی میان شخصیت های داخل کاخ خوب در نیامده است. دیالوگ ها  سعی شده است ساده باشد. لباس بازی گرها به لباس ها عربها و من در آوردی شباهت دارد و بازی ها معمولی و یا ضعیف  هستند. ولی به هر حال من از ترکیب بندی قیافه های مردکای و هامان زیاد بدم نیامد و پذیرفتنی است. در خیلی فیلمهای تاریخی در زیبا نشان دادن چهره های تاریخی اغراق می شود، در حالیکه با قبول اینکه آنزمان ها وسایل آرایشی و بهداشت و استحمام به این صورت نبوده است، قیافه ها قطعا دردمندتر بوده اند ولی خوب قیافه استر ....

البته داستان کتاب استر که عنوان فیلم است در اینجا ختم نمی شود و با جنگ یهودیان در شهرهای ایران باید ادامه پیدا می کرد. ضمن اینکه داستان راهیابی استر به دربار خشایارشاه در کتاب استر به شکل دیگری اشاره شده است که بد نیست علاقه مندان به داستان استر، آن را در کتاب انجیل تعقیب نمایند.....

-------------------------------------------------

498- نام فیلم: 12 سال بردگی

نام لاتین: 12 Years a Slave

محصول 2013 آمریکا و انگلستان

نمره imdb: 8.4

نام کارگردان: استیو مک کوئین

نام بازیگران: چی وتله اجیو فور(سالومون نورت آپ)، میکائیل فاسبندر(ادوین اپس)، لوپیتا نیونگ(پتسی)، برایان بات(قاضی ترنر) و ......

بعضی افتخارات:

آکادمی اسکار: کاندیدای بهترین های فیلم، هنرپیشه اول مرد، هنرپیشه دوم مرد، هنرپیشه دوم زن، طراحی صحنه، کارگردانی، تدوین و فیلمنامه

گلدن کلوب: برنده بهترین فیلم درام و کاندید بهترین های هنرپیشه دوم مرد، دوم زن، کارگردانی، فیلمنامه

بفتا: کاندیدای بهترین های فیلمنامه، فیلم، هنرپیشه اول مرد، دوم مرد، دوم زن، فیلمبرداری، تدوین و طراحی تولید

منتقدان لندن: برنده بهترین های فیلم، هنرپیشه مرد، دوم زن

کاندید بهترین های بازیگر دوم مرد، کارگردانی، فیلمنامه

موضوع: در باره زندگی واقعی سالومون نورث آپ که به بهانه کارجدیداز شمال امریکا توسط چند نفر ربوده شده و به برده داران جنوب آمریکا فروخته می شود و ....

نظر: خوب

فیلم هایی که در باره عصر برده داری در امریکا ساخته شده اند، کم نیستند ولی باید توجه کرد این عصر در آمریکا به پایان رسیده است و اکنون یک ریاست جمهور سیاهپوست در آمریکا زمام امور را بدست دارد، لذا باور دارم فیلمهایی مانند 12 سال بردگی ارزششان بیشتر به پرده برداری از یک برهه از تاریخ آمریکا تعلق دارد که اکنون زمان آن گذشته است و بیشتر به فاتحه خوانی برای یک متوفی بدبخت و دلسوزی برای آن شباهت دارد که دیگر آه و زاری بازماندگان سودی ندارد! ولی به هرحال فیلم 12 سال بردگی فیلمی خوش ساخت است که توان جذب مخاطب خود را تا آخر فیلم داراست و عوامل فنی خیلی خوبی دارد ....

-------------------------------------

499- نام فیلم: پاورقی

نام لاتین: Footnote

 

 محصول 2011 اسرائیل

Imdb Rate: 7.1

نام کارگردان: ژوزف سدار

نام بازیگران: شالوموبار آبا(الیزر شاکولنیک)، لیور اشکنازلی(اوریل شاکولینک)، آلیزا روزن( یودلیت)، آلما زاک(دیکلا شاکولینیک) و .......

بعضی افتخارات: آکادمی اسکار- کاندید بهترین فیلم خارجی(در رقابت با جدایی نادر از سیمین)

جشنواره کن : برنده بهترین فیلمنامه و کاندید نخل طلایی

موضوع: درباره زندگی یک محقق پیر ناکام اسرائیلی که درباره کتاب تلمود پژوهش می کرد ولی پشت سر افتخارات پسرش که وی نیز یک پژوهشگر بود   قرار داشت تا اینکه به محقق پیر خبر موفقیت در کسب جایزه اسرائیل را می دهند و......

نظر: متوسط تا خوب

من فیلم را از دو نما ارزیابی می کنم.

اول نمای تبلیغاتی فیلم که در واقع کارگردان فیلم یک جورهایی در پی این بوده است تا فرهنگ یهود، کتاب تلمود و پژوهشگران  را اعتبار بخشد.

دوم نمای اخلاقی فیلم که نقطه قوت آن به حساب می آید ولی به باور من نتیجه گیری و تعلیق نهایی فیلم می توانست بهتر از اینها باشد! فداکاری پسر به خاطر پدر کلیشه ای  است و شکلهای شبیه آن آن در فیلمهای مختلف زیاد دیده شده است! ولی به هرحال باور دارم فیلم می توانست پتانسیل بهتری از اتفاق اخلاقی پیش آمده بین پدر و پسر ارائه دهد!.....

-------------------------------------------------  

500- نام فیلم: ویکتوریا جوان

نام لاتین: The Young Victoria

محصول 2009 انگلستان و آمریکا

نام کارگردان: جین مارک واله

بازیگران: امیلی بلانت(ملکه ویکتوریا)، راپرت فرند(پرنس آلبرت)، پائول بتانی(لرد ملبورن)، میراندا ریچاردسون(دوشیزه کنت) و .....

بعضی افتخارات: آکادمی اسکار برنده اسکار بهترین طراحی صحنه و کاندیدای بهترین های گریم و طراحی هنری

گلدن کلوب: کاندیدای بهترین هنرپیشه زن(امیلی بلانت)

بفتا: برنده بهترین طراحی صحنه و گریم

موضوع: درباره چگونگی به سلطنت رسیدن ملکه ویکتوریا در قرن نوزدهم و ارتباطات درباری وی و ازدواج وی و......

نظر: خوب تا متوسط

 فیلم ویکتوریا جوان در کل فیلم شیکی است. دکوربندی خوب، استفاده از کاخهای سلطنتی انگلستان، چهره مطلوب هنرپیشه نقش ملکه ویکتوریا به دل می نشست و جذابیتی خوبی برای فیلم ایجاد کرده است. به باور من فیلم موفق شده است نقش مصمم ملکه ویکتوریا را بخوبی نمایش دهد ولی مشکل فیلم طرح زمانی فیلم است که گویا نیاز بوده است برای جمع بندی آن، اتفاقات  و حوادث داستان فیلم تداوم بیشتری داشته است. یعنی فیلم تنها قطع شده از گوشه ای از زندگی ملکه ویکتوریا است بخصوص اینکه تکست های نهایی فیلم این موضوع را با تاکید بیشتری به مخاطب دیکته می کنند ........بازیگری ها معمولی است!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت 12:3  توسط نادر نظامی  | 

نظری بر فیلم های نقطه داغ-هاچی افسانه یک سگ- بعد از خواندن بسوزان-تعبیر خواب-جاذبه

491- نام فیلم: نقطه داغ

نام لاتین: The Hot Spot

محصول 1990 آمریکا

نام کارگردان: دنیس هاپور

نام بازیگران: دون جوهانسون(هری ماکس)

ویرجینا مادسن(دلی هارشاد)

جنیفر کانلی( گلوریا هارپر)-الماس خون-بچه های کوچک- آب تاریک-فکر زیبا- مرثیه ای برای یک رویا-خانه ای از شن و ماسه

جری هاروین(جرج هارشاد)

ویلیام سادلر(فرانک ساتن)

و......

موضوع: بدنبال استخدام هری ماکس در یک نمایشگاه فروش ماشین، وی درگیر رابطه با دو زن به نام های دلی هارشاد همسر صاحب کار خود و گلوریا دختر جوان مغازه دار می شود و .......

نظر: متوسط تا خوب

فیلم نقطه داغ از نظر وجود یک داستان رمانیک فیلم خوبی است و شاید دلیل اصلی آن ، این باشد که براساس یک رمان نوشته شده است. نکته جذاب فیلم، استفاده از دو دختر زیباروی خانم ها ویرجینا مادسن- یاد آور چهره جذاب شارون استون - و جنیفر کانلی است که شاید برای کسانی که فیلم های تین ایجری را دوست دارند، برایشان خیلی جالب باشد، ولی به اعتقاد من با تمام این حرف ها با وجود طراحی خوب ، فیلم دارای تدوین ، کارگردانی و بازیگری متوسطی است و می توانست خیلی بهتر از اینها ارائه شود.

------------------------------------------

492- نام فیلم: هاچی افسانه یک سگ

نام لاتین: Hachi: A Dog’s Tale

 Rate Imdb: 8.2

 

محصول 2009 آمریکا

نام کارگردان: لاسه هالستروم(شکلات)

نام بازیگران: ریچارد گر(پارکر ویلسن)- می تونی با من برقصی، شیکاگو و زن زیبا

جوآن آلن(کیت ویلسن) – بورن ها- دفترچه یادداشت

سارا رومر(اندی)

موضوع: براساس داستان واقعی یک سگ که وابستگی شدیدی به صاحبش پیدا نمود و هر روز در ایستگاه قطار منتظر وی می نشست .....

نظر: خیلی خوب

فیلم هاچی نماد یک عشق و عاطفه بسیار قوی است که در یک سگ وجود دارد ولی انسانها فاقد آن هستند. شاید این فیلم را بهترین فیلم در تعریف شخصیت وفادار یک سگ بتوان تعریف کرد. میلان کوندرا در کتاب بارهستی، عشق سگ را در یک دایره قرار می دهد که فراری از آن وجود ندارد ولی دوستی و خوشبختی انسان خطی و تنوع طلب است. آنچه در این فیلم انسان را تحت تاثیر قرار می دهد، دریای بیکران محبت سگی است که نثار صاحبش می کند و او راه فرار از این دریا را نمی داند و چون محبت چیزی است که بوسیله همه درک می شود، لذا یک احساس عاطفی عمیق با سگ ایجاد می شود و الحق هالستروم تصور چشمگیری از آن نشان داده است. اگرچه این فیلم مورد التفات هیچ جشنواره سینمایی قرار نگرفت ولی نمره بالای آن در سایت imdb نماینگر توفیق مردمی خیلی خوب آن است. در فیلم ریچارد گر همراه خانواده مجازی خود خانم ها جوان آلن و سارا رومر، بازی چشمگیری ارائه داده اند. نکته جالب فیلم این است که براساس داستانی واقعی از زندگی و فرجام یک سگ ژاپنی در بین سال های 1923 تا 1932 م ساخته شده است.

-------------------------------

 493- نام فیلم: بعد از خواندن بسوزان

نام لاتین: Burn after Reading

Imdb rate: 7

محصول 2008 آمریکا، انگلستان و فرانسه

نام کارگردان: برادران کوئن

نام بازیگران: فرانسیس مک دورماند(ایندا لیتزیک)- فارگو

جرج کلونی(هری فراری)- یازده یار اوشن- توفان کامل- سه پادشاه- صلح ساز- از طلوع تا غروب

براد پیت(چاد فلدهایمر) – درخت زندگی، اراذل بی آبرو، زندگی عجیب بنجامین باتون-بابل – خانم و آقای اسمیت-یازده یار اوشن-هفت

جان مالکویچ(اسبورن کاکس)- اجساد گرم- عوض شده- جان مالکویچ بودن- مردی در ماسک اهنین- پرتره یک زن

تیلدا سوینتسن(کتی کاکس)

بعضی افتخارات:

گلدن کلوب- کاندید بهترن های فیلم و بازیگر زن(فرانسیس مک دورماند)

بفتا: کاندیدای بهترین های فیلمنامه، بازیگر دوم مرد(براد پیت) ، بازیگر دوم زن(تیلدا سوینتسون)

موضوع: بعد از اخراج اسبورن کاکس از سازمان امنیت ملی آمریکا وی اقدام به نوشتن خاطرات خود می کند، سی دی این خاطرات از قضا بدست چاد و لیندا کارمندان یک باشگاه ورزشی می افتد و انها سعی می کنند از طریق آن از اسبورن اخاذی کنند و .....

نظر: متوسط تا خوب

از کوئن هایی که فیلم های درخشان سرزمینی برای پیرمردها نیست، فاگو و گذرگاه میلر را از آنها دیده ام وبه عنوان کارگردانان صاحب سبک و معتبر در دنیا شناخته شده اند، انتظار بیشتری در ارائه بهتر فیلم بعد از خواندن بسوزان وجود داشت. فیلم یک کمدی از قشری بودن و سطحی بودن تفکرات مردم معمولی در آمریکا حکایت می کند و یک جورهایی اشاره هایی  منتقدانه  به تحت تاثیر قرار گرفتن از تبلیغات رسانه ها در برابر بحث های جاسوسی های مجازی است. در کنار این سطحی بودن، بحث ارزشهای جدید بیهوده در کنار فرهنگ پول پرستی که هرچیزی را در این دنیا مجاز می کند، که نوعی نگرش طنزگونه به وضعیت فعلی جامعه آمریکایی است . تعلیق آدم ها و احساسات و ارزشها در جو امروز امریکا حرف اصلی فیلم است.   از این دیدگاه این فیلم برادران کوئن شباهت زیادی با دیگر فیلمشان لبوفسکی بزرگ(1998) دارد.

-----------------------------------------

494- نام فیلم: تعبیر خواب

 

محصول 1391 ایران

نام کارگردان: رضا دادویی

نام بازیگران: شهاب حسینی- حمید ابراهیمی-مهران نائل- رضا آتیانی- الهه حسینی

موضوع: داستان پلیسی که بین دو راهی انجام وظیفه یا تن در دادن به قول و درمان دخترش مانده است .....

نظر: ضعیف تا متوسط

فیلم براساس یک طرح اخلاقی بنا شده و آقای دادویی اصرار دارد فیلم براساس این طرح بیان شود ولی بیان فیلم، جذاب نیست، بخصوص موزیک متن ضعیف، طراحی صحنه های ضعیف درگیری و حوادث مهم فیلم(مانند صحنه درگیری پلیس ها با دزدها در جواهر فروشی، صحنه فرار دزد از دستشویی کلانتری،، صحنه دزدیده شدن مریض از بیمارستان و ....)  شاید از دلایل مهم  تضعیف فیلم باشد، ضمن اینکه هنرپیشگی ها با وجود تلاش خوب بازیگران، به دلیل مشکل سرهم بندی کردن سرنوشت داستان در یک شب، ناتوان به نظر می رسد! روی منطق لوکیشن ها خوب کار نشده است و اگر بخواهیم فضای فیلم را در یک نمایی کابوس وار تصور نمائیم، فیلم چنین مجوزی به ما نمی دهد! سعی شده است دیالوگ ها حساب شده در بیایند ولی بیشتر ساختگی به نظر می رسند. به هرحال ساختار فیلم تلاش کرده است شخصیت هایش را برجسته تر و به یاد ماندنی تر به رخ بکشد ولی .....

-----------------------------------------------  

495- نام فیلم: جاذبه

نام لاتین: Gravity

محصول 2013 آمریکا و انگلستان

Imdb rate: 8.3

نام کارگردان: آلفونسو کارون(بچه های مرد، هری پارتر و زندان آزکابان، و همچنین مادر شما)

نام بازیگران: ساندرا بولاک(رایان استون) – سمت کور، خانه ای در دریاچه، دختر شایسه، جادوی عملی و سرعت)

جرج کلونی(مت کاوالاسکی)-نیمه مارچ، بعد از خواندن بسوزان، یازده یار اوشن، سه پادشاه، صلح ساز، از غروب تا طلوع)

بعضی افتخارات:

اسکار: کاندیدای بهترین های فیلم، بازیگر اول زن، فیلمبرداری، کارگردانی، تدوین، موزیک، طراحی صحنه، تدوین صدا، میکس صدا، افکت تصویری

گلدن کلوب: برنده بهترین کارگردانی، کاندیدای بهترین های فیلم و بازیگر زن

بفتا: کاندیدای بهترین فیلم سال بریتانیا

کاندیدای بهترین فیلمنامه اصلی، فیلم، بازیگر زن، فیلمبرداری، تدوین، طراحی صحنه، صدا، افکت تصویری و کارگردانی)

منتقدان لندن: کاندیدای بهترین فیلم، هنرپیشه زن، کارگردان سال، تدوین، فنی ترین فیلم سال)

نظر: خوب تا متوسط

فیلم جاذبه در نوع خود یک استثنا سینمایی محسوب می شود. کارگردانی و طراحی فیلم شجاعانه است و می توان آن را ضرب المثلی از یک فیلم فنی موفق دانست ولی به اعتقاد من مشکل اصلی فیلم، فیلمنامه و پایه داستانی آن است ولی به هرحال وِیژگی های فنی فیلم روی آن ماله کشی کرده است! فضای منطقی داستان و منطق حوادث فیلم سئوالات زیادی را مطرح می کند . نقش خانم ساندرا بولاک در نوع خود قابل تقدیر است.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت 11:29  توسط نادر نظامی  | 

مطالب قدیمی‌تر