نظری بر فیلم های جعبه موسیقی-سنگ صبور- نکهبان- آرگو و چهارصد ضربه
396- نام فیلم: جعبه موسیقی
محصول 1386ایران
نام کارگردان: فرزاد موتمن
نام بازیگران: علی شکوهی( ارسلان قاسمی)، رامید جوان( فرشته مامور)، شاهرخ فروتنیان( دکتر شکوهی)، نیکی کریمی(مادر علی) و .....
موضوع: در باره ارتباط فرشته ای مامور که برای دادن خبر مرگ به سراغ قربانیان می رود ولی کودکی به نام علی قدرت پیدا می کند تا این فرشته را ببیند.....
نظر: ضعیف
یکی از سوژه های تکراری سینمای و تلویزیون ایران، همین داستان تکراری ترسیم فرشته مرگ است . سابق بر این فیلم ، روز فرشته(بهروز افخمی 1372) ، اخلاقتو خوب کن(مسعود اطیابی1389) اشارات طنز آلودی به این داستان داشتند و فرق فیلم موتمن با آنها این است که سعی کرده است نگاه جدی به داستان فیلم بیاندازد ولی همین نگاه باعث شده است ، ما بخاطر مشکل فیلم با یک فیلم خسته کننده با دیالوگ ها و بازیگری های ضعیف روبرو شویم، چون حداقل آن دوفیلم سابق فرصت خندیدن به بیننده خود می دادند! .... در این فیلم ما با مجموعه ایی از دیالوگ های رو درو و مستقیم روبروئیم. ما نظیر این سبک را در فیلم شب های روشن موتمن دیده بودیم، ولی آن فیلم با بازیگری عالی هانیه توسلی وعلی احمدی و طنازی داستان زیبای داستایوسکی به دل می نشست، ولی این فیلم نه داستان خوبی داشت و نه بازیگری خوبی و نه کارگردانی حساب شده ای! ضمن اینکه حضور هنرپیشگان خوبی مثل نگار جواهریان، طناز طباطبایی و حتی نیکی کریمی صرفا تبلیغاتی به نظر می رسد، جوریکه جمع بازی بی فایده این دو هنرپیشه مستعد – خانم طباطبایی و جواهریان- جمعا به پنج دقیقه هم نمی رسید . در کنار اینها باید به آقای فراستی مدعی نیز تبریک گفت که در جمع مشاورین فیلمنامه حضور داشت !!.....
--------
397- نام فیلم: سنگ صبور
نام لاتین: Patience Stone
محصول 2012 افغانستان، فرانسه
نام کارگردان: عتیق رحیمی
نام بازیگران:گل شیفته فراهانی(زن جوان)، حمید دجاودان(مرد-شوهر)، مسیح مروت(سرباز جوان)، حسینا بورگان(عمه) و ......
برنده جایزه بهترین بازیگر زن فستیوال گیخون (گل شیفته فراهانی)
موضوع: زن جوانی در جریان جنگ افغانستان سرپرستی شوهرش را در حال کما منزل به عهده می گیرد ، و با وی مانند یک سنگ صبور درد و دل می کند .....
نظر: متوسط تا خوب
فیلم بر پایه داستانی خوب و عاطفی بنا شده است و اتفاقا بازی خوب گل شیفته به طراوت این نقش کمک خوبی کرده است و بدان قدرت بخشیده است ولی فیلم اتکا زیادی به صحنه های تکراری درد دل زن با شوهر در حال کما، تبدیل شده است و این تصاویر کمتر دارای خلاقیت تصویری هستند، شاید تنها تصاویر قابل اعتنا سینمایی در فیلم صحنه های جنگ در شهر باشند ، ضمن آنکه دلیل صحنه قتل عام در خانه همسایه با توجه به دلرحمی مهاجمان و رفت و آمدهای زن جوان معلوم نیست! آخرین سکانس فیلم هم به نحو باورنکردنی سر و ته فیلم را به هم می بندد و بیدار شدن مرد در حال کما و قدرت عجیب وی ، حتی اگر سمبولیک نگاه شود، باور کردنش مشکل است! کارگردان فیلم موفق شده است تا حدودی جنبه های مقدس و معشوق زن را در تقابل با هم نشان دهد ....
-------------
398- نام فیلم: نگهبان
نام لاتین: The Guard
محصول 2011 ایرلند
نام کارگردان: جان مایکل مک دونالگ
نام بازیگران: برنان گلیسون(سر گروهبان جری بویل)، دن چیدل(افسر اف بی آی دندل اورت) و ....
بعضی جوایز: کاندید بهترین هنرپیشه گلدن کلوب(برنان گلیسون)، کاندید بهترین بازیگر سالو بهترین فیلم انگلیسی حلقه منتقدان لندن و .....
موضوع: به دنبال جریان یک قتل و ماجرای قاچاق نیم میلیارد دلار کوکائین، افسر اف بی آی وندل ادورت به همراه سر گروهبان جری بویل وارد تحقیق برای یافتن سر نخ این قاچاق شدند ....
نظر: متوسط تا خوب
فیلم پلیسی نگهبان با یک نگاه کمدی ملایم، در پی مطرح کردن شخصیت های آدم های داستان در کنار سوژه داستان است. لذا شاهد حواشی شخصیتی بعضی کارکترهای داستان بخصوص شخصیت سر گروهبان ایرلندی جری بویل هستیم و این ویژگی به این فیلم هویتی خاص داده است. ولی در کنار شخصیت پردازی خوب، خود داستان اصلی پردازش خوبی ندارد. واقعیت اینکه اصولا آدم های بد داستان که در پی قاچاق نیم میلیارد دلار کوکائین هستند ، دارای آن باند و گروه سازمان یافته برای این قاچاق نیستند و در کنار این موضوع، خود گروه پلیسی که این مسئله را تعقیب می کند، با وجود آمدن یک افسر اف بی آی به جمع آنان، فاقد پردازش خوب کار تیمی و سازمان یافته است، لذا در این فیلم پلیسی ، داستان خوب کار نشده ، سرکوفت شخصیت پردازی مناسب شخصیت های فیلم می شود! این ضعف بخصوص در سکانس نهایی آن بیشتر به چشم می خورد! ولی در حین حال تعلیق نهایی فیلم را می توان یک جورهایی دوست داشت....
--------
399- نام فیلم: آرگو
نام لاتین: Argo
محصول 2012 آمریکا
نام کارگردان: بن افلاک
نام بازیگران: بن افلاک(تونی مندز)، جان گودمن(جان چمبرز) ، آلن آرکین(لستر سیگل) و .....
افتخارات: کاندید بهترین های تدوین، فیلمنامه، تدوین صدا، فیلم سال، تلفیق صدا، بازیگر دوم مرد(آلن آرکین)، موسیقی آکادمی اسکار، برنده بهترین های کارگردانی و فیلم و کاندید بهترین های بازیگر دوم مرد، فیلمبرداری گلدن کلوب و کانید بهترین های فیلم، فیلمنامه، بازیگر دوم مرد و تدوین حلقه منتقدان لندن
موضوع: جاسوس سیا تونی مندز برای فراری دادن 6آمریکایی فراری در جریان گروگان گیری سفارت آمریکا، با مجوز ساخت یک فیلم به ایران سفر می کند و .......
نظر: متوسط
اگر بخواهم درباره فیلم آرگو نظر دهم، نظر دادن من سیاسی خواهد بود. اول از همه این نکته را متذکر می شوم که به اعتقاد من حمله به یک سفارتخانه خارجی ، فارغ از مسائل حقوقی آن، از نظر اخلاقی نیز کار بسیار شنیعی است. حال از سوی هر کسی می خواهد باشد. به هرحال بر طبق یک معاهده دو طرفه، دو دولت تصمیم می گیرند با هم رابطه داشته باشند و یک دولت مثل آمریکا حدود 70 نفر را نزد سی و پنج میلیون ایرانی آن زمان می فرستد! آنها با این قلت جمعیت، طبعا نیاز به حمایت و رعایت اخلاق دارند و این نهایت ناجوانمردی است که با تعداد کثیری بدانها حمله شود. اگر بحث خیانت و جاسوسی در سفارتخانه ای مطرح است و تحمل آن مشکل، دولت معترض می تواند خیلی راحت در سفارت را ببند و رابطه خود را قطع کند! این خیلی کار بدی است و آمریکایی ها حق دارند به شدت به این کار ایرانی ها اعتراض کنند! لذا من به باوری که در ساخت این فیلم موثر بوده است، احترام می گذارم و هموطنان عامل را گناهکار می دانم! اما در باره خود فیلم، بن افلاک کاش برای ساخت این فیلم، سعی می کرد واقع انگاری هایش را بیشتر کند و اگر بعضی صحنه ها، واقعا اتفاق نیافتاده باشند، نوعی سیاه نمایی از هویت و شخصیت ایرانی ها نشان داده است. شما نباید فراموش کنید داستان گروگان گیری آمریکایی در سال 1358 اتفاق افتاد و در آن من به خوبی یاد دارم که گروه های سیاسی مجوز فعالیت داشتند و حتی در راه پیمایی ها روبروی سفارت آمریکا حصور داشتند. اعدامها و سرکوبهای سیاسی بعد از آزادی گروگانها اتفاق افتاد، لذا نمایش صحنه دار زدن از جرثقیل مناسب آن روزها نیست و ثانیا اصلا سبک دار زدن به ان شکل هم نیست! البته افراد تندرو مذهبی جولان می دادند و خوب هم جولان می دادند! البته در فیلم ، جریان حمله به سفارت خوب طراحی شده بود، فضای ساختمان و خانه های اطراف بد نیود! و صحنه گروگان گیری هم خوب بود و صحنه اعدام مصنوعی گروگانها و نیز اقامتگاه آنها فکر کنم، درست نبود! نمای بازار تهران خوب نبود و دالان بازار از آنچه نشان داده شده بود بزرگتر و خود بازار خلوت تر است! آدم شناسی افراد تهرانی در فیلم خوب پردازش نشده بود، ولی جو ضد امریکایی آن روزها درست بود ولی نحوه حمله معترضان به ماشین خارجی ها مضحک به نظر می رسید! از صحنه های مضحک فیلم، پنهان شدن 6 امریکایی فراری در خانه سفیر آمریکا به محض شنیدن صدای هلیکوپتر بود!! .... اما مضحک ترین قسمت فیلم همان صحنه فرار تخیلی گروه 7 نفر آمریکایی ها در فرودگاه مهرآباد بود! نظیر همین مسخره بازی در جریان فرار خبرنگار خارجی در فیلم سنگسار ثریا دیده می شد! بعد از انکه هویت فراریان آمریکایی فاش شد، پاسداران موفق نمی شدند در گیت ورودی را باز کنند!! بعد به برج مراقبت دیر رسیدند! بعدش آن تعقیب مسخره هواپیما در باند فرودگاه و جالب ترین آن گریز هواپیما در فضای کشور بود! .... گویا بن افلاک فراموش کرده است که از فرودگاه مهرآباد تا مرز ترکیه با هواپیما حدود 45 دقیقه راه است و ایران دبی یا کویت نیست که با یک گاز، هواپیما از مرز خارج شود. به علاوه عدم اجازه پرواز به یک هواپیما خیلی راحت تر از انچیزی است که در فیلم دیده می شود ، ضمن آنکه می خواندم منتقدها در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که گریز این آمریکایی ها در واقعیت خیلی ساده و بی دردسر بوده است!! ..... لذا فیلم ؟آرگو از نظر مفهومی فیلمی است سرشار از اشتباهات!! .....
-------
400- نام فیلم: چهارصد ضربه
نام لاتین: The 400 Blows
محصول 1959 فرانسه
نام کارگردان: فرانسیس تروفو
نام بازیگران: ژان پیر لئود(آنتونی دونیال)، کلریر موریه(گیلبرت دونیل)، آلبرت رمی( جولین دونیال)، گای دکوسل(پیت فولیه- معلم فرانسه) ، پاتریک اوفای(رنه) و....
بعضی از افتخارات: کاندید بهترین فیلمنامه آکادمی اسکار، برنده بهترین کارگردانی و کاندید نخل طلایی جشنواره کن و ....
موضوع: در باره کودک مدرسه ای به نام تروفو که پیوسته درگیر مشکلات خانوادگی و مدرسه است و در نهایت باعث گریز و جرم می شود .....
نظر: خوب
فیلم چهارصد ضربه یک فیلم تربیتی زیباست و می تواند برای خانواده ها آموزنده باشد. آنچه برای تروفو اهمیت دارد این دیدگاه است که جرم می تواند زاده محیط تربیتی و آشفته خانواده و یا مدرسه باشد.تروفو به نحو موفقیت آمیزی این نگاه را به تماشاگر منتقل می کند .نکته دوم فیلم فراز و نشیب های شخصیتی آنتونی نوجوان است که تلاشهای مصلحانه را در تعارض با مسائل محیطی شکست خورده نمایش می دهد. مثلا زمانی که مادر تلاش می کند کمبود محبتش به پسر را جبران کند، محیط مدرسه با ان تناقض دارد، اگر چه به باور من تروفو در این تفاوت رفتار ظریف تر و دقیق تر می توانست عمل کند. نکته سوم و عالی فیلم شخصیت خود انتونی است که شخصیت مجرمش ترحم برانگیز برای مخاطب می شودوتماشاگر می تواند وی را دوست داشته باشد و در باره بلاهایی که سرش آمده است، فکر کند.








































